تو را از جان شیرینم عزیزا دوستتر دارم
پُرم از تو بجای جان، تو را من دوستتر دارم
دو چشمانت جهانگیر و رُخت در چشم من هر روز
از این رو چشم خود جانا، ز چشمت دوستتر دارم
لبانت لعلِ پر گوهر، پر از عطر خداوندی
به لبهایم چو نام توست، لبم را دوستتر دارم
دلت پاک است و معصوم است، چنان اَمشاسپَندانی(۱)
دلم پر گشت از یادت، دلم را دوستتر دارم
پری روی و پری پیکر، نشستی در درون من
خودم را من از این عالم، به جانت دوستتر دارم
روانم پر زمهر توست، روانت باد جاویدان
روانم را ز این زندان، عزیزا دوستتر دارم
۱. اَمشاسپَندان: فرشتگان
——————-
دزفول
چهارشنبه
۱۴۰۴.۰۹.۰۳
۱۸:۲۰


