لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 20 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر

داستان:

نگذارید سلول های جامعه‌ بمیرد

رحمان بیات – مردم نو: گاهی اتفاقاتی می افتد که به خودی خود حس امیدواری در دل انسان زنده می شود. برعکس برخی اتفاقات هم امید را در جامعه می میراند. چنانچه بزرگان علم جامعه شناسی گفته اند جامعه شباهت زیادی به بدن انسان دارد. هر فردی از جامعه همانند یک سلول بدن انسان می تواند در ترمیم و بهبودی بیماری های جامعه نقش ایفا کند. یاداشت دردمندانه استاد بزرگوار و معلم دلسوز و دلسوخته استاد ابوعبداله قزلباش باعنوان (شکری است با شکایت) چاپ شده در شماره ۵۳۶۳ روزنامه مردم نو در راستای همان مثالی است که اشاره شد. هر فردی در جامعه همانند یک سلول زنده است که می تواند و باید در جامعه به ایفای نقش بپردازند تا جامعه زنده بماند تا بتواند سلامتی، بهبودی و ترمیم زخم ها و بیماریهای خود را باز یابد. زنده بودن سلول های جامعه به همین حساسیت ها و دغدغه های فردی و گروهی شهروندان نسبت به روند امور و تغییر و تحولات جامعه بستگی دارد.
این روزها بعد از مدت ها کمی حال و هوای شهر تغییر یافته؛ اگر نگوییم که شهر مرده بود ولی حداقل می توان گفت که خیلی کسل و بی رمق شده بود. انتخابات اخیر مجلس و اجماع نسبی برای رای آوری یکی ازکاندیداها، برنامه بزرگداشت مجله بخارا و دعوت از بزرگان فرهنگی، گرچه لغو شد، واکنش های همگرایانه به واگذاری دبیرستان دکت رشریعتی و… نشانی از وجود امید و سرزندگی درشهراست!!؟ اگراین همگرایی فارغ از جناح بندی های سیاسی شکلی واقعی بخود گیرد و نسبت به مسائل و مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و… موجود در شهر حساسیت و واکنش به موقع نشان دهد می تواند نویدبخش فردایی روشن برای شهر و استان ما باشد.
کسانی که برنامه بخارا را تدارک دیدند و یا کسانی که نسبت به واگذاری دبیرستان شریعتی واکنش نشان دادند و یا کسانی که برای رشد و توسعه استان روی یک فرد اقتصاددان اجماع کردند، در واقع دنبال شهرت و کسب نام و نشان نبوده و نیستند بلکه دغدغه اصلی شان توسعه و آبادانی شهر و استان می باشد؛ بویژه در زمانی که حال مردم و جامعه خوب نیست کمی هم پژمرده! چنین حرکت هایی همانند قدم های کوچکی است که می تواند جامعه و مردم را به حرکت و جنب و جوش درآورد. متولیان امور به جای دخالت و یا لغو برنامه های فرهنگی و هنری باید تسهیل گر و تشویق کننده این برنامه ها باشند. زیرا واقعیت این است که حال عمومی جامعه چندان خوب نیست. با تزریق امید، امید در جامعه ایجاد نمی شود. برای درک این مهم کافی است که متولیان امور یک سرکی به زیر پوست جامعه بکشند تا با واقعیت های جامعه بیشتر آشنا شوند و لذا اگر گروهی به تخریب آثار تاریخی حساسیت نشان می دهند، گروهی به درختان شهر و حفظ میحط زیست اهمیت می دهند، گروهی به تکریم مفاخر علمی و فرهنگی می پردازند، گروهی به رشد فرهنگ و آگاهی مردم همت می گمارند، گروهی به تضییع حق و حقوق افراد در جامعه اعتراض می کنند، گروهی خواستار آزادی های مدنی و صنفی در جامعه می باشد و… باید قدر ببینند و تشویق شوند. هر یک از این صداها و حرکت ها و واکنش ها نشانی از زنده بودن سلول های جامعه است. این یعنی زنده بودن نویدبخش حیات و سرزندگی جامعه. پس بدانید و بدانیم که اگر به هر بهانه ای گروهی از مردم را در ایفای نقش خود در جامعه محدود و ممنوع می کنید، در واقع دارید مرگ تدریجی جامعه را فراهم می کند و یا آن را تسریع می کند. پس خواهشا، خواهشا، برای پویایی جامعه؛ نگذارید این سلول های حیات بخش جامعه بمیرد
خرداد ۴۰۳

آثار دیگر نویسنده :

Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : نویسندگان زنجان

قالب تخصصی داستان : سایر