سخن طی می کنم ناگاه در خوابدر آن بی گه که در جو خفته بود آببـه گـوش آمـد صـدایـی در چـنـانـمکــه کــرد از هـزیـمــت مــرغ جــانـمچـنـان بـرخـاسـتـم از…
| سخن طی می کنم ناگاه در خواب | در آن بی گه که در جو خفته بود آب |
| بـه گـوش آمـد صـدایـی در چـنـانـم | کــه کــرد از هـزیـمــت مــرغ جــانـم |
| چـنـان بـرخـاسـتـم از جـا مـشـوش | کـه بــرخـیـزد سـپــنـد از روی آتــش |
| چــنـان بــیـرون دویـدم بــیـخــودانـه | کـه خـود را سـاخـتـم گـم در مـیـانـه |
| مــن درمــانــده کــز بــیـرون ایـن در | بـه آن صـیـاد جـان بــودم گـمـان بــر |
| ز شست شوق تـیری خورده بـودم | کـه تـا در مـی گـشـودم مـرده بـودم |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











