ما ملت پای در رکابیم
«آغاز تلاطم ابابیل»
ما ملت پای در رکابیم
دنبالهروان آفتابیم
ما فلسفهٔ شهادتینیم
روی سر نیزه با حسینیم
کی در پی عجز و التماسیم
از کشتهشدن نمیهراسیم
انگارهی صهیونیست خام است
اینجا سرِ پیچِ انتقام است
باجی ندهد به سنگ، شیشه
این است شعار ما همیشه
ای قوم یهود، قوم واهی
لنگر زدهاید در تباهی
پایان شهید، مرگ سبزیست
هر کودک ما برگ سبزیست
برگی که به شاخهای وزان است
نقال جنایت خزان است
بنگر تو صف پلیدها را
کودککشیِ یزیدها را
بنگر به حریف سست بنگر
بنگر تو ولی درست بنگر
بر عرش رسیده نالهها نیز
خشکیده لب پیالهها نیز
این چیست خروش دجله در نیل
آغاز تلاطم ابابیل
ما هرچه که داشتیم دادیم
با این همه باز ایستادیم
پاییز فقط نصیب کوفه است
باغ علوی پر از شکوفه است
ما فاتح قلههای نصریم
که منتظر امام عصریم
تا جشن ورود را ببینیم
پایان یهود را ببینیم…
میثم اکبری


