فصل پاییز پر از برگ جدایی که فتاد!
یاد کن خش خش پژواک صدایی که فتاد!
چه بگویم چه ستایم چه سرایم جز تو
در سرم نیست بجز ذکر خدایی که فتاد!
زرد و پرکنده و پرپر شدم از آفت هجر
پرتو مهر چه آلوده زدایی که فتاد!
تا ابد چشم بر آن چشمه ی جان افزا داشت
عاشق سوخته ی جان به فدایی که فتاد!
هر کجا باشی و هر طرح که در سر داری
یار در خاطره بسپار و ندایی که فتاد!
دست ناخورده به دل ردّ قدم هایش ماند
لاله گون باد طریق الشّهدایی که فتاد!
صبر و آرام و قرار از دل یزدان برداشت
جلوه ی آب و گِل و ناز و ادایی که فتاد!
# یزدان_پاک_مهر


