وقتی به کیفیت و سلامت بهداشتی غذای بیرونی اهمیت می دهیم …!؟
رحمان بیات
این روزها مراکز تهیه و توزیع غذای آماده در تمام شهرها آنقدر زیاد شده که شاید بتوان گفت در هر خیابانی یک مرکز عرضه غذای آماده وجود دارد.
حال در همین ابتدای سخن، میخواهم یک سؤال از شما مخاطبان بپرسم: به نظر شما گسترش مراکز تهیه و توزیع غذای آماده چه تبعاتی میتواند داشته باشد؟ آیا گسترش آن خوب است؟!
شاید در نگاه اول تصور کنیم که اتفاقاً گسترش این مراکز نه تنها بد نیست، بلکه بسیار هم خوب است؛ زیرا موجب راحتی خانوادهها، بهخصوص خانمهای خانهدار، شده است. اما اگر کمی عمیق به موضوع متمرکز شویم و درباره آن بیشتر تأمل و تدبر کنیم، متوجه میشویم که همه ماجرا آن چیزی نیست که در نگاه اول تصور میکردیم. بلکه این سکه دو روی دارد و لذا گسترش این مراکز، جدای از ایجاد رفاه نسبی برای خانوادهها، روی دیگری هم دارد.
برای فهم روی دیگر این سکه، کافی است خاطرات کودکی و زندگی خانوادگی خود را مرور کنیم. یکی از موارد قابل توجه در این خاطرات، دورهمیهای خانوادگی است؛ بهویژه هنگام غذا خوردن که همه اعضای خانواده دور سفره جمع میشدند. همین دورهم بودن باعث میشد اعضای خانواده یکدیگر را ببینند، از حال و مشکلات هم باخبر شوند و بیشتر با هم انس بگیرند.
اما امروز، بهویژه در خانوادههایی که از غذای آماده بیرونی استفاده میکنند، وضعیت چگونه است؟ منظورم این است که انس و الفت در چنین خانوادههایی چگونه است؟ آیا تا به حال به این موضوع مهم فکر کردهاید؟
در برخی از خانوادهها شاید هفتهای یا حتی ماهی یکبار هم اعضا دور هم غذا نمیخورند. در کوچه و خیابان هم بوی غذاهای قدیمی مانند آبگوشت، کَلَجوش، ایرانآشی، اریکلی، چرکقاتى و… کمتر به مشام میرسد و صدای خنده و گریه بچهها در سر سفره کمتر شنیده میشود.البته این تنها یکی از تبعات گسترش مراکز توزیع غذای آماده است که در فرصتی دیگر میتوان به آن پرداخت. اما بحث غذای بیرونی، موضوع اصلی سخنم در این نوشته نبود، بلکه این موضوع را بهانه قرار دادم تا از پیش، آمادگی درک و فهم موضوع اصلی سخن را داشته باشیم.
در این میان نکته ظریفی نیز وجود دارد که توجه به آن از آنچه گفته شد مهمتر است: معمولاً وقتی میخواهیم از بیرون غذا بخریم، آیا به هر غذاپزی اعتماد میکنیم و هر غذایی را به خانه میآوریم؟ قطعاً به کیفیت غذا و بهداشت محل تهیه آن توجه ویژه میکنیم.
حال به نظر شما، وقتی برای تهیه غذای جسم اینقدر حساسیت نشان میدهیم، آیا غذای روح نیز به چنین حساسیتی نیاز ندارد؟ اینکه خانواده ما چه فیلمی میبیند، چه شبکه یا کانالی را تماشا میکند، فرزندان ما در چه کانال و گروههای مجازی عضو هستند و یا چه کتاب و نشریهای را میخوانند؟
پس همانقدر که برای سلامت جسمی فرزندان خود اهمیت قائل هستیم، باید به سلامت روحی و روانی آنها نیز توجه کنیم. همانگونه که اجازه نمیدهیم بچههای ما هر خوراکی غیربهداشتی را بخورند، نباید اجازه دهیم هر فیلم و هر کانالی را هم ببینند؛ چرا که شاید آلوده باشد؟!
البته کنترل و نظارت همیشه جوابگو نیست، بلکه باید از کودکی سواد رسانهای کودک و نوجوان را بالا ببریم تا خودش بتواند غذای سالم روحی و جسمی را تشخیص دهد. در پایان این نوشته به یک واقعیت دردآور اشاره میکنم که امیدوارم دغدغه مندان بیشتر به موضوع مورد اشاره بپردازند
امروزه از یک سو گسترش رستورانها و مراکز عرضه غذای آماده و از سوی دیگر گسترش فضای مجازی، آن صفای دورهمیها را از بسیاری از خانواده گرفته است .
پس اگر هنوز با هم سر یک سفره غذا میخورید و دورهمیهای خانوادگیتان هنوز برقرار است، قدرش را بدانید و مانند یک کالای گرانبها از آن مراقبت کنید.
فقط همین.
توضیح اصل این نوشته سالها پیش نوشته بودم که در روزنامه ای چاپ شد برای بازنشر در اینجا ، کمی تغییر ویرایش نموده ام







