پایگاه خبری شاعر در دفاع ازوطن در این جنگ تحمیلی هم صدا با شاعران و نویسندگان با سلاح قلم می کوشد تا در کنار مردم شریف ایران پای کار باشد و آثار ناب شاعران استان های کشور را از طریق کانال https://eitaa.com/shaernews و پایگاه خبری شاعر https://shaer.ir/ منتشر نماید
امروزچهارشنبه دوازدهم فرودین ماه و روز 33 جنگ است
در این روزها روایت مردان و زنان اهل قلم روایتی شنیذنی است
پای اشعار هر کدام از شاعران این مرز بوم می نشینیم تا در بخش بیست و چهارم این مجموعه اشعار درد جانسوز هم وطنانمان را در تراوش های شاعران و نویسندگان به دل و جان بخوانیم
در بخش بیست و چهارم 25 شعر از شاعران ایرانی سراسر کشور را زمزمه می کنیم و می دانیم اهل قلم پای کار وطن هستند.
1
از هر چه به جز خاطر تو دل کندم
جز عشق تو با کس نخورد پیوندم
مادر! وطنم! عقاب مجروح از غم
با مرهم جان زخم تو را میبندم
پروین_رضائی
شاعران_البرز
2
بو حسینیه اعظمدی عجب شوکتی وار
سرور و شاه شهیدانه اونون نسبتی وار
دییرم صهیون بد طینت و آمریکایه
سیزدن آرتیخ بو حرمخانمیزین قدمتی وار
حسنتقیلو (سالک زنجانی)
شاعران_زنجان
حسینیهاعظمزنجان
3
شوّالئن اونبیری جسارت الوب
شیعان بوردا هتک حرمت الوب
نبض زنجاندادی حسینیه
بغض مین جاندادی حسینیه
دههی اول محرّمده
نشر اولار اعتلاسی عالمده
ریشهی اعتقاد انسانلار
رشتهی وحدتِ مسلمانلار
نوری انوار کبریادَندی
شوری سلطان کربلادَندی
قانئلان یازمیشوخ عِلَملرده
محکَموق داغ کیمین بو غملرده
رهِ عشقه قدم قویوب هر کیم
غیرتیله اُلوب، بو یولدا سهیم
وقت تکبیر الوب بو میداندا
سورهی فتحه باخ بو طوفاندا
بوردا سن جلوهی ولایته باخ
جبت و طاغوتیدَن برائته باخ
تا اوجالسئن وقارِ حریّت
جبت و طاغوته تا ابد لعنت
نبض زنجاندادی حسینیه
بغض مین جاندادی حسینیه
شوّالئن اونبیری جسارت الوب
شیعان بوردا هتک حرمت الوب
احسان_معبودی
شاعران_زنجان
حسینیهاعظمزنجان
4
بگشوده شدزباب شهادت دری دگر
اول صف ایستاده یکی رهبری دگر
اوچون خلیل جام بلارا چشیده بود
گفتا بریز بازمرا ساغری دگر
فرمود ارجعی تو دگر زان من شدی
بگشوده ام برای تو یک دفتری دگر
ققنوس عشق نوبت آتش گرفتن است
باید بپاشود زتو خاکستری دگر
بایدزنسل پاک تو عنقاشود یکی
بایدبروید ازپرتو شهپری دگر
روشن بُوَد مسیر به نهج البلاغه اش
زخمی نشسته گرسریک حیدری دگر
سرداده گرحسین، مقامش بلندشد
زین العبا نموده بنامنبری دگر
هرگز لوای عشق نیفتاد برزمین
زیرا فتاده در کف هم سنگری دگر
فرمودهان، گروه شیاطین این منم
مبعوث گشته وارث پیغمبری دگر
آن گوهرامید وطن گر شکسته اند
تبدیل شد دوباره به صدگوهری دگر
