چقدر از تو دور شدهام…
چقدر از تو دور شدهام…
صدای ناقوسِ کلیسای شهر
از پس پشتِ مه میآید،
صدایی که
بوی رفتن میدهد.
کوچهها
به سمتِ غیاب تو کج میشوند،
و من
در تمام پیچها
به آنچه میخواهم
نخواهم رسید—
حتی اگر
ناقوسها
تا صبح
به آمدنم فکر کنند
#مهران_حبیبی


