لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

نگاهی به شعر امیدواری نوشته علی مولودی

نگاهی به شعر امیدواری نوشته علی مولودی

سلام دوستان امروز به سراغ یکی از شاعرای با استعداد سایت میریم که واقعا ایراد گرفتن ازش سخته اما چون به قول دوستان دیواری کوتاهتر از دیوار آشنایان و همشهریام پیدا نمیکنم امروز سراغ این عزیز اومدم تا ببینیم با این شعر چه کرده.

روز و شب طی شد، نگارمن نزد پس پرده را
منتظر بنشسته ام من، در کنارکوی او
در بیت اول غیر از اینکه مصرع اول ایراد وزنی داره چون غزله باید بیت اول هر دو مصرع هم قافیه باشه به علاوه ی مصرع های زوج. و مصرع اول اهنگ و وزنش به مصرع دوم نمیخوره اما برعکس همه ی شعر که زیبا و کم ایراده تمام ایراداشو جناب مولودی جمع کرده تو همین بیت اول

مثال:
چون بیفتد دیدگان نافذم بر روی او
منتظر بنشسته ام من، در کنارکوی او

در هوای دیدنش، بر من هزاران طعنه رفت
تا مگر آرد نسیمی، بویی از گیسوی او

این بیت مشکل چندانی نداره و میشه گفت خوبه

چشم من در انتظارش، از سیاهی شد سپید
من به امید اشارت، مانده از ابروی او
در این بیت همه چی رعایت شده اما بیت دوم اونجوری که باید روان نیست و به خواننده شُک وارد میشه به این قسمت شعر که میرسه
هم میشه این مشکل اینجوری حل کرد که بجای کلمه ی {من}کلمه دل بزاریم هم میشه مثل مثال تغییر داد قضاوت این با خود دوستان
مثال:
چشم من در انتظارش، از سیاهی شد سپید
چون نیامد یک اشارت، از بَرِ ابروی او

شام من دیگر نگردد، در فراغ او سحر
تا نبارد بر تن من، ابرباران جوی او
این بیت مشکلی از نظر قواعد شعر نداره اما مصرع دوم مفهوم جالبی نداره و شعر اون مفهوم زیباشو از دست داده

در خمارِ مهرِاو، من تشنه ی پیمانه ام
تا که ساقی قطره ای گیرد، ز خـُمِّ روی او

این بیت اگه از کلمه ی {خُم}تغییر کنه بهتره اما کلا بیت زیبایی و مشکل چندانی نداره اونو به تشخیص شاعر میزارم چون همین بیت فعلی هم زیباست

زخمهای کهنه ی دل، یابد از او التیام
گر بیاید این تن من، مرهم از داروی او
این بیت مشکل چندانی نداره و زیبا بیان شده به نظر من کلمه ی {تن ومن} پشت هم اومدنش جالب نیست اما تشخیص اینم میزارم به عهده ی خوانندگان عزیز

مثال:

زخمهای کهنه ی دل، یابد از او التیام
گربیاید جان من مرهم از آن داروی او

ای صبا در وقت رفتن، بر خراباتم گذر
تا مگر آگه شود،از شوق وصلم سوی او

این بیت هم زیباست و مفهوم زیبایی هم داره ویکی از نقاط قوت این شعرمحسوب میشه

تا ابد من منتظر مانم، به امید وصال
تا سرم را لحظه ای گیرد،مگربازوی او

این بیت خوبه همه چی رعایت شده اما از شاعری با این استعداد انتظار میره جای بازوی او چیز دیگه قرار میداد چون ایراد مفهومی داره یه کم. معمولا کسی با بازو چیزی نمیگیره و با دستش این کارو میکنه و بازو مثلا جایی به کار میره که شاعر بخواد بگه یکی رو بازوش سر گذاشت و گریه کرد اما اینکه سرشو با بازو بگیره یه جورایی دور از انتظاره اما تو شعر میشه به کار برد البته واقعا من خیلی سخت گیرانه این شعررو نقد کردم اما نقد برای بهتر شدنه از نظر من و اگر شعری خوبه باید نکاتی گفته بشه که بهترش کنه و همینطور که دیدیم اگر این دوست و همشهری عزیز کلمات روانتری استفاده کنه شعرش بهتر و زیباتر میشه.

مثال:
تاابد من منتظر مانم، به امید وصال
چون دلم تسخیرشد ،اندر خَم جادوی او

دوستان عزیز نظر شخصی من اینه که بهتر ایراد یه چیزی که ایراد داره بیان بشه تا اینکه تا اینکه ازش تعریف تمجید الکی بشه پس خواهش میکنم به این دلیل از من انتقاد نکنین اجازه بدین تعریف و تمجید بمونه واسه همون قسمت نظرات که متاسفانه چه شعر خوب باشه چه بد اکثرا میگن به به چه قدر عالی بود .من هر چی این انتقاد ازم بشه بازم چون مطمنم کاری که میکنم درسته و به نفع شاعرِ بازم همین کار انجام میدم

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات