لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 15 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر

کلیاتی در مورد نقد ادبی وادبیات


گرد آورنده و مولف : غلامحسین جمعی

پیش از آن که به بحث در مورد نقد ادبی بپردازیم شایسته است مروری بر خود ادبیات و بخصوص شعر چیست بیندازیم .
هنر، زائیده ذوق واحساس است و به تعداد افراد با ذوق این کره خاکی شکل و شمایل دارد. حال اگر این ذوق و هنر در جام ادبیات و بخصوص شعر بریزیم گونه های دیگری را متجلی خواهیم کرد! وچهرهای متفاوت تری را خواهیم دید. یکی از دلایلی که علی رغم پیشرفت علم و دانش ، هنوز نتوانسته اند تعریف جامع و کاملی ازادبیات و شعر را ارائه دهند. همین گستردگی ذوق و احساس افراد است. بی خود نیست که استاد بزرگی چون ( پیکاسو ) میگوید (( من حسرت آن را دارم، قوطی کبریتی را نقش کنم که در عین حال خفاش هم باشد) ). و این کار از عهده شعر بر می آید . لطفن این شعر را بخوانید تا بعد به ادامه بحث بپردازیم . چندان هم از بحث خارج نیست
برای منصوراوجی (شاعر، استاددانشگاه ومحقق )
شعر
شعر، خوابِ خوشي به بيداريست!
خواب ِخوش چيست؟ كار ِدشواريست!
قلب ِاحساس و ذوق و الهام است
قالبي كردنش، عبث كاريست
آنكه قصدش جلا، به تعريف است
چهر ِآيينه را، چو زنگاريست
ذهن ِشاعر، اگر پي ِحديست؟
شك ندارم، كه از هنر عاريست
مي توان وصفِ آن، به عطري كرد
مثلا گفت : مشكِ تاتاريست !
يا اگر عاشقي ، به وصف آيد
در دل و ديده اش، چو دلداريست
شايد الماس ِبي شماران وجه
هر وجوهش تجلي باري است !
مي ربايد ز باده، هوش از سر
بي عياري، عيار ِعياريست !!
مستي اش صد شرف، ز هشياريست !
شعر، نقش ِدرون زند بيرون
روي ِبومش، گل ِسخن جاريست
بحثِ ( ناممكنان كند ممكن )
اين هم انديشه اي و پنداريست
خوانده ام دستِ خوش نويسان را
پيش ِآن مشت ها، چوخرواريست !
خالق ِخالقش، فقط داند
در دل ِاين صدف، چه مرواريست
جمعي ار عاشقي چو عياران
بی عیاری، عیار ِعیاریست
منصور اوجي : شعر، هنر ِممكن كردن ِناممكن است در كلام

واما به راستی ادبیات چیست؟ و چرا اهل قلم و حتی با ذوق ترین شاعران به گونه ای در تعریف کامل آن وامانده اند؟! . می خوانیم
ولک رنه: ادبیات، به آثاری اطلاق می شود، که تخیلی باشد !
ایراد این تعریف :
1- تاریخ بیهقی ویا سفر نامه ناصر خسرو که عاری از تخیل است در این تعریف نمی گنجد
2- آثاری ممکن است امروز تخیلی باشد ودر زمان دیگر تخیلی تباشد
کادن : آثاری ادبی است که با توجه به نوشته های دیگر ، از کیفیتی بالاتر و والاتر و بهتر بر خوردار باشد .
استاد زرین کوب : شاید بتوان گفت ادبیات ، عبارت از آن گونه سخنانی که از حد سخنان عادی برتر ووالاتر باشد. که این تعریف در واقع نزدیک به تعریف (کادن )است .( قابل توحه کسانی که در مورد کاسه سپهری این همه بلوا راه انداختند).
اشکال این دو تعریف:
1- ادبی پنداشتن این چنین اثرهایی باعث اغتشاش در تحقیقات تاریخ ادبی، تکامل انواع ادبی، وجریان ها وسبک های ادبی میشود
2- وقتی از والایی و فصاحت یک نوشته سخن میگوییم . وارد بحث ارزشی می شویم. حال آن که ارزشهای زیبا شناختی با معیارهای فصاحت آثار ادبی در طول تاریخ تغییر می کند، چنان چه در دوره ای نثر مرسل(ساده) را می پسندیدند ، ودر دوره ای نثر مصنوع(ادبی ، با آرایه )را .
تری ایگلتون : درکتاب( پیش درامدی بر نظریه ادبیات) چنین می نویسد:
تعریف مشخصی از ادبیات مشکل است و سپس می افزاید.
1- برخی از آثار ، ادبی خلق می شوند
2- بعضی دیگر ارزش ادبی دارند
3- و به تعدادی دیگر ارزش ادبی تفویض می شود.
وسپس تشخیص ادبی بودن اثر را به مردم واگذار می کند و می گوید.((اگر رای مردم بر این باشد که نوشته ای ادبی است ، هرچه که باشدآن اثر بدون توجه به آن چه مولف درباره آن می اندیشد، ادبی است)).
دکتر علامه جلال الدین همایی :
مقصود اصلی از سخن، تفهیم معانی مختلف است .
وکلام و سخن ادبی آن است ، که مقصود خود را به بهترین وجه بفهماند ، و در روح شنوتده موثر باشد، چندان که موجب انقباض وانبساط گردد وخاطر او را برانگیزد.
واما نقد ادبی:
در این که نقد ادبی علم است یا خیر؟ صحبت های زیادی شده است . مثلا آیا می توان با یاد گرفتن وآموزش دیدن نقد ادبی ، منتقد شد؟ یعنی نقد ادبی آیا موازین و اصول و حدود و ثغوری مشخص دارد ؟ یا آن که بهتر است ، آن را جزء ذوق و یک نوع نظام ادبی بنامیم . مثل شعر گفتن .معمولا نقد ادبی را علم قلمداد نمی کنند . زیرا هر چند آموختن اصول و موازین آن تاثیر بسزایی در ذهن اصحاب فرهنگی دارد.
اما لزوما منتقد ادبی به وجود نمی آورد!! مثل شاعر بودن است که اگر تمام موارد وصناعات شعری را بیاموزد امکان سرودن شعر را نخواهدداشت مگر ذوق شعری داشته باشد. زیرا گذشته از فضل و دانش ، (خلاقیت و ذوق) هم مطرح می باشد . و بهمین خاطر ، تعداد نقادان ما خیلی کم اند.
الیوت : در مقاله مذهب و ادبیات می گوید.
(( معیارهای ادبی فقط مشخص می کند که اثری ادبی است . ولی عظمت یک اثر ، فقط با معیار های ادبی مشخص نمی شود))
مثلا، آیا اهمیت شاهنامه فقط به لحاظ مسایل ادبی است ؟ اگر این چنین باشد . باید نظامی را بر فردوسی ترجیح داد!!انتظاری که از یک منتقد ویا نقاد می رود ، این است که در نقد یک اثر ، هر معیاری را که پیش گرفته است ، تاآخر همان معیار را بکاربرده و مثلا یک جا ارزشهای اخلاقی و در جای دیگر در همان اثر ضد
ارزش ها را ملاک قرار ندهد. دارای ذهنیت در هم نباشد!.
گراهام هوف : نقد ادبی را سه مرحله تقسم کرده است
( 1) – مرحله نقد سنتی، که بیشتر ویا کلا درآن به معنای شعر می پردازد، معنای مدلولی آن، و بحث در این که شعر چه می گوید . و نه این که این شعر چگونه شعری است، از نظر صناعات وتکنیک ها
مواردی که در نقد سنتی ارزیابی می شود
الف – تاریخ دوره نویسنده و شاعر و رویداهای آن دوره ، و معاصران او
ب- تاریخ زندگی خصوصی شاعر . وضع تاهل، پدر ومادر وفرزندانش مرفه بوده یا نه . انحراف اخلاقی داشته یا خی رو. . . . .
ج- مذهب و مرام فلسفی وکلام او چه بوده
د- شاعر در خلق آثارش چه هدفی را دنبال می کرده است؟
بهترین نوعی که این نمونه نقد را نشان می دهد. حافظ نامه بهاالدین خرمشاهی است.
مزایای نقد سنتی :
1- برای خود راه و روش مشخصی دارد
2- گوشه های تاریک زندگی نویسنده را روشن می کند
3- باعث طرح مبحث های کلامی و فلسفی ومذهبی در ادبیات است
4- دراین نوع نقد، شاهد ومثال آورده می شود وبا سایر آثار دیگران مقایسه می گردد

محدودیت نقد های سنتی
1-دراین نمونه نقدها جلوه های زیبایی شناسه و هنر مندانه اثر در مرتبه دوم اهمیت است و بعضی اوقات دیده نمی شود
2- به ارتباط وزن و قافیه و ردیف و اجزای اثر توجه نمیشود
3- به کارهای زبان شناسی و روان شناسی و مردم شناسی وخلاصه علم روز ترتیب اثر داده نمیشود
4- به برداشتهای مختلف از یک اثر اعتقادی ندارد!
5- به اثر نویسندگانی که ادبیات را در خدمت تعلیم وتربیت قرار نداده اند ترتیب اثر داده نمی شود
(2) – مرحله سمبولیستی: که در این مرحله شعر یک مکاشفه است و به رویه آن کار ندارد . وچیزهایی را که نمی گوید تعقیب می کند و نه آن واژه هایی که شاعر بکار بده است !
( 3 )- مرحله مدرن : که جنبه های سمبولیستی اثر را تحلیل میکندو منتقد می کوشد تا ( ساختمان مکاشفه ) شعر ویا اثر وجوهرش را نشان دهد. وسخن از واقعیتی دیگر دارد.
( 4 ) این نظر دکتر شمیسا است که می گوید ، باید برآن سه موردمرحله چهارمی هم افزود که مرحله نظریه پردازی های ادبی وفلسفی است . زیرا همیشه نقد ادبی به معنی دیگرگونه خواندن اثر نیست ، گاهی به معنی دقیق تر خواندن و یا هوشیارانه ترمطالعه کردن اثر است .
فرمالیست ها : می گویند دقت در متن و ژاک دریدا: می گوید تاکید در دقت .
به هر حال در مورد نقد ادبی آن قدر صحبت شده است .که
امروزه یکی از شاخه های مطالعات ادبی ، ( نقدشناسی) و بحث در مورد ( خود نقد) است !!
تا آن جا که هر نظریه پرداز ادبی مجبور است ، درمورد تلقی خود از نقد هم بحثی داشته باشد.
منابع : کتابهای دکتر سیروس شمیسا – دکتر حمید رضا شایگان فردکتر فروزان فر – دکتر هوشمند اسفندیار پور – استاد علامه جلال الدین همایی .
اگر عمری باقی بود به همین روش بحث را ادامه خواهم داد واین منوط با آرای مثبتی است که به این نوشته داده خواهد شد .
در همین جا از تمام خوانندگان تقاضا دارم که نظرات خود را به طور فشرده شده بیان کنند. از هرگونه نقدی چه علمی وچه دوقی و احساسی هم استقبال می کنم. .همین جا عنوان می نمایم که در حد دانش وبینشم جواب گو هستم کلیه عباراتی که داخل پرانتز اند . ازاین جانب نیستند گرچه همگی را قبول دارم . باقی بقایتان
دوستدار همه ی اهل سایت شعر نو.
غلامحسین جمعی.
پاینده باشید.

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات