روزی تفنگهای جهان ساز میشوند
سرگرم پایکوبی و آواز میشوند
یک روز میرسد که درختان مرده هم
میایستد و باز سرافراز میشوند
گل میدهند دست تبرهای سوخته
پروانه ها دوباره خبرساز میشوند
یک روز میرسد که گرههای کورمان
با دست عشق از سرمان باز میشوند
جایی نوشته بود: که آن روزهای خوب
هر روز با سلام تو آغاز میشوند
مثل گذشته باز تمام پرندهها
مشغول پر گشودن و پرواز میشوند
روزی تمام میشود این روزهای تلخ
تو میرسی و پنجرهها باز میشوند