سرخم نمیکنند به شیطان حسینیان
برنی اگرزنند هزاران سری دگر
گرتکه تکه گشت به میناب دختری
افتادچادرش به سردختری دگر
پایان ظلم را دم ناحق رقم زند
براین عقیده ایم نه برباوری دگر
اکنون شهاب ثاقبی ازدیده شدنهان
افروزد حق زشعله او آذری دگر
گرنوکری مثال عجملودهد سری
باشدتصدقی به سر سروری دگر
داود_عجملو
شاعران_زنجان
5
السّلام ای تمام باور شهر
آه ای جلوه گاهِ خاطره ها
هر دم از اشتیاق می چرخند
رو به سمتت تمام پنجره ها
غرق آرامشم کنار تو من
لحطه ی با تو بودنم زیباست
قد کشیدم در این حرمخانه
این برایم فراتر از رویاست
السّلام ای حرم، “حُسینیّه”
دسته ات بی نظیر و شورانگیز
ایستادم دمی کنار تو من
شدم از عطر کربلا لبریز
بخشی از خاطرات کودکی ام
مانده در کوچه های باریکت
کوچه در کوچه می دویدم من
می شدم دور و گاه نزدیکت
مادرم می گرفت دست مرا
در همان کودکی در این کوچه
گوشه ی چادُرش که دستم بود
یادم ُافتاد در همین کوچه …
ظرف یک لحظه گُم شدم، که مرا
کرد وقتی که مادرم پیدا
گفت این گوشواره نذر حرم
این یکی نذر حضرت زهرا
نه در آن کوچه حادثه رُخ داد
نه کسی راه را به مادر بست !
چادر مادرم نه خاکی شد!
نه زمین خورد و گوشواره شکست !
اشک افشان رسید” حاج اصغر “
گفت از داغ سرخ لاله به من
بعد با سوز ناب آذری اش
روضه ای خواند از سه ساله به من
“غسّاله سویی توکدو ایسلاندی قرا تئللر…”
“حاج مهدی” هم از زبان رباب
نوحه ای خواند بین هروله ها
یاد طفل سه روزه اُفتاد و
آه از این جنون حرمله ها
“الهی گئتدی اصغریم شفق قارالدی گلمدی
قالیب ئورکده اللریم شفق قارالدی گلمدی”
لحظه در لحظه می رسد بر گوش
نوحه ی ناب از این در و دیوار
نوحه ی ” حاج مرتضی” را من
زبر لب گاه می کنم تکرار
“ای شمع حرمخانه قوربانین اولوم عباس قوربانین اولوم عباس
جانلار سنه پروانه قوربانین اولوم عباس قوربانین اولوم عباس “…
صبح روز سه شنبه وقت اذان
ذکر “اَمّن یُجیب” پیچید و
کوچه در کوچه ی” حُسینیّه”
ناگهان عطر سیب پیچید و
صبح روز سه شنبه وقت اذان
گُنبدت در میان گرد و غبار
کوچه ها در غبار غلتیدند
کوچه ها را نمانده بود قرار
صبح روز سه شنبه وقت اذان
وَ اِذا ُزلزِلت…دلم لرزید
دل هوایی شد و گُریزی زد
چند بیتی به روضه گودال…
روضه خوان حَرم رسید از راه
چشم تر را به سمت من چرخاند
از دل آهی کشید “حاج جواد”
روضه قتلگاه بر من خواند:
“دولانیر علی قیزی مقتلی قان ابچینده بیر بدن آختاریر_ باجی قارداشا کفن آختاریر
صبح روز سه شنبه وقت سحر
دم گرفت و ُاتاق شد تکیه
پنجره گُر گرفت و رفت از هوش
روضه در روضه گریه در گریه
آه! آتش گرفته بود دلم !
