به انتهاى کوچه رسید ، یاد نگاه آخر برادرانش افتاد که پر از التماس بود و اندوه.
فرصتى نداشت.
میخواست بماند اما باید میرفت.
نسیم ملایمى وزید
و قاصدک رها شد.
نویسنده : محمد رضا صبوری ( م.آرام)
بخش داستان کوتاه | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو


به انتهاى کوچه رسید ، یاد نگاه آخر برادرانش افتاد که پر از التماس بود و اندوه.
فرصتى نداشت.
میخواست بماند اما باید میرفت.
نسیم ملایمى وزید
و قاصدک رها شد.
بخش داستان کوتاه | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو









