نام شعر: “در لحظه های من شفاف می شوی”
گاهی
برای من که لنگ می زنم در این منازعه
خلق خیال تو
بارانی ترین آفرینش است
***
اینگونه
که تو
در لحظه های من
شفاف می شوی
یک شعر خوش تراش
می چکد از چشمهای تو
در قلب دلم
***
ضرب می گیرد
قطره های تو….
سعادتمند می شود گونه هایم از لمس بودنت.
شاعری با احساساتی روان و وسیع که در دو اثر آخر خود نشان داده دارای ساختار زبانی ویژه ای است. سزاست که تاملی بر آخرین سروده ی او داشته باشیم.
1- بازآفرینی احساس:
اگر بپذیریم شاعری نوعی مدیوم بودن است تا ناگفته های درونی یک انسان به واسطه ی او بر صفحه ی کاغذ نقش ببندد می باید به این مدیوم بودن بعنوان ویژگی خاصی در برخی از انسان ها باور داشت. بسیاری از نویسنده هایی که در این حیطه به تجربه و ممارست پرداختند و هر از چندگاهی آثاری در خور توجه نیز آفریده اند اما ماندگار نبودند همین ویژگی (مدیوم) را کم داشته اند. سرکار خانم یزدانی با دو اثر آخر خود نشان داده اند که از این ویژگی برخوردارند. واژه ها و ترکیب های خاص ، پیوندهای مستتر در تمامی طول شعر که ناخودآگاه روح را با تصویرهایی خیال انگیز همراه می کند ، ایجاد فرصت و تامل در فاصله ی هر قطعه بدون گسسته شدن موضوع و ….
در سطر “خلق خیال تو / بارانی ترین آفرینش است” شاعر باور دارد که می آفریند و پروردگار سروده ی خویش و خیال خویش است . این “بارانی ترین آفرینش” که نگاه به آفرینشی پاک و مبرا از هر زشتی و پلشتی دارد کشتی نجات از کدامین گم گشتگی در دریای بیهوده ی دنیای شاعر است؟ خود او پاسخ می دهد: ” برای من / که لنگ می زنم در این منازعه ” آری خیال تو پایانی بر تمامی جنگ ها و رودر رویی های بزرگ زندگی در برابر من ناتوان (لنگ می زنم) است. آرامش و پاکی تو باران مطهر بر تمامی زشتی ها و درگیری های زندگی من است پس در نبودت می آفرینم تو را با خیال هایم و در این آفرینش بارانی پاک ، خود را از همه ی درگیری های روزمره جدا می کنم.
” اینگونه / که تو / در لحظه های من / شفاف می شوی / یک شعر خوش تراش / می چکد از چشمهای تو / در قلب دلم ” می آفرینم تو را از باران و اینگونه لحظه های مرا با شفافیت خویش و با نگاه روح زلال خود (می چکد از چشمهای تو) شعر(سرشار از احساس) می کنی و در سویدای دل چون الهه ی احساس (شعر خوش تراش) خانه می گزینی. براستی این قطعه از شعر به زیبایی توانمندی شاعر را نشان می دهد در آفرینش احساس.
” ضرب می گیرد / قطره های تو …/ سعادتمند می شود گونه ام از لمس بودنت ” سه سطر به مثابه سه ضرب ، والسی زیبا در زیر بارش باران…..حضورت آهنگ و تپش ضربان زندگی است و گونه های من آنگاه که به آسمان (منشاء تو) می نگرم از لمس قطره های شفاف تو سعادتی بی منتها را می چشد.
2- ویژگی های زبان
وجود سطر های بلند ” برای من که لنگ می زنم در این منازعه” ….” سعادتمند می شود گونه ام از لمس بودنت ” بار موسیقیایی و احساسی شعر را در کنار سطرهای کوتاه حفظ می کند و به احساس مجال ورود می دهد . باید دانست که احساس در یک شعر آن قسمت از شعر نیست که بعد از خواندن باید به لمس آن پرداخت بلکه وجود خود را در موقع خوانش سطرها باید بیافریند. بسیاری از مواقع با اندیشه هم می توان به درک حسی در پس سطرها پی برد ولی این نوعی احساس اندیشمندانه است. سطرهای کوتاه ضرباهنگ خود را در دو سطر بلند یاد شده منتشر می کنند . شاعر به خوبی از عهده ی هدایت خواننده برای ایستادن و حرکت بر می آید بدون آنکه متوسل به کلمات و واژه های فالش (خارج از موسیقی) شود. این بار بیشتر بر گرده ی “در قلب دلم”-“قطره های تو … “-“و بکار بردن بموقع و بجای فعل ” است” در سطر “بارانی ترین آفرینش است” می باشد.
3- کاش اینگونه نبود
– شروع شعر با “گاهی” با توجه به معنای شعر و همچنین تاکید شاعر در قطعه ی دوم ” اینگونه / که تو / در لحظه های من / شفاف می شوی ….” نا هماهنگ است . این کلمه نشان از همیشگیه حضور ندارد در حالی که در قطعه دوم شعر، نوع گویش بر استمرار حضور تاکید می کند.
– سطر ” در قلب دلم ” هر چند در موسیقی و ساختار شعر خوش نشسته اما ترکیب مناسبی بنظر نمی آید و نمی توان آنرا یک نوآوری خوب دانست.
در پایان باید امیدوار بود این شاعر خوب و توانمند از شتاب در سرودن و عرضه ،خود را دور نگه دارد. سرودن هر روزه ایراد و اشکال ندارد اما سرودن برای صرفاً انتشار و عرضه می تواند باعث استفاده ی روزمره و بدون بهره مندی از چشمه ی جوشنده ی شعر شود. این نوع استفاده چون بازگشت و انعکاس احساسی در شاعر بوجود نمی آورد رفته رفته باعث خشکیدن و از دست رفتن تمام توان شاعر خواهد شد.
با سپاس
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











