تا بر تــــــــن او تیر فزون تـــر می شد/ سعید سلیمان پور ارومی
تا بر تــــــــن او تیر فزون تـــر می شد
هم گریه ی مشک لاله گون تر می شد
می گفت: سلام باد بر خون حسین!
وقتی لب تشنه اش ز خـــون تر میشد…


تا بر تــــــــن او تیر فزون تـــر می شد/ سعید سلیمان پور ارومی
تا بر تــــــــن او تیر فزون تـــر می شد
هم گریه ی مشک لاله گون تر می شد
می گفت: سلام باد بر خون حسین!
وقتی لب تشنه اش ز خـــون تر میشد…









