خیلی دوست داشت یک شعری بگه . یا یک متن جالب و چشم گیر بنویسه . خلاصه خیلی دوست داشت . به نوعی مطرح بشه . یک روز راجع به محبوبش مطلبی نوشت . هر کی دید . یک ایرادی گرفت . یکی گفت :«من که منظورت رو نفهمیدم . » دومی گفت : « اصلاٌ این که نوشتی . یعنی چی ؟ دیگری گفت : « مطلبت هیچ ربطی به حضرت نداره . » این که بدجوری حالش گرفته شده بود . گفت : « بابا جون . اینا حرف دلم بود . از دلم بلند شد و روی کاغذ نشست . حرف دل هم بعضی وقت ها فهمیده میشه . بعضی وقت ها هم فهمیدنش خیلی سخته
مهدى علمى دانشور
://mahdidaneshvar.blogfa.com/
نویسنده : مهدی علمی دانشور
بخش داستان کوتاه | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











