لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 شهریور 1405

پایگاه خبری شاعر

داستان:

دلتنگی

دلتنگی
••••
● دلتنگ روز هایی میشوم که:

چشمانم نمی دید جز چَویل و اوریشم و بِرنجاس و دَرَمِه

گوشهایم نمی شنید جز رِلهء میش و کاره ی کَهره

در دهانم نمی چرخید جز صحبت دوغ و ماست وشیر و نکار وَهره

و در فکرم نبود جز تَش و تُنگ و دَرچِرا و کاسه بَهره

● دلتنگ لحظاتی میشوم که:

همه جا خوشبختی می بارید از رنگ و رو و سر و کول

و همه جا زیبایی موج می زد از کوه و بیابان و دره و نره

پُر بود گوشمان از آوای کِل و سِروو و ساز و نِقاره

و خاطرمان نمی رفت به خاره جز به فال و استخاره

● دلتنگ پدران و مادرانی میشوم که :

همه وجودشان وِرَه بود و همه دارائی شان آوِرَه

پوشش تنشان دَلگ بود و چِقَه و زِنارَه وچشمشان نشسته بود زندگی ما را به نظاره

طوافشان به دور تُوفتِ امیری بود و قبله شان لیرشیرو و بهاره

آثار دیگر نویسنده :

Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی :

قالب تخصصی داستان :