پُشت در داشت هیمه ها می سوخت
بود انگار ظهر عاشورا
باز هم داشت خیمه ها می سوخت
تشنه بودم سحر، رسید از راه
ماه تشنه سه جُرعه آبم داد
آه ماه قبیله شد بی دست
ناگهان مشک بر زمین افتاد
نوحه خوان حرم رسید از راه
زد ُگریزی به حضرت سقّا
با همان لحن ناب و شورانگیز
نوحه ای خواند” حاج علی زیبا “
“یا قمرِ بنی هاشم ابوالفضل…
قانلی بیابانیذه پبکاره باخ
مرکبین اوستونده علمداره باخ
ایله تماشا سردار هنگه
گلدی ابوالفضل میدان جنگه”…
روضه خوانت رسید از راه و
روضه ای از امام عطشان خواند
“حاج یوسف شبیری” آمد و بعد
روضه ای ناب از شهیدان خواند
“لای لای ای جبهه لربن یورقونو ای خسته جوانلار
لای لای اروند کناربنده قیزیل قانه باتانلار
خوش یاتین یاخشی یاتیبسیز
یاخچی دنیانی آتیبسیز”
صبح روز سه شنبه وقت سحر
تار و پود وجود من لرزید
چشم هایم شبیه ابر بهار
چشمه در چشمه در حرم بارید
صبح روز سه شنبه وقت سحر
تن گُلدسته های تو لرزید
واذا ُزلزلت… صدای اذان
کوچه پس کوچه های تو لرزید
السّلام ای حریم امن بهشت
زخم خوردی تو در همین رُخداد
پرچم تو ولی نمی افتد
دشمن تو ولی به خاک اُفتاد
ای که داری درون سینه خود
نوحه ی شاعران نامی را
پرچم گُنبدت تداعی کرد
در دلم نوحه” کلامی” را
“یئل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی
کاخ نامردان یاتار یاتماز حسینون پرچمی “
آه در وصف این شکوه تو من
چه بگویم هنوز هم ماندم
خیره بر سردَرِ تو شد چشمم
باز شعر کتیبه را خواندم
ناصر_دوستی
حسینیهاعظمزنجان
ملت_مقتدر
6
در مسلخ عشق ما همه سربازیم
با عشق وطن همیشه ما سر بازیم
جان می دهم و به عشق ایران نازم
در سنگر عشق ما همه جانبازیم
محمد_حمیدزاده ” دلسوز “
شاعران_تهران
7
بای ذنب قتلت
کجاست موج که گرداب یادمان باشد
کجاست چشمه که مرداب یادمان باشد
طلوع ماه هلالی به خاطر شب نیست
طلوع کرده که قلاب یادمان باشد
محرم آمده با صفحه صفحه خون و قیام
که حق شناسی ارباب یادمان باشد
محرم آمده با صحنه صحنه عشق و غرور
که یک به یک اولوالالباب یادمان باشد
دو روز بعد که این شعله ها فروکش کرد
نگاه دوخته بر قاب یادمان باشد
خدا نکرده اگر کارمان به میز کشید
سر مذاکره میناب یادمان باشد!!
علیرضا_دهرویه
شاعران_ایران
8
کشورم پیر نگشته است و جوان مانده هنوز
در کف آرشیان تیر و کمان مانده هنوز
هی نگوئید که در دام فریب افتادیم
به خدا غیرت مردان و زنان مانده هنوز
سالها پیش که ما همت یاران دیدیم
بعد از آن رزم در این خاک نشان مانده هنوز
بوی عطر است که از خاک وطن می آید
چون مزار شهدا مشک فشان مانده هنوز
این همه رود نفاقی که در ایران جاری است
رد پایی است که ازجمع بدان مانده هنوز
آی مردان و زنان در پی خورشید رویم
سایه ی تفرقه ی شب زدگان مانده هنوز
در کتابی که سراسر همه درد است و دوا
پای هر پاورقی حرف گران مانده هنوز
کربلایی است در ایران که در این خاک عزیز
گوشه ای از بدن سرو قدان مانده هنوز
کربلا نقطه ی آمال وصال بشری است
همه ارزانی مولاست چو جان مانده هنوز
فرهاد_مرادی
شاعران_زنجان
9
خلیج فارس، رام تنگسیریست
به هر موجش کلام تنگسیریست
شده ساحل به ساحل لالهزارش
وطن مبهوت نام تنگسیریست
