لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 8 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

راز دل خود با همه مردم نتوان گفت باید که ز بیگانه نهان کرد و نهان گفت در پرده عجب مطرب زیرک به نوا خواند آن قصه که با جمع پریشان نتوان گفت دستی به گری…

راز دل خود با همه مردم نتوان گفت
باید که ز بیگانه نهان کرد و نهان گفت
در پرده عجب مطرب زیرک به نوا خواند
آن قصه که با جمع پریشان نتوان گفت
دستی به گریبان زد و افسانه ی بیداد
با مویه به صد شور و نوا جامه دران گفت
با زمزمه ها قصه ی عمرر گذران را
در اینه ی دیده ی من آب روان گفت
گل خنده زند لیک پریشان رود از باغ
رازیست که در گوش دلم بادی خزان گفت
احوال بهاران و غم مهلت گل را
نرگس به چمن گفت ولیکن نگران گفت
جان بر سر روشنگری بزم کسان کن
کاین پند مرا شمع فروزان به زبان گفت
بر دختر رز بنگر و مست از می حق باش
این طرفه سخن با دل من شاخ رزان گفت
ما رهرو اقلیم خداییم و غمی نیست
زان یاوه که تر دامن آلوده دهان گفت
شد جان و دلم تشنه ی پیغام محمد
کو رمز شرف را به جهان از دل و جان گفت
ای گمشده اقلیم خداوند نقطه ی امن است
کاین دایره را مرشد ما خط امان گفت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج
آخرین اخبار شعر و ادبیات