لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

مرگ یک درد!

هنوز داشت به من نگاه میکرد.اشک در چشمانش حلقه زده بود و من انگاه به این می اندیشیدم که چگونه تا کنون به این موضوع پی نبرده بودم که او هست.سرش را به پایین انداخت و آرام آرام با گام هایی لرزان از من دور می شد.نمی توانستم کاری کنم .این فقط تصمیم من نبود .حاصل چند سال تلاش خانواده و از همه مهمتر پزشکم بود.باور نداشتم اما برای آسودگی دیگران این حقیقت را دروغ پنداشتم.برای آخرین بار برایش دست تکتن دادم مطمئن بودم تسکینی برای درد دوریم باشد. اما مجبور بود .هیچ راهی پیش رو نبود .مهو تماشای او بودم که لطافت دستانی را در دستم حس کردم .آری او در تمام لحظات در کنارم بود.هیچگاه اینچنین خودرا وابسته او نیافته بودم.سرش را روی شانه ام گذاشت و من در حالیکه موهایش را نوازش میکردم بوسه ای بر گونهاش زدم و گفتم تمام شد .دیگراو نخواهم دید و او برای همیشه رفت.او برای همیشه از ذهن من رفت!

نویسنده : م.معتکف

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات