سلام بر همگان
شعر سپیدی کوتاه، از خانم آذین پژوهش ،شاعر تازه وارد به سایت را خواندیم ، به نام ” دیوار شب “بنظر مان ، شعری جالب توجه آمد، شعر را باهم مرور می کنیم:
بر بلندای دیوار شب
چشمی سرک کشید
دستی دراز شد
دلی لرزید
آه
.
.
.
.
که دیوار بلند بود
نمیدانم چرا ، پس از خواندن این شعر ، بی اختیار بیت زیر از حضرت حافظ بر زبانم جاری شد ،
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان ودست کوته ی ماست
انسان ،همواره انتظار رویدادهای خوش را دارد، باشور و تب و تاب خویش را آماده ی استقبال و برخورد بارویدادِ خوش ِ در راه می کند،
گاه ، کُل ِ زندگی اش در آن ساعت ها و روزهای انتظار، به لحظه ای که رویداد ِ خوش را در آغوش می کشد خلاصه می شود، وچه شیرین ست احساس ِتپیدن ِ قلب در تجسم ِوصل ،
دل می لرزد
عقل ، بدل به احساس می شود
روح ، آرام وسبک بال ، چون پَرِ ِ قو، جاری می شود،
آه ، وصد آه ، که دَهرِ ِ بد کُنِشت، بیشتر ِ مواقع ، تمنا را بر نمی آورد،اتفاقاتی پیش بینی نشده، سدهایی گذر ناپذیر،دست هایی نامریی ،جلوی جلوه ی رویدادهای خوش را سد می کند،
دیوار بلند ، بهترین اصطلاحی ست که شاعر، بعنوان نشانی از بازداشتن ِ بروز ِاین لحظه ی خوش ،به کار گرفته .
در این شعر ِ روان وکوتاه ، شاعر ،ایجاز ،تصویر ، ومعنا را به خوبی بیانگر شده ،
در سطر اول “بر بلندای دیوار ِ شب ” مطلعی که شامل 3 واژه ست – بلندای – دیوار – شب – نشان از صعوبت دارد، گذری مشکل را بیان می کند،سطر 2 و 3 ، خبر از امکان گذر می دهد – و در سطر 4 – دلی لرزید – همان انتظار ِ رسیدن ِرویدادِ خوش ، وصول ِ به وصل ، شور وتب وتاب را .
سطر 5 – که فقط یک واژه ی کوتاه ست ، -آه- این آه برای مخاطب دو سویه است ، آه ، که چه لحظه های خوشی را خواهیم داشت ، آه که بالاخره ، انتظار برآورده می شود، وآه ، که نکند این آه ، آه ِتاسف باشد ، ایهامی که درست در جایگاه نشسته .
و بعد از نقل ِ -آه – با چند نقطه ی عمودی ، خواننده را در انتظار نگه می دارد،
و سرانجام ، می رسد آنچه که نباید،
سد ، دیوار ِ بلند
برای شاعر ، آینده ی درخشانی را آرزومندیم
ممنون از توجه اتان
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











