خلسه ی آغوش
یاغی :
بریز هر چه هوس داری درون خلسه ی آغوشم
که بی هوای تو نتوانم که بی بهار تو خاموشم
پیاله های پیاپی را دوباره پر کن از این یاغی
که مسخ حضرت خیامم که از لبان تو می جوشم
تو از علاقه چه می دانی ؟که مست قونیه من هستم
تو از بهانه چه می خواهی؟نخورده مستم و مدهوشم
بهانه ریز تو خواهم شد حریص وسوسه هایت کو
که تاک مصر تن داغت شدست حیرت تن پوشم
شبی که باده بریزانی میان نشئه ی چشمانت
من از تناوب لبهایت بغیر بوسه نمی نوشم
چقدر کولی ولگردم میان مو و پریشانی
مرا ببر به سر شانه که مست نغمه ی چاووشم
بریز هر چه هوس داری بریز هر چه هنر داری
بریز لب به لبم بگذار مباد تا که فراموشم…..
#زینب_حسامی


