اگر لیلی تو باشی من ، شوم مجنون شیدایت
وگر شیرین شهلایی ، منم فرهاد شبهایت
.
اگر آن شَه که حکم آرد ، به این دنیا تو باشی من
هزاران نیزه بردارم ، به فرمانی ز لبهایت
.
اگر ابلیس رسوایی ، اگر شیطان نالایق
به درگاهت منم عابد ، جهنم بهترین غایت
.
اگر لب های خندانت ، همان خار مغیلانست
منم خواهان خونی کز، لبم ریزد به لبهایت
.
اگر صاحب سرا باشی ، منم هر دم گداخانه
سحر تا شب به در کوبم،که بینم قد رعنایت
.
اگر خوابیده ی روزی، وگر شامست و بیداری
شبم دنبال رخسارت، به روزم غرق رویایت
.
اگر هنگام رفتن گشت و عزرائیل می آمد
منم آنکس که میگیرد حیاتش در تماشایت
.
اگر پستی ز مخلوقان وگر زانان شریفی تو
یقین دارم که میخواهم ، تو را با خوب و بدهایت


