مهدی صادقی مود
عصرِ یک روزِ سرد و بارانی
چشمهایش – دو قاتلِ جانی
با روشهای غیر انسانی
عاشقم کرد / انتخابم کرد
بوسه هایی که طعم گس می داد
به لبم مزه ی ملس می داد
بی حیا می گرفت و پس می داد
آخرین بوسه اش خرابم کرد
وقتِ رفتن دو چشمِ تر هم داشت
از دل زارِ من خبر هم داشت
بغض و تردیدِ بی ثمرهم داشت
رفتنش قطره قطره آبم کرد
رفت… ، شبها همیشه تب دارم
وحشت از نیمه های شب دارم
حسِ “پا خوردن” و رَکب دارم
دکترم رفتم و جوابم کرد… !
مهدی صادقی مود
لغتنامه دهخدا: پا خوردن کسی ؛ فریب خوردن او.
بخش مسمط | پایگاه خبری شاعر
منبع: سایت شعر ایران











