بالا یا پایین
با همین بیرق که هی بالا و پایین می کنی
یک جهان را مبتلا بر درد تخمین می کنی
ای دلار سبز بی ترمز که گازش می دهی
عاقبت تعظیم پیش حضرت چین می کنی
هم میان جیب و کیف پولها تر زنی
هم ستم بر ما چو جلاد تموچین می کنی
تا نباشد هیچ تقصیری مگر بر گردنت
باسن خود را همیشه رو به دوربین می کنی
تا بیفتد از نفس این اسب صاحب مرده ات
باز در جیک ثانیه یک اسب نو زین می کنی
پنجم هر ماه ملت پولشان ته می کشد
باز میدوشی تو و هی ناله نفرین می کنی
می زند خود را به ان در تا فراموشش کنی
باز تو یادش می افتی ودلش خین می کنی
در فراز و در نشیب زندگی تازه نفس
می رس ی از راه و انجا را پر از مین می کنی
می روی تا اخر ده کوره ها و جای نان
بر تن ملت فقط شلواری از جین می کنی
گر چه خود یکشنبه ها سو ی کلیسا می دوی
دیگران را فاسد و کرمو و بی دین می کنی
دشمن مستضعفانی و همه دانند که
بی پدرها را سوار بر لیموزین می کنی
می شوی مو ی دماغ هر که جیبش خالی است
غلطک زالو صفتها را پر از فین می کنی
چوب لای چرخ هستی و اگر چرخید چرخ
درخفا ان چرخها را راحت از پین می کنی
زیر چرخ خودروی ملی پکید و دم نزد
ملتی که پیش پایش دام تزئین می کنی.


