شراب تازه…
دلم گرفته، برایم شراب تازه بیاور
پیمبری کن و دین و کتاب تازه بیاور
نخواه بوسه نگیرم مباد بوسه نپاشم
جهنمی شده ام پس عذاب تازه بیاور
سوال می کنم آیا گناه عشق چه بوده؟!
برای شرح سوالم جواب تازه بیاور
بگیر از من و شعرم دوباره چشم سحر را
ببند پنجره ام را و خواب تازه بیاور
نه مرز مانده میان من و دلت نه حجابی
برای آینه هایم حجاب تازه بیاور
اگر نمرده ام اینجا برای مردن تازه
به دور گردن دریا طناب تازه بیاور
بگو پیمبر قلبم که عشق عین ثواب است
بیا و بوسه به بوسه ثواب تازه بیاور
برای سفره ی ایل ام بپز تو نان بلوطی
برای رقص تفنگم خشاب تازه بیاور
خراب کن غزلم را بریز هر چه که داری
به پای چشمه ی خشکیده آب تازه بیاور
#زینب_حسامی


