لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 8 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

جنگ روز 39 – اشعاری از شاعران ایرانی درباره جنگ رمضان منتشر شد (بخش سی ام )

وعده صادق 4 اهل قلم

پایگاه خبری شاعر در دفاع ازوطن در این جنگ تحمیلی هم صدا با شاعران و نویسندگان با سلاح قلم می کوشد تا در کنار مردم شریف ایران پای کار باشد و آثار ناب شاعران استان های کشور را از طریق کانال https://eitaa.com/shaernews و پایگاه خبری شاعر https://shaer.ir/ منتشر نماید

امروزسه شنبه هیجدهم فرودین ماه و روز 39 جنگ   است
در این روزها روایت مردان و زنان اهل قلم روایتی شنیذنی است
پای اشعار هر کدام از شاعران این مرز بوم می نشینیم تا در بخش سی ام این مجموعه اشعار درد جانسوز هم وطنانمان را در تراوش های شاعران و نویسندگان به دل و جان بخوانیم

در بخش سی ام 40 شعر از شاعران ایرانی سراسر کشور را زمزمه می کنیم و می دانیم اهل قلم پای کار وطن هستند.

1

سکوتی ابدی
و کودکانی که
مشقِ عشق را
بر دفترِ دلنوشته ‌هایشان می نوشتند

نگاهشان
گرم‌تر از خورشید،
و بلندتر از زمینِ خاکی بود.

اما اکنون،
سکوتی سنگین
شهر را در آغوش گرفته؛
نه صدای خنده‌هایشان
در کوچه‌ها می‌پیچد،
نه نفس‌های گرمشان
مَشامِ شهر را پُر می‌کند.

فقط
یک دلتنگیِ عمیق
بر ساحلِ روح‌مان
می‌کوبد.

و با این همه،
یادشان
تا ابد
در سینه‌ی ما روشن است
و با هر طلوعِ خورشید در میناب
دوباره
زنده می‌شود
جاری نگاه لبریز از احساسِ
وطن دوستی معصومانه شان.

مریم ایزدی
شاعران یزد

2

رباعی

هرچند که در سوگ تو ماتم داریم
در هر رمضان حالِ محرًم داریم

چل روز گذشته است از ماتم تو
انگار چهل سال تو را کم داریم

حسین کیوانی
شاعران فارس

3

سکوتی ابدی
و کودکانی که
مشقِ عشق را
بر دفترِ دلنوشته ‌هایشان می نوشتند

نگاهشان
گرم‌تر از خورشید،
و بلندتر از زمینِ خاکی بود.

اما اکنون،
سکوتی سنگین
شهر را در آغوش گرفته؛
نه صدای خنده‌هایشان
در کوچه‌ها می‌پیچد،
نه نفس‌های گرمشان
مَشامِ شهر را پُر می‌کند.

فقط
یک دلتنگیِ عمیق
بر ساحلِ روح‌مان
می‌کوبد.

و با این همه،
یادشان
تا ابد
در سینه‌ی ما روشن است
و با هر طلوعِ خورشید در میناب
دوباره
زنده می‌شود
جاری نگاه لبریز از احساسِ
وطن دوستی معصومانه شان.

مریم ایزدی
شاعران یزد

4

رباعی

هرچند که در سوگ تو ماتم داریم
در هر رمضان حالِ محرًم داریم

چل روز گذشته است از ماتم تو
انگار چهل سال تو را کم داریم

حسین کیوانی

5

دیشب؛ حوالی شمعدانی ها
سایه ی ماه،
ع
ج
ی
ب،
خودنمایی می کرد…
باران، به در و دیوار می کوبید
تا آغوش پنجره را باز
و ببندد
سیلِ بالشِ خواب را …
طغیانِ خاطر ها ،
از کوچه گذشت
و خیابان ،
مملو از خاطره هایی شد
که قدم هایِ من
و تو را
هیچ ،
به یاد نداشت …
کافه ها، فنجان هایشان را آویزان
و بسته
بسته
قهوه هایِ تلخ را
به رود می ریختند …
شانه ی تیر برق ها،
از سکوت لبریز ،
و درخت هایِ تازه متولد شده
در هیاهویِ آسمان ،
دل را به خاک
سپرده بودند …
مادر؛ این چهار ستونِ استوار
دست هایِ سبزش را
زیر بمبارانِ آتش و خون
به آسمان بلند ،
و آرزوهایِ ،
کودکان درد را ،
در گوشِ شاپرک ها ،
زمزمه می کرد …
اینجا؛
درست، کنارِ آیه هایِ رنگین کمانی
خواندم
“انَ
مَعَ العسرِ
یسری”
چیزی شبیه کلام تو
چیزی شبیه “شکیبایی”
شبیه…
و…

مریم کرمی صبا
شاعران قزوین

6

شیشه ها فریاد می زنند
ابرها؛
دودها را می بلعند
و باد، با خشم
برایِ بالگردهایِ سرگردان
رجز می‌خواند…
هوای روستا آلوده
و گنجشک های بیقرار
برای
سلامتی
کودکانِ زیر آوار مانده
دعا می کنند …
اینجا؛
نه نقطه‌یِ مرکزیِ شهری‌ست
نه انبارِ مهمات…
روستایی ست
کنارِ
کاج های سردرگریبان
و شرکت هایی که حالا
نان کارگرهایشان را
آجر کرده اند …
اما زندگی ،
همچنان جریان دارد …
در کنارِ
همین
وحشتِ آرام
کنار همین دود
کنار غرشِ آسمان
به وقتِ
عبورِ
سرنشینانِ
بالگرد هایِ
مغز تُهی…

مریم‌ کرمی صبا

7

آن وسوسه در نهادتان هست هنوز؟
در کله ی پوک، بادتان هست هنوز؟

هر بار به سنگ می‌خورد سرهاتان
شن‌های طبس که یادتان هست هنوز؟

حسین عبدی

8

پوزت بزنم، زبان درازی نکنی
فکّت شکنم، معرکه سازی نکنی

ای موش چموش، گوشمالی دَهَمت
تا با دُم شیر، باز بازی نکنی

حسین عبدی

9

غزلی برای ترامپ

با کلاه قرمز مضحک … لباس هودی‌ات
این جهان را دیده‌ای از پشت عینک دودی‌ات!

دیر میفهمی که این دنیا «زمین گلف» نیست!
از همین حالا ولی این نمره‌ی مردودی‌ات!

تو خودت حتی نمی‌دانی چه می‌خواهی هنوز!
احمق است آن‌کس که باشد در پی خشنودی‌ات!

شاه دنیا نیستی! «دیوانه‌ی خودشیفته»!
عقده‌ها می‌ریزد از شخصیت کمبودی‌ات!

«جنگهای واقعی» خیلی تفاوت می‌کنند ـ
با خیالات و توهم‌هـای هالیوودی‌ات!

«آخر بازی» مهمات‌ات به پایان می‌رسد!
هرچه باشد رو به کسری می‌رود موجودی‌ات!

مُلک ایران «مأمن ادیان ابراهیمی‌» است!
می‌شود بر ما گلسـتان آتش نمرودی‌ات!

تنگه‌ی هرمز به روی هر کسی هم وا شود؛
تو یکی باید کنی عادت به این مسدودی‌‌ات!

با حساب زخم‌هایی که از ایران می‌خوری
«طول درمان» زیادی ‌می‌برد بهبودی‌ات!

زودتر از آنچه فکرش را کنی خواهد رسید
روز مرگ نکبتی و لحظه‌ی نابودی‌ات!

اصغر عظیمی‌ مهر

10

شعری از دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی
از زنجان

……………..
⚰ سگ زرد ⚰
بزن تو ضربه ی آخر به صورت سگ زرد
بزن به صورت کافر به صورت سگ زرد

به یاد خون شهیدان و خون رهبرمان
بزن تو فاتح و خیبر به صورت سگ زرد

به یاد ساقی عَطشان دشتِ کَرب و بَلا
به نام ساقی کوثر به صورت سگ زرد

به رمز حیدر کرار و یا علی مددی
بزن به دشمن حیدر به صورت سگ زرد

به نام دُخت رسول و به ذکر یا زهرا
بزن به یاد پیمبر به صورت سگ زرد

به نام نسل پیمبر به حرز یا حیدر
بزن به دشمن ابتر به صورت سگ زرد

به یاد خون شهیدان این هوا و فضا
بزن تو یار و برادر، به صورت سگ زرد

محمّد حسین نظری
شاعران زنجان

11

شوکت شهر و خیابان را ببین
موج دریای خروشان را ببین

در تجلیگاه عشق و انتظار
سیرت زیبای انسان را ببین

در پی حفظ حریم امن عشق
غیرت زن ها و مردان را ببین

همت والای اهل خانه در
کوچه های خیس باران را ببین

در سلوک کودک و پیر و جوان
جلوه آیات قرآن را ببین

بر فراز خیل رهپویان جان
رقص پرچم های ایران را ببین

پای پرچم سرفراز و استوار
صولت نسل مسلمان را ببین

پر خروش و پرصلابت، پر ز خشم
ملت مانند طوفان را ببین

زیر چتر حضرت موسی الرضا
رحمت شاه خراسان را ببین

صحنه ی پرشور بیعت را نگر
در هجوم فتنه ایمان را ببین

یاد طهرانی مقدم ها به خیر
فاتح و سجیل و رضوان را ببین

رعد موشک های ایران بر تنِ
کَرکَسان تیز دندان را ببین

بر دهان دشمن سفاکمان
مشت سنگین دلیران را ببین

حال استیصال دشمن دیدنی ست
خفت صهیون ویران را ببین

یک هدف یک آرمان مشترک
اتحاد قلب تهران را ببین

شد طنین و ورد لب ها انتقام
حرمت خون شهیدان را ببین

قصه پایان فرعون زمان
ذلت طاغوت دوران را ببین

قدرت فریادهای بی امان
بر روان دیو، سوهان را ببین

لرزه بر اندام دنیا صبح و شب
غرّش ببران و شیران را ببین

با نوای حیدر و هَیهاتشان
وحدت مردان میدان را ببین

بحث، بحثِ غیرت و مردانگی ست
شوق چشمان جوانان را ببین

عهد ما احیای خطِّ رهبری ست
آن وفای عهد و پیمان را ببین

دست امدادی که بیرون آمده
زآستین حی سبحان را ببین

نویده نامجوفر
شاعران تهران

12

این بغض که پنجه در گلو افکنده است
تا لحظه ی انتقامِ ما پاینده است

با رهبری علی و اولاد علی
جمهوری اسلامی ما تابنده است

گلاره الماسی

13

خطاب به شهدای عزیزمان

اگر چه زخمی صد فتنه است جانِ وطن
هزار چون تو به خون میزند به آن مرهم
به رقص خون تو بر روی خاک ها سوگند
که تا قیام قیامت برقصد این پرچم🇮🇷

گلاره الماسی

14

پایگاه خبری شاعر:
همان روزی که آتش زد نماد عزت ما را
و می پنداشت اهریمن،که بیند خفت ما را
خروشیدم که من هستم،علم برپا و دردستم
چون او دلداده و مستم،نبینی ذلت ما را

گلاره الماسی

15

مدد ز حیدر و قوت ز ذوالفقار علی
بجنگ ای وطن ای برگزیده ی ازلی
بجنگ وعده ی حق است محو اسراییل
به دست نسل غیورِ مطیع امر ولی

گلاره الماسی

16

در بند ِ سبک مغزی ِ خویشم
با تیغ چو زدم نغزی ِ خویشم

ترامپ منم شامپانزه ی قدسی!
بنیامین ِ بی مغزی ِ خویشم

مهدی عرفانیان
شاعران خراسان رضوی

17

پاپَتی و کلِّه پوکی ای ترامپ
بهربنیامین توکوکی ای ترامپ

دائم الخمر ِ پدرسوخته تویی!
آری آری بچه خُوکی ای ترامپ

مهدی عرفانیان
شاعران خراسان رضوی

18

من ایمان دارم به شقایق‌ها
به تمام گل‌های عاشق روییده
در دامان ایران عزیز و قهرمان

ایمان دارم که نباید
گل کنیم آب را؛
آب زلال سرزمین خوبی‌ها.

ما تبار از رستم و سهراب داریم
از آرش و سیاوش،
از کاوه و فرهاد… با افتخار.

باور دارم که زندگی جاری‌ست
و بر خاک من، رویش دوباره
عادتی‌ست که ریشه در جان دارد؛
که عشقی ابدی و مهری بی‌کران دارد.

من به شقایق‌های وطنم،
به ابهت درختان کهنسال،
و به لطافت گل‌های بی‌مثالش،
ایمان دارم؛ آری، ایمان دارم.

با تمام وجود می‌گویم:
باید ساجد بود بهر این مردآباد،
برای شیرزنان ایرانم…
و من می‌گویم:
«تا شقایق هست، زندگی باید کرد

سلمان سیاهپوش
شاعران لرستان

19

شهاب واره ی عشقش چقدر زیبا بود
نماند،پیش من از بس که ناشکیبا بود…

به درک کردن من خویش را ملول نکرد
که آنچه ساختم و او نساخت،رؤیا بود

چه ابلهانه وفا را به بی وفا کردم
به او که سر به هواییش،تا ثریا بود

چنان کشاند مرا در پی اش که صد ها سال
تلاش های مدیدم،شبیه درجا بود

شکفته بود گلش در درون باغچه ام
دریغ از دو سه روزی که عمر گل ها بود

هر آنچه رشته کنم باز پنبه خواهد شد
مگر که سنگ به گِل های خلقتِ ما بود؟

چه ها کشید علی زیر بار درد و فراق
که بین امت خود هم،همیشه تنها بود…

محمد ثاقبی

20

هر بار دروغ خوردِ مردم دادی ،
از وعده ی صلح و مژده ی آزادی

چوپان دروغگو جهان فهمیده ،
از چاله درآمدی به چاه افتادی !

فروزنده مستوفی
شاعران البرز

21

قربون پرچم ایران رولپای گل گلی ت
قربون حرف قشنگ و اون نگاه کاکلی ت

سِد مجید جون گرفته از پیام دیشبت
نی نی قهرمونم با اون پیام گوگولی ت

علیرضا ناظمی
شاعران اصفهان

22

بی تو این ثانیه‌ها خسته و بد حال گذشت
نه چهل روز که انگار چهل سال گذشت

حالِ ما را غم تو سخت پریشان کرده
داغِ تو خون به دلِ مردم ایران کرده

بغضِ مانده به گلو با غم و فریاد شکست
قلبمان باز دمی یادِ تو افتاد شکست

حرف‌هایت همگی بویِ محبت می‌داد
به دلِ خسته‌ی ما عطرِ طراوت می‌داد

در تو دیدیم همه وصفِ مسلمانی را
معنیِ واقعیِ غیرتِ ایرانی را

هم عمل هم سخنت بود که ذلت هرگز
با هرآنکس که یزیدی شده، بیعت هرگز

همه‌یِ عمر تو در یادِ شهیدان بودی
فکرِ آبادی و آزادی ایران بودی

بی تو روز و شبِ ما هر نفسش تاریک است
راستی ماه محرم چِقَدَر نزدیک است

باز برگرد بیا روضه بگیر آقا جان
کوریِ حرمله‌ها روضه بگیر آقا جان

سال‌ها بود که در شوق زیارت بودی
از دلت باز گذشتی، پیِ خدمت بودی

اربعین‌ها چِقَدَر روضه‌یِ غربت خواندی
همه رفتند زیارت تو نرفتی، ماندی

ولی آن روزِ دهم، هجر به پایان آمد
وَ به دیدار تو سالارِ شهیدان آمد

ناب بودی تو، ولی گوهرِ نایاب شدی
هر شب جمعه دگر زائرِ ارباب شدی

پر گرفتی برسی تا به اباعبدالله
برسان بیعتِ ما را به اباعبدالله

رفتی و با دلِ آسوده میان حرمی
بعدِ تو مانده ولی در دلِ ما کوهِ غمی

بذرِ غم کاشته آن مشتِ گره کرده‌یِ تو
حرف‌ها داشته آن مشتِ گره کرده‌یِ تو

حرفت این بود که این راه، تماماً نور است
فتح با ماست ولی دیده‌یِ دشمن کور است

آخر و عاقبتِ راهِ خدا، حجتِ اوست
او که عالم همگی در کنفِ بیعتِ اوست

مردم از جنگ نترسید کمی صبر کنید
می‌رسد نوبتِ خورشید کمی صبر کنید

وعده‌ی صادقِ حقّ است، “ولی” می‌آید
پسرِ فاطمه، تکرارِ علی می‌آید

علی گلچین پور
شاعران ایران

23

بیدار شده غنچه‌ی احساس نگاهت
صبح است و دلم در هوس روی چو ماهت

در کوچه‌ی دل باز خیالت شده جاری
دل منتظـــــــــــــــر گردش آن چشم سیاهت

یوسف‌ــ‌دفتری
شاعران ایران

24

این نقشه برایتان پیامد دارد
هربایدی با خودش نباید دارد

دریاست و آرامش قبل از طوفان
هر جزر به دنبال خودش مد دارد

محمدعلی ساکی
شاعران لرستان

25

در پای ولایت همه پایِ کاریم
چون زلزله روی دشمنان آواریم

پا پس نکشیده ایم در راه هدف
ما عشق به میهن و به پرچم داریم

حسین جعفری
شاعران ایران

26

زَدُم چشمِ خودُم را کور کِردُم
ترامپِ بی خود مجبور کِردُم

کشوندُمِش به خونَت بابا طاهر!
دوبیتی و زدُم ناجور کِردُم

پدرام اکبری
شاعران فارس

27

چهلم رهبر شهیدم

با اینکه چهل روز تو را کم داریم
در خاطره ها و لحظه ها غم داریم

ما پای نظام و رهبری می مانیم
با بیعت مان به دست پرچم داریم

مریم محبوبی
شاعران اصفهان

28

ای رهبرم! گذشت چهل روز در فراق
عمریست گوئی‌یا که گذشته‌ست بعد داغ

ای آفتاب، رَشک‌برنده به سایه‌ات
عالم برای دور تو گشتن در اشتیاق

ای رنگ فرش بیت تو آبی‌تر از سماء
ای شمع میز کار تو هم‌نور چلچراغ

ای لحن واژه واژه‌ی تو گرم مثل نور
گل کرده واژگان تو چون گفتمان باغ

دل‌خوش به لحظه‌های کنارت میان بیت
ای لحظه‌لحظه‌های کنار تو اتّفاق

در جستجوی توست چهل روز امّتی
در صحن میهنانه رواق از پی رواق…

از رفتن تو ماه! چهل روز رفته است…
اما چه رفته بر من گریان در این اتاق…

اکرم هاشمی سجزئی
شاعران اصفهان

29

“نسل چنگیز”

تاریخ پُراست، از حسدها، کین‌ها
از هیتلرها، لنین و استالین‌ها

از گور، سری بلند کن ای چنگیز!
آیا دیدی کثیف‌تر از این‌ها؟

رباعی
محمد مرادی
شاعران ایران

توئیت علی‌حسین قاضی‌زاده و پیشنهاد به ترامپ برای حمله‌ی اتمی به ایران. این نوع خائنان به ایران و ایرانی، فقط از تنور اینترنشنال بیرون می‌آید.
باز هم باافتخار، به اخبار این یابوها گوش دهید. لیاقت هرکس چیزی است.

30

دوبیتی
اوخودوم سوره ی فتحی خوش الحان
روحیمه جاندی دردیمه درمان

بو سوزی یازدیم تا، بیله دونان
وطنیم وطنیم وطنیم ایران

سید باقر سادات پور
شاعران زنجان

31

دم خروش زمین است ، گاه فریاد است
دم گسستن زنجیر های بیداد است

برای خلق ستم دیده ، بانگ پیروزی
طنین له شدن استخوان جلاد است

مهدی عبادی
شاعران آذربایجان شرقی

32

سرباز ایرانم غریوِ هیبتم مانده
پرچم به دستم نقش آن بر قامتم مانده

سرباز میهن هستم و در دل شرر دارم
هرچند سال و ماه ها تا خدمتم مانده!

پدرام اکبری
شاعران فارس

33

“تلنگر”

جنگ کثیف☠️👽☠️
هرزه ضمیر بی پدر، فاقد فطرت بشر!
عمر هميشه پخمه را، داده به هرزگی هدر!!

اهل مصاف نیستی، مرد کفاف نیستی
لاف نزن : منم، منم!! قاتل پست فتنه گر!
کوه پر از”تلنگر”است!عربده ازچه می کشی؟
زامبی فاضلاب خور! موش کثیف دربدر!!

مردم تو کنار ما، مثل تمامی جهان :
عاشق شوق کودک اند، عاشق فطرت هنر
لیک تو در میانشان، مثل جنون ناگهان
سنگ به شیشه میزنی، بمب به کوچه و گذر!

خیرتو کی بود عیان؟! در پروبال خون چکان!
لاشخوری که سایه ات، گشته نماد صد خطر!

