جهان از نام زهرا، چون بهاری سبز میگردد
دل آفاق با یاداو، چو باغی سرخ میگردد
تو مادر، ماه در شبها، تو ام در سحرگاهان
که از آیینهی طفل ، غبار غم فرو میگردد
به نام فاطمه امیدروید بر این خاکِ پر از اندوه
به یادت مادر ز رنج خویش رخسار رها گردد
تو را آیینهی خورشیدِ حقیقت خوانده هر هستی
که در چشم تو، عالم چون ستارهها دُرّی جان
گردد
اگر نامت برانند از لبان ما، محال است
که بی یاد تو، جانها به آرامش، وفا گردد