حمیده_کاظمی
شاعران_زنجان
10
ساعت صبح دهم هرچه دگرگون میشد
بیشتر جان زمان، قلب زمین خون میشد
بغض در باور سرخط خبرها پر بود
واژه واژه خبر از خون جگرها پر بود
نور این قافله به صبح سپیدش پیوست
یار ما رفت و به یاران شهیدش پیوست
مهر و انگشتر و تسبیح و عبایش باقیست
رفت و پشت سر این ایل، دعایش باقیست
راه عشق است که از هر چه بلا عاری نیست
تیغ بردار که هنگام عزاداری نیست
خون ما در رگ تاریخ به جوش آمده است
از عزای تو حماسه به خروش آمده است
چه کسی گفت که در فکر فرارت بودی؟
همه دیدند که در دفتر کارت بودی
همه دیدند شب از جلوهٔ نور تو پر است
همهٔ شهر من از عطر حضور تو پر است
زخم عشق است؛ شکوفا شده بر گُردهی تو
راه را داده نشان مشت گره کردهی تو
راه افتاده خیابان به خیابان رفتیم
همه سرباز تو بودیم و به میدان رفتیم
در دل هر موشک غیرت ایران پیداست
تا هر آن لحظه که میدان خیابان با ماست
کار داریم از امروز دگر با دشمن
متحیر شود از بهت تماشا دشمن
فکر کردید دگر آب گذشت از سرمان؟
تیزتر شد پی پیکار شما خنجرمان
آتش خشم زمانیم و فروکش نکنیم
حسبنا الله؛ که با حرمله سازش نکنیم
باز بر دشمنش این خاک قفس خواهد شد
خارک هر آینه صحرای طبس خواهد شد
خون ما از لبهٔ تیغ تو برندهتر است
به همین صبح قسم خامنهای زندهتر است
مهدی_حنیفه
شاعران_زنجان
11
همچنان که عَلَم ماه محرم یاتماز
نقدر یل اسه طوفان گله، پرچم یاتماز
بو حسینیه میزین صاحبی عباس آقادی
گنبد زرد حسینیه ی اعظم یاتماز
حسین_رسولی
شاعران_زنجان
12
نگو وقتش تموم شد رفته دیره
محاله مرد دریایی بمیره
نرفته شیرمَمَد! هست اینجا
که سردارِ دلیر تنگسیره!
پدرام_اکبری
شاعران_فارس
13
در محضر شهید
ای سروقد خمیده ز غم، مادر شهید
ثبت است خاطرات تو در دفتر شهید
باید چقدر نیمه شبان درد دل کنی
با جانماز و چفیه و انگشتر شهید
یک دشت لاله پیش نگاهت شکفته بود
دست شهید و پای شهید و سر شهید
افسوس حرف آخر او ناشنیده ماند
فریاد دوست دارمت، از حنجر شهید
باید چقدر قصه بگویی که نشنوی
هنگام خواب درد دل دختر شهید
در سینهات سماور جوشان درد بود
ناگفتههایی از لب همسنگر شهید
ای کاش روسفید شود با دعای تو
این شاعری که آمده در محضر شهید
سیدهکبریحسینی
شاعران_افغانستان
14
اگرچه غُصّه مان از قوم فیل است
ولیکن ترس مَردم بی دلیل است
که رهبر در سخن پیوسته می گفت :
رفیقان ! قصّهٔ موسی و نیل است
مهدی_بخشی
15
زمین؛ لبریزِ هوشیاریست مردم
زمان؛ مشتاقِ دینداریست مردم
جوابِ هر تجاوز هست سیلی
سزایِ دشمنان، خواریست مردم
یهودی قتل و غارت دوست دارد
مرامش مردم-آزاریست مردم
گذشته روزگارِ ظلم و سُلطه
زمانِ فخر و سالاریست مردم
جهان دارد به پا میخیزد آری-
شهیدان؛ خونشان کاریست مردم
ببین تفسیری از “حَربٌ لِمَن…” را
که باطل؛ غرقِ بیزاریست مردم
گشایش میرسانَد سورهٔ فتح
خدا؛ دریایی از یاریست مردم
وطن؛ از بیوطنها زخم-خورده
علاجش در وطنداریست مردم
امام از جهلِ مردم جان به لب شد
غم ِ تاریخ؛ تکراریست مردم
به قران تا #أباصالح(عج) نیایَد
بلا و رنج و بیماریست مردم
نمادِ پیروی از اهلِ کوفه-
سکوت و سهلانگاریست مردم
به هرچه گرگ؛ با جرأت بگو: نه!