“جنگ کثیف” تا به کی؟! مرد حریف جبهه باش!!!
جنگ بکن، ولی درست! دشنه بزن، نه پشت سر!!!
کودک ناز خفته را، مرد، نمی کشد به شب!
ای پر از عقدهٔ درون! مهر ندیده از پدر!!!

دشمن حضرت مسیح، ای همه فعل تو قبیح!
کاش نبودی و نبود، از تو در این جهان اثر

لسان الملک قمی
سه شنبه ١٨ فروردین ١۴۰۵
سید علی اصغر موسوی
شاعران قم

34

از اشک پُر‌ست، ابر باران‌خیز‌ست
دستی که ندارد از دعا لبریزست

این پیرهن سفید رقصان در باد
صلح‌ست که روی بند، حلق‌آویز‌ست

شهاب مهری
شاعران تهران

35

با نقشه قُوات را به کشتن دادی
نیروی هوات را به کشتن دادی
سخت است نجاتِ تو ترامپ، انصافاً!
چون تیم نجات را به کشتن دادی!

محمدحسن صادقی

36
در وقت جهاد یک صدا می آییم
با دوست، غریبه، آشنا می آییم

این غیرت و اتحاد ما دیدنی است
با یاد شهیدان خدا می آییم

      <

آرام دل و خاطر ما ایران است
امروز تمام حرف ما میدان است

با عشق به کشورم، همه می آییم
این غیرت ما نشانه ی ایمان است

     <

جاری شده عشق این وطن در رگِ من
در وقت دفاع، بر تنم هست کفن

با وحدت و اتحاد در میدانیم
ماییم مدافع و هوادار وطن

         <

خواندند سرود عاشقی را یاران
با مشت گره کرده ی خود در میدان

آن ها که خیابان شده سنگرهاشان
اسطوره شدند و قهرمان دوران

مریم محبوبی
شاعران اصفهان

37

بمناسبت چهلم سیدالشهدای انقلاب اسلامی امام خامنه ای شهید

چهل روز است من بی تو چو ابری زار می گریم
چهل شب از عروجت رفت و من بسیار می گریم

لبم بسیار شیرین ست از تکرار آن واژه
که می گفتی همیشه لحظه ی دیدار، می گریم

صدایت باز می پیچد به کنج خانه ی گوشم
صدایت پر طنین و من پر از تکرار می گریم

به روی بالش مژگان چشمم اشک می خوابد
نه با چشمان بسته همچنان بیدار می گریم

دلم را می فشارم بین آغوش دو دستانم
دل بیچاره می لرزد منِ بیمار می گریم

تفأل می زنم یک بار نه، ده بار ،صدها بار
به “نفس مطمئنه”می رسم تبدار می گریم

مروری میکنم در ذهن بی تابم حدیثی را
از آن پس بر حسین بن علی هر بار می گریم

ز روی تل صدای گریه های خواهری آمد
مردد مانده بین خیمه و نیزار می گریم

بهای خون ،خداوندست ،نه رویای مُلک رِی
به حال و روز هر دانه ز گندم زار می گریم

به یاد تشنگیِ طفلک زیبای مهرویی
کنار مَشک شرمنده در آن اجبار می گریم

میان گودی گودال می زد دست و پا مردی
به لطمه می خراشم گونه ،زان پندار می گریم

شنیدم زائری می گفت زین پس بین مشایه
به یاد رهبرم سید علی غمخوار می گریم

فاطمه وفا
شاعران زنجان

38

بر هر وجب از خاک وطن حساسیم
آمـیـزه‌ای از حـمـاسـه و احسـاسـیـم

تسلیم چرا؟ ننگِ امان‌نامه چرا؟
ما زیـر لوای حـضـرت عـبـاسیـم

عباس جواهری رفیع
شاعران ایران

39

از تنگه اگر زنده درآیی مَردی
مانند ترامپ اگر نزایی مَردی
در تنگه گشادی بنمایی مُردی
گر تنگۀ ما را بگشایی مَردی

محمد حسن صادقی
شاعران ایران
شعر طنز

40

این گربه که موش را هدف می گیرد
در دست برای جشن دف می گیرد !

بیهوده نترسید که ماهیگیری ،
از ساحل تنگه اش صدف می گیرد !

فروزنده مستوفی
شاعران البرز