قمارزندگی
قمارزندگی
نخور حسرت قمار زندگی را
نصیب هر که زین بازی زیان است
گذاری گر به راهش پای خود کج
کژی را حاصلت آه و فغان است
به راه خود برد شاگرد خود را
در این دنیا چو استادت زمان است
چو معلوم گشته است پایان عمر را
خطاست گرآدمی آتش به جان است
بهار هر ساله دارد زندگانی
ندارد غم که فرجامش خزان است
چه باک گر زندگانی آتشین بود
چو مرگ بر آتشش آبی روان است
چرا در دل غمی داری تو فریاد
چو هر چیزی خزانش بیامان است
@faryad1342


