بنام ایزد یکتا
خشت اول بخش سوم
همانطور که گفته شد مقوله نقد در ادبیات در صدد آن است که ارتباط بهتری با متن برقرار کند و در نتیجه ی این ارتباط مخاصب به درک ژرفتری دست می یابد و این ارتباط و فهم اگر با پیش داوری نباشد می تواند خواننده را در هیأت منتقد با مصالح اصلی اثر آشنا کند و این تشخیص نوع مصالح ادبی ، استفاده آن در اثرادبی و نتیجه و اثربخشی آن ، دریچه ای از لذت ادبیات بر خواننده می گشاید. و نیز گفتیم که بر اساس ارجاع آثار ادبی به دنیای پیرامون و یا خالق آن اثر و یا مخاطب ؛ نقد ادبی به شاخه هایی چند تقسیم بندی می شود:
1- نقد محاكاتی
در این شیوه از نقد ادبی یک اثر ادبی با جهان بیرون و معیارهای واقعی مربوط بدان سنجیده میشود و اثر از نقطه نظر ارجاع به جهان پیرامون مورد نقد و بررسی قرار می گیردو با دنیای خارج از اثر مقایسه می گردد. این شیوه به نقد محاکاتی موصوف است زیرا محک ها علل و انگیزه های مادی ادبیات هستند که در آفرینش آن اثر خود را به گونه ای ملموس یا ناملموس باز تابانیده اند و این نوع نقد اثر را بعنوان عرصه تجلی واقعیت در ادبیات مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد.
لذا ابتدائی ترین و اولین معیار و محک در آنالیز یک محصول ادبی مانند شعر بررسی افق دید این اثر و انعکاس جهان واقع و مصداق یافتن آن در خلق اثر مورد ذکر می باشد. اینجاست که ماهیت حقیقی محاکات و ارتباط آن با محصول ادبیات مورد مداقه نقاد ادبی قرار می گیرد.
در این شیوه نقد یک منتقد ادبی به بررسی میزان موفقیت یک اثر در به تصویر در آوردن آنچه از جهان پیرامون مد نظر آفریننده اثر بوده است می باشد. در ادبیات جهان به این شیوه نقد به گونه های متفاوتی نگریسته شده است و رویکرد های مختلفی نسبت بدان وجود دارد.
در ادبیات ملل با توجه به ویژگی های تاریخی خاص آن فرهنگ نقد محاکاتی میتواند میزان صدق یک اثر ادبی را مشخص نماید. در یک رویکرد رئالیستی آن هنرمند و ادیبی موفق است که محاکات را بطور واقعی باز تاباند و بقولی فرزند زمان خویشتن و گویای واقعیت زمان خود باشد. اگر شاعری در خلق اثر خود بدین مهم دست یابد می توان گفت که محاکات صحیح و مصداق های بجائی از واقعیت پیرامون خویش را به مخاطب ارائه کرده و ارجاعات این اثر صادقانه است.
2- نقد كاربردی
در این رویکرد تمرکز بر مخاطبین یک اثر ادبی می باشد. این نوع نقد را عملگرا یا پراگماتیک میخوانند زیرا تکیه آن بر اصالت عمل یا مشرب فکری پراگماتیسم است. از این نقطه نظر یک اثر ادبی براساس تاثیر روند آفرینش ادبی و محصول آن بر ذهن و عواطف خواننده در معرض نقد و بررسی قرار می گیرد زیرا وقتی هدف غایی از خلق یک اثر ادبی تاثیر گذاری آن بر ذهنیات و عواطف و احساسات مخاطب باشد تفکر مبتنی بر اصالت عمل حکم می کند که آن اثر از این دیدگاه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و موفقیت اثر یا عدم آن از این نقطه نظر به قضاوت گذاشته شود.
در اين شیوه؛ اثر ادبی بعنوان محصولی كه به قصد اعمال تأثيرات خاصی بر خواننده نوشته شده است بررسی می شود و تأثيرات مختلف آن محصول ادبی در مخاطب از جمله حظ زيبايی هنری و زیبا شناسانه، گرایشهای آموزشی و حکمت آموز ، و برانگيختن عواطف همه و همه مورد نقد قرار می گیرند که كاربردی محسوب می گردد.
