الا ای سرو آزادی قدت شیدایی دوران
که میپیچد به هر کوچه شمیمت عطر بیپایان
به بیداد زمانه گرچه دلها در تباهی شد
ولی ما زندهایم از شور عشقت در همین زندان
شبی بیخواب از فکرت دو چشمم خیره بر گوشی
کدامین عکس میرقصاند این دل را به هر عنوان
لباس مد بپوشانی و صد سلفی بگیری باز
ولی آدینه می داند که اصلیتر بود ایمان
در این دنیای بس فرضی که هر دم میرسد پیغام
بیا یک لحظه بیرنگ و ریا باش ای مه تابان
فریب فال آدینه مخور ای دل که در این شهر
کسی دیگر نمیبیند به جز خود را در این میدان
حدیث عشق را گفتی به رمز و راز در گوشی ها
تو گویی حال دوران را به گوش عالم و عرفان
اگردنیا مجازی شد به یک لایکی و کامنتی
ولی آن مهر دیرین را نگردد جانشین اینسان
شب تنهایی و تیکتاک ساعت همچنان باقیست
مخاطب جان بده کامنت که باشد مرهم هجران
شاعر : خداداد آدینه