که در سازش گرفتاریست مردم
به #جمهوریاسلامیایران-
جوابم تا ابد “#آری”ست مردم
زمانِ بعثتِ ملّت رسیده
وَ هنگام ِ نگهداریست مردم
بمانید و نگهدارید پرچم
که شبهایِ علمداریست مردم
مرضیه_عاطفی
16
کربلا را منزل رحمت نهاد
عشق خود را وارث خلقت نهاد
با وفا آمد بر این دشت بلا
آن امید و رحمت و نور خدا
نام تو پاینده در رأس علم
ای که قربانت شوم تاج سرم
سینه ات صندوقچه علم خدا
ای که قربانت شوم شاه ولا
از جلال و جاه او کاتب نوشت
عزت هردو جهان و صد بهشت
یاد و ذکرت مدخل راه سفر
بیت پاکت سجده گاه هر بشر
لطف و ایثار و وقارت بی بدل
یک نمونه ذکر احلی من عسل
در فدایت جملگی جانها نثار
ذکر تو بر شیعه ها حسن و وقار
با تو ای آماج حق غمها تمام
از زمین و آسمان بر تو سلام
شب حزن مارا تو نور سحر
تو مشکل گشایی امید بشر
مرام حسین بندگی را نشان
قیامش بود آشکار و عیان
مدار حقیقت تویی یاحسین
اساس شریعت تویی یاحسین
ابوالفضل_مولایی
شاعران_زنجان
17
هنگام شکوه گردش دوران است
امروز، طلوع صادق از ایران است
در حیرتم این صدا، صفیر موشک
یا زمزمه تلاوت قرآن است
مصطفیمحدثیخراسانی
شاعرانخراسانرضوی
18
خیال کرد درختان خمود و خسته شدند
و شاخه ها که جوانند ، دل شکسته شدند
خیال کرد که این باغ تشنه ی تبر است
و ریشه هاش یقیناً ز هم گسسته شدند
یقین بگیرد اگر جان باغبانش را
بریده اند ازین خاک و دسته دسته شدند
رسید آتش و سوزاند نو نهالان را
و غنچه ها که شکوفا نگشته؛ بسته شدند
…
و تخم تفرقه افکند در دل این خاک
در آرزوی علف های هرزه و خاشاک
برید سر ز تنِ پاک، سربداران را
به خاک و خون بکشیدند گلعذاران را
تنش در آتش و خاکسترش ولی جان داشت
نمیرد آنکه به ققنوس خویش ایمان داشت
نه وقت روضه، نه هنگامه ی عزاداری ست
بزن به طبل که جنگ است و صبح بیداری ست
اگرچه خم شده قدّت، کمان آرش باش
ببار بر سر دشمن، چو گوی آتش باش
بگو به ابرهه سجیل ها به صف شده اند
چه فیل ها که در این هجمه ها تلف شده اند
بگو به لشگر ظلم انتقام در راه است
بگو که سیلی ِ حق آتشین و جانکاه است
بگو که بیشه ی ما خواستگاه شیران است
سترگ قلعه ی تاریخ؛ نامش ” ایران ” است!
