فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 مرداد 1403

شماره ٢: به پرسش من در خون نشسته می آید

بـه پـرسش من در خـون نشسـتـه می آیدچـراغ طـور بـه بـالـیـن خـسـتـه مـی آیـدز بس شکستگی از صفحه جهان شد محوصـدا درسـت ز جـام شـکـسـتـه مـی آیدزمـانـه س…

بـه پـرسش من در خـون نشسـتـه می آیدچـراغ طـور بـه بـالـیـن خـسـتـه مـی آیـد
ز بس شکستگی از صفحه جهان شد محوصـدا درسـت ز جـام شـکـسـتـه مـی آید
زمـانـه ســخــت نـگـیـرد گــشــاده رویـان راهمیشه سنگ به درهای بـسته می آید
چـگـونـه چـتــر تـو از بــال بــلـبــلـان نـشـودبه پای بوس تو گل دسته دسته می آید
چــنـان ز غــیـرت بــلـبــل ادب رواج گـرفــتکه بـاغبان به چمن چشم بسته می آید
ز رشک عشق بـه مهتـاب بـدگمان شده امکـه بـوی درد ز رنـگ شـکـسـتـه مـی آید
ســبــو ز ورطــه غـم مـی بــرد مـرا بــیـرونگشـاد کار من از دسـت بـسـتـه می آید
هـلـاک مـردمـی چــشــم او شــوم صــائبکه خود خراب وبـه بـالین خستـه می آید

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج