| بی خودی می گفت در پیش خدای | کـای خـدا آخـر دری بـر مـن گـشـای |
| رابــعـه آنـجـا مـگـر بـنـشـسـتـه بـود | گفت ای غافل کی این در بسته بود |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج


خانه / کتابخانه دیجیتال / کتاب های شاعران / عطار نیشابوری / عطار نیشابوری،منطق الطیر / حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او
| بی خودی می گفت در پیش خدای | کـای خـدا آخـر دری بـر مـن گـشـای |
| رابــعـه آنـجـا مـگـر بـنـشـسـتـه بـود | گفت ای غافل کی این در بسته بود |