…
نوشته ای به غلط متن این روایت را
نخوانده ای به یقین معنی شهادت را
که گوشه گوشه ی این خاک سنگری باشد
علم به دست علم دار دیگری باشد
برادری اگر اینجا به خون خود غلطید
بدان که تشنه به خونت برادری باشد
در انتقام جگر گوشه ها، سلاحی نیست
که مرگبار تر از آه مادری باشد
شکست هِیمَنه ات را غَریو ِ “یا حیدر”
به نام اوست اگر فتح خیبری باشد
نه فکر صلح، نه سازش، به فکر تنبیهیم
در استغاثه، توسل؛ به ذکر و تسبیحیم
سپاه و لشگر ما گرچه مرد میدان است
شکوه و غیرت این خاک در خیابان است
به تنگ آمده جانت، که تنگه را بستیم
تو محو می شوی و تا همیشه ما هستیم
بیفتی از نفس و ما هنوز بر پا ییم
بدان که نقطه ی پایان ماجرا ماییم
حامدآذریپور
18
من آمدم که بگیرم عنایتی ویژه
میان خیل ملائک ولایتی ویژه
زدست حضرت شمس شموس می خواهم
به لطف و مرحمتش یک حمایتی ویژه
ابوالفضل_جلالی
شاعرانخراسانرضوی
19
۱۲ فروردین روز جمهوری اسلامی مبارک
جمهوری گل محمدی
عشق تو بهار سرمدی خواهد شد
شعر تو شکوه احمدی خواهد شد
جمهوری اسلامی لبخند لبت
ایران گل محمدی خواهد شد
حسین_کیوانی
شاعران_فارس
20
سرو انقلاب
بالنده شدی، سرو سرافراز تنومند!
تهنیت و تبریک به تو، شکر خداوند!
تکثیر شدی، کور شود چشم حسودان
در پای بهار تو، چه سرها شده اسفند
با خون دلش، کاشت تو را سبز قبایی
زد سرو تو را با شجر طیبه، پیوند
در پای تو هر لاله بر افروخت چراغی
تا دور شود از شب تو، آفتِ ترفند
در موجِ تو مانده ست، خلیج ابدی فارس
در سایه تو با عظمت مانده، دماوند
با این همه شیران غیوری که تو داری
هیهات که در پای تو زنجیر ببندند
شد خشک،درختی که بهار تو نبویید
شد خار،درختی که ز سبزی تو دل کَند
در جان و تن و خاک وطن، ریشه دواندی
هستی و بمانی تو، الهی که تنومند
سیدمحمدحسین_ابوترابی
شاعران_قزوین
21
الوداع ای داغ سنگین تو بر دل ها نشسته
الوداع ای یَابن زهرا یَابن آن پهلو شکسته
الوداع ای رهبر مظلوم،ای روح خدایی
الوداع ای دوست، حتماََ در هوای کربلایی
الوداع ای روزه ای که در بهشت افطار کردی
الوداع ای آنکه شیطان را ذلیل و خوار کردی
الوداع ای نور رویت،الوداع ای خنده هایت
الوداع ای رهبرم،ای آنکه دلتنگم برایت
محمّدرضانظری کلاس هشتم
شاعران_زنجان
22
الوداع ای داغ سنگین تو بر دل ها نشسته
الوداع ای یَابن زهرا یَابن آن پهلو شکسته
الوداع ای رهبر مظلوم،ای روح خدایی
الوداع ای دوست، حتماََ در هوای کربلایی
الوداع ای روزه ای که در بهشت افطار کردی
الوداع ای آنکه شیطان را ذلیل و خوار کردی
الوداع ای نور رویت،الوداع ای خنده هایت
الوداع ای رهبرم،ای آنکه دلتنگم برایت
محمّدرضانظری کلاس هشتم
شاعران_زنجان
23
وقتست که در صور دمد، اسرافیل
در گوش زمان نغمه زند، عزارائیل
روزی که شود اسم تو محو از تاریخ
در گور خودت ضجّه بزن اسرائیل
بهنازخدابندهلو
شاعران_همدان
24
رجز میدان به یاد حسينيه اعظم که در جنایت های صهیونیسمی اسرائیلی مورد اصابت موشک قرار گرفته
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
الله الله محو ائله ملعون ترامپِ قاتلی
دنیادان نسلین یغشدیر خوار اِئله اول باطلی
