بزنی طعنه به یک بی ثمری هم، دزدی
که به آن طعنه شود در به دری هم، دزدی
هیچ کس درد مرا با دلِ خون نشنیده
دل، بری از همه باخیره سری هم دزدی
دزد آن، نیست که از در برود بالا تا…
یک شب از یار کسی دل ببری هم دزدی
بشکنی بال کسی، بگذرد از عشق خودش
تا شود بال خودت بال و پری هم دزدی
همدمت وای، اگر همدمِ خوبی باشد
بی هوا دل بدهی بر نفری هم دزدی
بخدا هر که دم از عشق زند نامرد است
با تو ام، از همه نامرد تری هم دزدی
سرگشته
شاعر سهراب عرب زاده.سرگشته.
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











