ازقصه گوی پیر در روزگار کودکی خود شنیده ام کانجا که مار هست ، نشانی ز گنج هست زیرا که مار خفته ،نگهبان گنج هاست گویی تو نیز در پس این جامه ی حریر گنجی…
ازقصه گوی پیر در روزگار کودکی خود شنیده ام کانجا که مار هست ، نشانی ز گنج هست زیرا که مار خفته ،نگهبان گنج هاست گویی تو نیز در پس این جامه ی حریر گنجی نهفته ای زیرا که بر دو قله ی لغزان سینه ات نقش دو مار خفته ی درهم خزیده را ترسیم کرده ای جانا ! بگو به من ایا ز دستبرد کسان بیم کرده ای ؟
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