بنابر این بطور کلی این رویکرد نقد ادبی بر عکس العمل یا برخورد و باز خورد مخاطب تمرکز دارد و به آنالیز این گونه تاثیر پذیری ها و عکس العمل ها می پردازد. درست بهمین دلیل است که واژه کاربردی را در مورد این نقد بکار می بریم زیرا این نقد به بررسی کاربرد یک اثر و میزان موفقیت آن می پردازد. کاربرد هر اثر خود مبتنی بر اعمال تاثیرات ویژه ای بر مخاطبین اثر است.
از آنجا که عملگرایی به موفقیت بهایی خاص می دهد اين نوع نقد مبتنی بر عکس العمل خواننده مبنا را بر این قرار میدهد که معیار سنجش وارزش گذاری برای یک اثر ادبی میزان موفقيتش در نیل به اهداف آن می باشد.
این نحله نقد در گذشته دور اروپا رایج بوده است و در روزگار معاصر نیز مجددا پا به عرصه نقد ادبی گذارده است و در زمان ما تحت عنوان نقد بلاغی شناخته می شود.
این رویکرد نقد بر تکنیک ها و راهکار هایی متمرکز می شود که اثر بکار می برد تا بر مخاطب تاثیر ویژه ای را که مدنظر آفریننده آن بوده است را بگذارد.
این شیوه نقد بررسی می کند و تخمین می زند که تا چه حد آن محصول ادبی موفق شده تا توجه مخاطبش را به خود معطوف كند و او را درگيرخود سازد. این رویکرد به نقد ادبی هماهنگ با این گفته لونگينوس است که يک اثر ادبی را می توان با امعان نظر در حالات خواننده يا شنونده ارزيابی كرد.
به نظر اين منتقد رومی یک شاهکار آن است كه بطور مکرر و نه صرفا برای یکبار مطالعه و مواجهه؛ مخاطبین را به هيجان در آورد و برانگيزد.
3- نقد بيانگرانه
این رویکرد نقد با توجه خاص به آفریننده اثر ادبی است که بجای مخاطب بر نویسنده متمرکز می گردد و نقاد ادبی اثر ادبی را با توجه به میزان صداقت و صمیمیت نویسنده در بیان نقطه نظراتش و نیز به تصویر کشیدن ماهیت واقعی عواطف و اندیشه هایش مورد بررسی قرار می دهد و در روند نقد سعی می کند به بررسی اصالت بیان نویسنده در آفرینش اثر بر اساس درونمایه های ذهنیش بپردازد.
منتقد ادبی که به این رویکرد در نقد ادبی گرایش دارد سعی میکند تا شواهدی را کشف و بررسی کند که بیانگر وضعیت ذهنی و عاطفی نویسنده باشد چرا که بنا را بر این میگذارد که نویسنده خود را در اثر ادبیش باز می تاباند و درونمایه های ذهنی و عاطفیش را در آفرینش ادبی خود هویدا می سازد چه آگاهانه و چه غیر آن
دراین رویکرد منتقد ادبی در متن اثر بدنبال رد پای نویسنده یا سراینده است و فی المثل در اجزا کلام شعر منتقد بدنبال نشانی از سراینده به تجزیه وتحلیل مصرعها و بیتها می پردازد تا شاید سرنخی را که می جوید پیدا کند.
4- نقد عينی
نقد با توجه به خود اثر یا نقد عینی؛ اثر را از مخاطب و نویسنده تفکیک می کند و به مطالعه آن بدون در نظر گرفتن نويسنده و خواننده و جهان پیرامون آن می پردازد.
در این رویکرد خود اثر فی نفسه حائز اهمیتی ویژه است كه منتقد سعی می کند آنرا بگونه ای مستقل از حاشیه ها بررسی کند و برای این امر معاییر و محاکات خود را از درون اثر وام می گیردو با ارزش گذاری بر اساس آنچه از برآمده از خود اثرو ذاتی آنست اثر ادبی را نقد و بررسی میکند.
در این راستا منتقد به مباحثی از قبیل ، انسجام متن و ارتباط اجزاي آن با همدیگر یا همان روابط بين عناصرسازنده متن و تماميت آن میپردازد و متن ادبی را از دیدگاه کمال خود اثر بررسی می کند.
مهرداد بهار
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











