تــا ســرو قــبــاپــوش تــو را دیــده ام امــروزدر پــیـرهـن از ذوق نـگـنـجـیـده ام امـروزمن دانم و دل، غـیر چـه داند کـه در این بـزماز طـرز نـگـاه ت…
| تــا ســرو قــبــاپــوش تــو را دیــده ام امــروز | در پــیـرهـن از ذوق نـگـنـجـیـده ام امـروز |
| من دانم و دل، غـیر چـه داند کـه در این بـزم | از طـرز نـگـاه تـو چـه فـهـمـیـده ام امـروز |
| تــا بــاد صــبــا پــیــچ ســر زلــف تــو وا کــرد | بـر خود، چو سر زلف تـو پـیچیده ام امروز |
| هــشــیــاریـم افــتــاد بــه فــردای قــیـامــت | زان باده که از دست تو نوشیده ام امروز |
| صــد خــنــده زنــد بــر حــلــل قــیـصــر و دارا | این ژنده پـر بـخـیه کـه پـوشـیده ام امروز |
| افسوس که برهم زده خواهد شد از آن روی | شیخانه بـساطی که فرو چـیده ام امروز |
| بــر بــاد دهـد تــوبــه صــد هـمـچــو بــهـائی | آن طــره طــرار کــه مــن دیـده ام امــروز |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











