قالب شعر: چهار پاره
به یاد دانشآموزان میناب 🥀
درس امروز او مشخص بود
دفترش را گشود و غوغا کرد
گفت: خانم اجازه کامل شد!
بچهها را سپس تماشا کرد
زنگ تفریح شد، صدا آمد
بچهها در حیاط خندیدند
در کنار کتاب و دفترها
حال خود را دوباره پرسیدند
دخترم کارنامهات آمد!
نمرهات را شدی در آخر بیست
خون پاکت جواب پرسش شد
پس شهادت برای تو کم نیست
مدرسه پر شد از فرشته و گل
دست هر دختری به بالا رفت
آمد از سمت آسمان نوری
بود ساعت به وقت رفتن: هفت
شهرِ میناب، حال، مدرسه
حیرت کودکان خونآلود
شده آوار بر سر شهری
بهت و اندوه شد جنونآلود
باز تاریخ را مرور کنید
بُرههای را که اتفاق افتاد
فصل دیگر به نام دختر شد
روح دُردانههای میهن شاد
#مریم_محبوبی