بیز گدای درگهوخ سیندیرما مولا سائلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
دشمن ایستیردی بیزیم ذکر شعار اولسون عوض
رنگ و بویِ پرچم با افتخار اولسون عوض
اعتقاد و باورِ بیش از هزار اولسون عوض
اولمویوب اولماز، مگر، فصل بهار، اولسون عوض؟
بیلمدی اعدا یخمانماز مردمان عاقلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
سیز جماعت ایلدوز معنا بوگون حُرّیّتی
بی نظیر اولدی وطنده انسجام و وحدتی
قلب میداندان عدویه گورسدوبسوز وحشتی
بیر بئله همّیّتین واللهی یوخدور قیمتی
صوت موشک لر گئجلدیب عقلی اولموش زائلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
آند اولا شاه نجف اول شاه مردان حیدره
آند اولا کربوبلاده اِرباً اِربا اکبره
صاحب اون یدّی منصب قهرمان سرلشکره
چشم عباسیله باخسا گر بو قوم کافره
قویماروخ بیز زحمته بیر یول دوشه عزرائیلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
حفظ اولا دین پیمبر چوخ غرامت وئرمیشوخ
رهبر فرزانه نی، یعنی ولایت وئرمیشوخ
کل دنیایه شعار استقامت وئرمیشوخ
الّی ایل مظلوملارا قول حمایت وئرمیشوخ
دین یولوندا ذبح اولوب ابراهیمی اسماعیلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
یاحسین جان گلمیشوخ میدانی میدان ایلروک
فاتح جنگ اولماقا بیز ختم قرآن ایلروک
دشمنی سیندیرماقا میداندا طوفان ایلروک
کُلِّ ایران رهبره بیز جانی قربان ایلروک
هرنه اَکسَن باخ بیتَر، بیتمَز آدامین کاهلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار
کیمده وار جرأت علینون تیغینه اولسون دچار
اهل کُفری خوار اِئدر آخر گوررسیز کارِ زار
پرچم اسلام اَسر مین لر گورر ایران بهار
بو سوزون آزاده لردی کُلِّ دنیا قائلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
وعده ی حقدی جماعت اهل حق پیروزیدی
میدانی حفظ ایلیون سیز باخمیون نوروزیدی
دوزدی بو سوز نقل اولوبدور صحبت دیروزیدی
قرنیلر سوزدن گئچوبدور تعبیری امروزیدی
سوز نبی نوندور به سلمان “سیدی”دور ناقلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
یابن زهرا قیل نظر قوم ستم دن الحذر
فتنه گرلر ایران باشدان باشا اولموش خطر
مسجد و محرابه رحم اِتمیر ویرر بیجا ضرر
بیلموری عباس آقا بیر آهیله بوینون اوزر
جان زهرا رد ائله دیوار دیندن حائلی
یاحسین جان گلمیشوک نابود اِئدک اسرائیلی
سیدباقرسادات_پور
شاعران_زنجان
25
یارب کمک ِات قوی وطنیم بخته ور اولسون
دشمن قاباقیندا دایانوب حمله ور اولسون
بو دشمن خونخوار گلیب قان توکه الله
نابود اله بو منطقه دن در به در اولسون
اولار که کمک کشور ایرا نه ادیللر
پیروز اله بومنطقمیزده ظفر اولسون
بش کشور همسایه اوزون دشمنه ساتدی
نابود اله قوی ریشه لری بی ثمر اولسون
بو پرچم اوچ رنگ خیاباندا اسیللر
جان وار اسه جکدی وطنیم بی خطر اولسون
بوبیرلیگی همبستلیگی بیزدن آییرما
قوی دولتیمز ملته دلسوزتر اولسون
اولّار که بیزی دشمنه هر گونده ساتولّار
نابود اله الله آیاق آتدا هدر اولسون
رهبر اوزوی دلسوزیدی الله کمک ایله
گتسون او تورّم اوجوزلوق اثر اولسون
وحدت سوزونی شاعر همیشه یازاجاقدی
جان وار یازارام تا که سوزوم پر ثمر اولسون







