از پـس تـابـوت می شـد سـوگـواربـی قـراری، وانگهی می گـفـت زارکای جهان نادیده من چون شدیهـیـچ نـادیـده جـهـان بـیرون شـدیبـی دلی چون آن شنید و کار دیدگ…
| از پـس تـابـوت می شـد سـوگـوار | بـی قـراری، وانگهی می گـفـت زار |
| کای جهان نادیده من چون شدی | هـیـچ نـادیـده جـهـان بـیرون شـدی |
| بـی دلی چون آن شنید و کار دید | گـفـت صـد بــاره جـهـان انـگـار دیـد |
| گر جهان بـا خویش خواهی برد تو | هم جـهـان نـادیده خـواهی مـرد تـو |
| تــا کـه تــو نـظــاره عــالـم کــنـی | عـمـر شـد کـی درد را مـرهم کـنی |
| تـا نپـردازی تـو از نفس خـسـیس | در نجاست گم شد این جان نفیس |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











