دلبسته ياران خراساني خويشم
كمتر كسي مي شود در فضاي ادبيات نفس بكشد و اورا نشناسد ……
سخن از استاد مسلم شعر و دانشمند بي بديل ادبيات شاعر گرانقدر محمد رضا شفيعي كدكني است…..
از مفاخر و ادباي معاصر كه هميشه با دلي پر سوز و چشمي گريان بر شعر و حوال و هوا و فضاي ادبيات كشوردر عرصه ادبيات به نقش خيال پرداخته و مشتاقانش را با اشعارش پذيراست اشعاري كه هر از چندگاه غوغايي به پا مي كند …..
شايد اگر اغراق نباشد كمتر كسي مي شود كه دل پرشور و سوز داشته باشد و شعر ( سفر به خير ) اين استاد را نشنيده باشد……شعري كه مرزهارا در نورديد و را به دلها برد….
استاد شفيعي كدكني متخلص يه ( م .سرشك)در 19/7/1318در روستاي كدكن تربت حيدريه چشم به جهان كشود…..علوم قديمه را نزد پدر فاضلش ميرزا محمد شفيعي كدكني فرا گرفت و از محضر حوزه نيز بي نصيب نبود و در محضر استاديد معتبري به جواب گويي درس پرداخت و هميشه و در همه مراحل ممتازبود.
به داشگاه مشهد رفت و تا مقطع ليسانس را در محضر استاديد بنام دانشگاه مشهد گذراند….پس از اخذ ليسانس براي ادامه تحصيل به دانشگاه تهران رفت و در محضر استاتيد فن زيادي از جمله استاد فروزانفر و ناتل خانلري و …….به خوشه چيني پرداخت و توشه ها بر گرفت……و با در جه دكترا از اين دانشگاه فارق التحصيل شد…..
ابتداي شاعري را با غزل شروع كرد و غزل مي سرود كه در سال 1344 مبادرت به انتشار كتابي به نام زمزمه ها كردو توانايي خود را در سرودن عزل و …..نشان داد.
بعد ازين شفيعي كدكني به قالب نيمايي رو آورد و شعر تغزل گونه را رها كرده و به سمت شعر اجتماعي و حماسي جديد مي رود…
در سال 1350 با انتشار كتاب ( در كوچه باغ نيشابور)نشان مي دهد كه به يك اصلوب و راه و روش مشخص در شعر دست يافته است…..
بعد از اين كتاب سه دفتر ديگر به زيور طبع آراست كه عبارت بودند از(مثل درخت در شب باران ) و( بوي جوي موليا) و ( از بودن و سرودن) كه در سال 1356 منتشر گرديد…
در سال 1367 آخرين اثر خود را به نام ( هزاره دو آهوي كوهي) را منتشر كرد.كه در آن به زبان تازه اي راه يافته و شاعر كشف و شهود خود را با آن زبان بيان مي كند.
استاد شفيعي كدكني نه تنها در حوزه شعر مبادرت به طبع آزمايي مي نمايد بلكه در حوزه ادبيات نيز داراي تاليفات گرانقيمتي مي باشد كه از آن جمله مي توان به ( صور خيال در شعر فارسي ) (موسيقي شعر) ( اسرار التوحيد) و دهها كتاب ديگر و مقالات متعددي كه در عرصه بين اللملي مثل يك گوهر درخشان مي درخشد….
در روزگار جديد و حال حاضر و با توجه به اوضاع آشفته آسمان ادبيات كشور ….و ظهور جريانهاي شعر خلق الساعه و بدون پشتوانه و جريانهاي شعري كاذب استاد را برآشفته و …..و به حرف در آورده است كه در همين راستا شعری از ايشان در پايان بحث تقديم حضورتان مي گردد…..
صد البته شنيدن و خواندن مجدد شعر(سفر به خير)خالي از لطف نيست و بعد آن باهم شعر دوم ايشان را خواهيم خواند
سفر به خير
- «به کجا چنين شتابان؟»
گَوَن از نسيم پرسيد.
- «دل من گرفته زينجا،
هوس سفر نداری
زغبار اين بيابان؟»
- «همه آرزويم، اما
چه کنم که بسته پايم….»
- «به کجا چنين شتابان؟»
- «به هر آن کجا که باشد به جز اين سرا سراين.»
- «سفرت به خير! اما، تو و دوستی، خدا را
چو از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها، به باران،
برسان سلام ما را.»
********* ********* (2)
ای شعر پارسی ! که بدین روزت اوفکند
کاندر تو کس نظر نکند جز به ریش خند
ای خفته خوار بر ورق روزنامه ها!
زار و زبون،ذلیل و زمینگیر و مستمند
نه شورو حال و عاطفه ، نه جادوی کلام
نی رمزی از زمانه و نی پاره ای ز پند
نه رقص واژه ها ،نه سماع خوش حروف
نه پیچ و تاب معنی، بر لفظ چون سمند
یا رب کجا شد آن فر و فرمانروایی ات
از ناف نیل تا لبه رود هیرمند
یا رب چه بود آن که دل شرق می تپید
با هر سرود دلکشت، از دجله تا زرند
فردوسی ات به صخره ستوار واژه ها
معمار باستانی آن کاخ سربلند
ملاح چین،سروده سعدی، ترانه داشت
آواز برکشیده بران نیلگون پرند
روزی که پایکوبان رومی فکنده بود
صید ستارگان را در کهکشان کمند
از شوق هر سروده حافظ به ملک فارس
نبض زمانه می زد ،از روم تا خجند
فرسنگ های فاصله، از مصر تا به چین
کوته شدی به معجز یک مصرع بلند
اکنون میان شاعر و فرزند و همسرش
پیوند بر قرار نیاری به چون و چند
زیبد کزین ترقی معکوس در زمان
از بهر چشم زخم ،بر آتش نهی سپند
کاین گونه ناتوان شدی اندر لباس نثر
بی قرب تر ز پشگل گاوان و گوسپند
جیغ بنفش آمد و گوش زمانه را
آکند از مزخرف و آزرد زین گزند
جای بهار و ایرج وپروین جاودان
جای فروغ و سهراب و امید ارجمند
بگرفت یافه های گروهی گزافه گوی
کلپتره های جمعی درجهل خود به بند
آبشخور تو بود ، هماره ضمیر خلق
از روزگار «گاهان»وز روزگار «زند»
واکنون سخنورانت یک سطر خویش را
در یاد خود ندارند از زهر تا به قند
در حیرتم ز خاتمه شومت ای عزیز
ای شعر پارسی که بدین روزت اوفکند
مجتبی اصغری فرزقی ( کیان)
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











