( آر پي جي ) زن
مرد نبود
عروس ِدست هاي دنباله دار
بود.
يا لطيف
سلام و عرض ادب و احترام خدمت يكايك دوستان و سروران عزيزم
ضمن عرض تشكر و تقدير از جناب آقاي كامران قائم مقامي به لحاظ خلق شعر كوتاه ” عروس ” و تشكر ويژه از اساتيد و خوانندگان عزيز كه با نظرات و راهنمائي هاي خود با اين حقير همراه مي شوند ،
خوانش شعر ” عروس ” را آغاز مي كنيم .
واژگان اصلي شعر عبارتند از :
آرپيچي زن / مرد
عروس / دستهاي دنباله دار
اصل شعر بر پايه روئيت استوار است .
شعر داراي درون مايه ي بسيار قوي است و به نظر مي رسد نگاه سطحي كمك چنداني به روشن نمودن پيام در نظر گرفته شده نمي نمايد .
حال خطوط 1 و 2 شعر را باهم بررسي مي كنيم .
آرپيچي زن مرد نبود !
عروس دستهاي دنباله دار بود !
تصوير ديداري :
شاعر كسي را ديده است و از او تعريف مي كند و او را به عروسي تشبيه مي كند با يك ويژگي خاص !
( دنباله دار بودن را براي عروس يك ويژگي در نظر گرفته مي شود كه بعدا به آن خواهيم پرداخت )
خط اول هم ايهام و هم تضاد دارد ( زن / مرد ) !
روشن است كه زن در اينجا به معناي زننده بكار مي رود اما از طرفي خارج از پرانتز آرپي جي و در كنار مرد ، تصوير زن را در كنار مرد نشان مي دهد .
دو جمله اول و دوم نيز كه به افعال بود و نبود ختم مي گردند و در واقع متناقض نماي تشكيل شده از آشتي دو تناقض بود / نبود مي باشند .
حال به تشريح عناصر شعر مي پردازيم :
آرپي جي زن / مرد
به لحاظ مفهومي :
1- آرپيچي زن مرد نبود ( يعني زن بود )
2- از طرفي مي توان گفت ( هنوز به دوران بلوغ و مرد شدن نرسيده بود ! يعني پسري نوجوان بود )
مي دانيم آرپي جي زن ها در خط مقدم جبهه حضور داشتند و در جنگ هاي زميني و پياده در برخورد با دشمن يكي از مهمترين نيروها به شمار مي رفتند .
بكار بردن آرپي جي زن در متن ، ضمن نوگرائي و استفاده از لغتي تازه در شعر قابل تقدير است .
آرپي جي زن كسي را مشخص مي كند كه در خط مقدم ايستاده ومواضعي را زير آتش خود گرفته است .
شاعر براي بيشتر توضيح دادن او به جنسيت وي اشاره مي كند كه از جنس مردان نيست !
ارائه تصويرِ بعدي ، جنسيت كاراكتر اصلي را براي ما روشن مي كند كه در اينجا واژه عروس داخل مي گردد .
عروس بودن
“عروس” با “ آر پي جي زن “ كه در اين شعر كليد واژگان است ، همسو و يكي مي شود .
اين شخصيت مي تواند هر كسي باشد و بعنوان يك سمبل يا يك نماد جايگزين هر تصويري ديگري نيز فارغ از جنسيت در ذهن خلاق هر خواننده اي گردد .
به نظر اين حقير عليرغم به تصوير كشيدن تصوير مبارزه ي يك زن كه آرپي جي دارد ، “آرپي جي زن” را بايد فارغ از جنسيت در نظر گرفت . مثل كلمات زن و مرد كه در خط اول در كنار هم ظاهر شده اند .
…………..
در تفسير اين قسمت اميدوارم شاعر محترم به كمك آمده و دلايل بيشتري در استفاده از “زن” و توضيحي كه براي مرد نبودن ” آرپي جي زن ” آمده است عنوان نمايد.
…………..
دستهاي دنباله دار
(دست / دنباله ) دو واژه اي هستند كه اين تركيب را ايجاد نموده اند .
حقيقت اين است كه دنباله دارها وجود حقيقي ندارند و به جهت تكرار آنها در فضاي ذهن و چشم ما به توالي ، شيئي بصورت دنباله دار ديده مي شوند .
همينطور در خط دوم به نظر مي رسد با استفاده از دست هاي دنباله دار براي عروس آرايه اغراق بكار رفته است.
در تشريح اين عنصر يك تعريف بيشتر نمي توان از آن انتظار داشت
1- اگر حركتي را در نظر مي گرفتيم كه شامل ايجاد دنباله مي گرديد بايد به جاي آرپي جي زن يك فردي قرار مي گرفت كه داراي حركت فيزيكي است يا فعاليتي را با سرعت زياد انجام مي دهد پس تعريف از دنباله كه در ذهن است منتفي مي گردد .
2- برداشت اينجانب استفاده شاعر از مفهوم توالي و تكرار در دنباله است
يعني دستهاي دنباله دار استعاره از فنا ناپذير
( مانند روئين تن ) مي شود
مي دانيم مهمترين عضو كاراكتر اصلي ( آرپي جي زن ) دستهايش است ، شاعر قصد داشته است اين دستها را به توالي و تكرار به نمايش بكشد .
به نظر مي رسد شاعر با بكار بردن “دنباله دار” براي اين دستها مي خواهد بگويد اين دستها هيچوقت قطع نخواهند شد و با افتادن دستي ، دستي ديگر وارد مي گردد.
و در خاتمه از نظر ايجانب پيام كلي شعر :
مبارزه و تلاش جاريست و هيچوقت متوقف نمي شود .
……………..
با توجه به عرايضي كه در بالا به آنها اشاره گرديد ، اينجانب بعنوان يك خواننده مستقل از نقد انجام شده ، به لحاظ ذكر نكته اي ، عروس خوانشم را ” يكي از بنيان گذاران و متحول كنندگان شعر نو ” مي بينم
و چون بر اين كليد واژه تمركز نمودم تفسير خط اول و دوم را بدين گونه ادامه مي دهم :
امروز در آستانه دورهاي هستيم كه ديگر جنسيت شاعر و زن و مرد بودن او اهميت ندارد.
مهم اين است كه شعر خوب چيست و از كيست.
شاعر برجسته ي امروز كسي است كه هنري را قدر مينهد كه در زمينه آن انديشه و تفكر و فلسفه وجود داشته باشد.
شاعر بزرگ امروز فيلسوفي است كه جهان را تازه ميخواهد و براي ايجاد آن از طريق هنر خود كوشش ميكند.
به ياد بياوريم كه هشتاد سال پيش چگونه از زن و دنياي او حكايت ميشد و چگونه ما امروز ستايشگر شاعران و سخنوران زن هستيم.
عروس در خوانش شعر توسط من ” فروغ ” است .
فروغ زني است كه رنجهاي تاريخي را بر گردن دارد.
او اسير ديوارهاي سنت است و با عصيان بر عليه نظام مردسالاري حاكم تولدي ديگر مييابد.
شعر فروغ پايههاي سنتي شعر را در هم ميشكند و در فرمي نو نگرشي تازه به هستي دارد.
شاعري كه به ديگران آموخت كه تنها آنچه ميخواهند بگويند مهم نيست.
چگونه گفتن مهم است .
فروغ را دوست دارم و از نظر من او آرپي جي زنِ و عروس دستهاي دنباله دار ( شعرنو) است
يادش گرامي و روحش شاد
بامهر
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











