لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

یه گوشه نشسته و زیر چشمی همه رو برانداز میکنه . همه خوشحالند میخندیدن، میرقصیدن. فقط اون نشسته ، فقط اون منتظره …
با خودش فکر میکنه، راستی چرا نمیاد پیشم، چرا نمیاد بامن حرف بزنه، باهام برقصه.
یه لحظه میره تو فکر .دستپاچه بلند میشه ‎، میره تو اتاق ، خودشو تو آینه برانداز میکنه. چند قدم عقب، از دوربه لباسش نگاه میکنه، فکر میکنه چقدر تو این لباس زیباتر شده. یادش میاد که وقتی اومد تو همه از لباسش تعریف کردن. لبخند میزنه. میاد جلوتر. صورتشو تو اینه نگه میکنه. از دیدن خودش لذت میبره. با خودش میگه” من زیبام، همه اینو میدونن”
یه لحظه میره تو فکر….میخواد بدونه مشکل از کجاست ….با خودش کلنجار میره، اما….جوابی پیدا نمیکنه….
فکر میکنه، یه فرصت دوباره…
با غرور برمیگرده…
یک لحظه نگاهشون گره میخوره… آروم سلام میکنه ورد میشه…
میره یه گوشه و با خودش فکر میکنه ” آره، من خیلی زیبام “… و منتظرمیشینه …

نویسنده : معنا

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات