لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

روند شعر امید صباغ نو به بهانه آخرین غزلش 1 – رضا کرمی

ایتدا غزل امید صباغ نو:

دوباره توی وجودم هراس افتاده
تو رفته‌ای وَ دلم آس و پاس افتاده

اتاق‌ها همه دق کرده‌اند بعد از تو
و تخت خواب تو در التماس افتاده

به روی صفحه‌ی بی روح گوشی همراه
به جای اسم تو، از غم تماس افتاده

شنیده‌ام تهِ فنجان قهوه‌ات دیروز
نشانِ آدمکی ناشناس افتاده

چه سرنوشت بدی، عشق پر طرفدارم
به دستِ دخترکی بی حواس افتاده

برس به دادِ من ای کدخدای آبادی
غرورِ مزرعه‌ام دست داس افتاده

آهسته آهسته جریانی در غزل معاصر که بدان غزل فرم گفته میشد جای خودش را به جریانی تازه می دهد که با حفظ مولفه های خوب جریان گذشته به شیوه ای دیگر دامن می زند. من تمام خصوصیات این جریان و مثالهای متعددی از آن ر ا در مقاله ای با عنوا ن سفر به دیگر سو در روزنامه جام جم آورده ام
پیشینه ی امید صباغ نو نشان می دهد که ایشان دو جریان غالب در شعر معاصر را تجربه کرده است اولین جریان مربوط می شود به غزلهای دهه هفتاد که به اقتضای سنی ایشان تا حدی به تجربه اندوزی و ورزیدگی ایشان منجر شده است
هر چند این ورزیدگی ها در اواخر دها هفتاد منجر به اشعار زیبا یی از این دست نیز شد
من تشنه‌ترين ريگ كف دست كويرم
عمري است از اين زندگيِ سوخته سيرم
ناخواسته شاعر شده ام دست خودم نيست ـ
در پشت درِ بسته احساس اسيرم

ولی با شروع دهه هشتاد و آغاز جریانی دیگر که بدان غزل فرم اطلاق شد صباغ نو نیز با به کارگیری تجربیات گذشته و بلوغ شعریش غزل فرم را جدی گرفت و غالب کارهایش تا همین اواخر در این جریان به تکامل رسید اوج شعر ایشان در غزل فرم منجر به اشعاری از این دست شد
نعناي تند، مزّه اُربيت، سوء ظن!
ديوانگيّ مزمن مردي به نام من…
دارم ميان خاطره‌ها پرسه مي‌زنم
در صفحه‌هاي منقبض با تو گم شدن
و در همین راستا:
معلوم نيست چه مي‌گذرد باز در سرش
ـ اين قصه كبوتريست كه ريخت ناگهان پرش ـ
لطفاً كسي خيال بدي…، نه، نمي‌كند
از بخت بد نشسته به مرداب لنگرش

از آنجایی که سبکها دائمی نیستند و بنا برمقضیات زمانی و ذائقه مخاطبین مدام پوست می اندازند شاعران نیز با توجه به نیازهای روز مخاطب سعی میکنند با حفظ جوهره ی زبانی و داشته های تجربی شیوه بیان شعرشان را تغییر دهند
امید صباغ نو از سال پیش با این بینش که غزل فرم آهسته آهسته جای خودش را به جریان غالب دیگری می دهد دست به یک نوزایی زده است و با در نظر گرفتن شاخصه های غزل پیشرو سعی کرده است به همگامی با جریان جدید بپردازد
اما شاخصه های این جریان چه چیزهایی هستند و آیا صباغ نو به عنوان شاعری که مداومتش در غزل بر مخاطبانش ثابت شده است در جهت همگون سازی زبانش با جریان ساری گامهای لازم را برداشته است
1 ـ كشف زواياي تازه
غزلي كه در همين اواخر با تلاش عده‌اي جوان جوياي نام و با پشتوانه اساتيدي خوش‌ذوق در حال شكل‌گيري است، دريافته است كه خواننده امروز براي تبيين دردهايش نياز به برداشت‌هايي موزون با وقايع روز دارد و از طرفي اين تجربه را نيز با خود دارد كه وقايع تاريخي داراي وجوه مختلفند و اگر به كشفي تازه از اين وقايع، موزون با سلايق خواننده امروز دست يابد، ديگر مهم نيست كه اين واقعه در چه مقطعي رخ داده است.
غزل امروز با تغيير زاويه ديد و كشف زوايايي تازه از رخدادها سعي در برداشت‌هاي تازه دارد

صباغ نو در همین راستا در یکی از ابیات غزلش چنین سروده است:
شنیده ام ته فنجان قهوه ات دیروز
نشان آدمکی ناشناس افتاده
از دیر باز در باور مردم گرفتن فال قهوه و نقشهای جادویی که در ته فنجان قهوه خودنمایی می کنند نشانه ایی از سرنوشت و محاکات روزگار را با خود داشته اند در همین راستاست که صباغ نو با پیش کشیدن این باور تاریخی سعی می کند اتفاقاتی را که در سرنوشت عاشقانه اش رقم خورده است با باورهای کهن پیوند بزند و از این طریق
به بک نوع همذات پنداری تاریخی دست بزند
2 ـ نازك‌بيني در حضور انديشه:
تعامل انديشه و تغزل شايد يك اتفاق تازه نباشد، ولي حضور اين امر به طور گسترده در غزل اكنون نشان مي‌دهد كه اتفاقي در حال رخداد است.

صباغ نو در این غزل و در همین راستا چنین سروده است
به روی صفحه ی بی روح گوشی همراه
به جای اسم تو ، از غم ،تماس افتاده

در این بیت صباغ نو با استفاده از تجربیات ی که در غزل فرم داشته است و ترکیب آن با یک حس دریغ خوارانه که بیش از همه صبغه تفکری دارد تا دریافتهای سطحی لباسی دیگر به ورزیدگی های زبانیش پوشانده است

ادامه دارد….

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات