در میکده عشق چنان مست و خرابم
فارغ ز غمم دور ز اندوه و عذابم
شد مرحمت ساقی میخانه نصیبم
سر مست خراباتی یاقوت شرابم
چون طوطی طبعم هوس شور و نوا کرد
آهنگ دل افزای شنیدم ز برایم
از پیر مغان وعده وصلت چو شنیدم
بیخود ز خودم گشتم و خود در تب و تابم
باز آ فدایا به سرای من بیدل
خواهی محکم زن که من عاشق نابم


