سپیداران خاک آلود بی خم کردن اندام پا در جوی می شویند و خورشید هوسران ، از میان شاخساران ساق مرمرفامشان را گرم می بوسد و انبوه عظیم ریشه ها از حسرت سو…
سپیداران خاک آلود بی خم کردن اندام پا در جوی می شویند و خورشید هوسران ، از میان شاخساران ساق مرمرفامشان را گرم می بوسد و انبوه عظیم ریشه ها از حسرت سوزان خود در خاک می پوسد و باد از باغ ها می آورد بوی بهاران را هلا ، ای باد آرام سحرگاهی کنون وقت است تا از برگ های حسرت دیرین بپیرایی چمنزار فراخ و دلگشای یادگاران را کنون هنگام آن است ای ترنج قرمز خورشید که عکس خویش در ایینه های آب بنمایی و برق زندگی بخشی نگاه چشمه ساران را
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











