پایگاه خبری شاعر در دفاع ازوطن در این جنگ تحمیلی هم صدا با شاعران و نویسندگان با سلاح قلم می کوشد تا در کنار مردم شریف ایران پای کار باشد و آثار ناب شاعران استان های کشور را از طریق کانال https://eitaa.com/shaernews و پایگاه خبری شاعر https://shaer.ir/ منتشر نماید
امروزشنبه هشتم فرودین ماه و روز 29 جنگ است
در این روزها روایت مردان و زنان اهل قلم روایتی شنیذنی است
پای اشعار هر کدام از شاعران این مرز بوم می نشینیم تا در بخش بیستم این مجموعه اشعار درد جانسوز هم وطنانمان را در تراوش های شاعران و نویسندگان به دل و جان بخوانیم
در بخش بیستم 25 شعر از شاعران ایرانی سراسر کشور را زمزمه می کنیم و می دانیم اهل قلم پای کار وطن هستند.
1
وطن فروش
…………..
سگش شرف دارد آن کسی که تن بفروشد
به آنکه گربهصفت باشد و وطن بفروشد!
حیات را به رهایی منوط بشمرد اما
به صاحبان قفس، آهوی ختن بفروشد
آهای مردم دنیا! وطن زن است و مقدس!
بدا به ذات زنازادهای که زن بفروشد!
نبرده بوی جوانمردی آنکه در عوض ننگ
به هرکه دستدراز است، یاسمن بفروشد
چراغ زندگیاش کُشتهباد آنکه به دشمن
چراغ سبز نشان داده تا چمن بفروشد
اجاره رفته زبانها! عجیب نیست که فردا
دکان از قلمافتادهای، دهن بفروشد
کشانکشان صفی از نان به نرخ روز خوران را
بیاورد به سر سفرهاش سخن بفروشد
وطنفروختهی بیشرف همان دلهدزدیست
که راه خانهی خود را به راهزن بفروشد
رواست دفن شدن در میان پرچم ایران
اگر به نام کمک، کافری کفن بفروشد
سحر هادیان
شاعران سمنان
2
خیانت
شیران چه در خروشند درصحنه اند هرآن
لعنت به هرچه خائن پستند وطن فروشان
ااینجا نشتسته خوردی دل را به او سپر دی
ای بیحیا. حیا کن گمشو برو از ایران
تو عکس می فرستی بر دشمن خطا کار
تا او نشا نه گیرد مارا کشد فراوان
جرم تو بیش از آن است مزدور بی لیاقت
مارا فدا نمودی نامت نباشد انسان
تا که شوند پیروز این ملت قهرمان
پرچم بدست و عاشق هستند در خیا بان
خلیل مرادی
شاعران زنجان
3
می توان در لحظه های آخری اعجاز کرد
« زندگی » را می شود پایان راه آغاز کرد
با قطار « مرگ » رفتن جز حماقت هیچ نیست
وقتی از باند « شهادت » می توان پرواز کرد
ساغر سلیمی
شاعران چهار محال بختیاری
4
تقدیم به فرشتگان میناب.. 🖤🥀
خاک و غروب و حسرت فردا
پرواز هر کودک ، غم دنیا
پیراهن گلدار غرق خون
کیف و کتاب و دفتر املا
دستی که روی دفترش جاماند
با خط خون…ب..ب ..الف ،بابا
پژواک زنگ مدرسه آمد
مادر صدا میزد گلم، زهرا
خسته شدی مادر که خوابیدی ؟
آغوش من بازه… چرا اینجا؟!
کیفت چرا بر روی دوشت نیست
خانم چه درسی داد؟ عاشورا؟
دور سرم هر واژه میچرخد
باران گرفته چشم هایم را
دنیا به لبخند کبودت مات….
من ماندم و بغض عروسک ها..!!
مهسا ایمانی ماه
شاعران البرز
5
علمدار رفتی 🥀🖤
چه شعری؟ چرا داغ پایان ندارد؟
چه گویم که این حال سامان ندارد
نشسته غمی روی هر صفحه ی دل
خبر پشت هم آه، امکان ندارد
سحرگاه شنبه بخوان آب… بابا
چه املای سختی پدر جان ندارد
هنوز این خبر را نکردیم باور
که گفتند این باغ ریحان ندارد
چه اسفند سرد و کبودی ست ای دل
چه دردی کشیدیم، درمان ندارد
نوشتیم با چشم گریان غزل را
ولی حیف دیوان غزلخوان ندارد
بخوانید باهم بگویید از جان
علمدار داغ تو پایان ندارد…….
.
مهسا ایمانی ما
6
سرباز اهل بیتم قرآنه عاشقم من
ایرانلیام ئولونجه ایرانه عاشقم من
ای هموطن بو یرده ایثار و غیرت ئولمز
احسن بو انسجامه شور و بصیرت ئولمز
پاینده دی بو مکتب چونکه ولایت ئولمز
جاندان گئچن دلاور مردانه عاشقم من
چوخدان کمین ائدوبدی مزدور بی ادبلر
هم سلطنت طلبلر هم تجزیه طلبلر
اولّاری مأیوس ایلر مردمداکی غضبلر
بو ملت غیوره جانانه عاشقم من
ای قهرمان بسیجی ،ای ارتشی ،سپاهی
آل ایندی انتقام طفلان بی گناهی
تا ائتمسون دوباره دشمنلر اشتباهی
سیزلردکی امید و ایمانه عاشقم من
حیران قالوبدی الان دنیا بو اقتداره
بو اتحاده ائیلور چشم جهان نظاره
دشمنلری یقیناً مأیوس اولار دوباره
میدانی قویمویان بوش یارانه عاشقم من
دشمن تحمل ائتمور گورسون بو جنب و جوشی
ایستور که تئز قوتولسون بو وحدت و خروشی
هرکیمده غیرت اولسا ائتمز وطن فروشی
آزاده لرده محکم پیمانه عاشقم من
«برخیز ای برادر ،دیگر چرا نشستی»
البته چوخ یاخیندی دشمنلرین شکستی
وار اهل معرفتده عِرق وطن پرستی
میهن یولوندا آخسا اول قانه عاشقم من
سلمان مرادی
شاعران زنجان
7
باد
از روی نامهای کوچکِ روی سنگها
آهسته میگذرد.
میگوید:
اینها هنوز
بوی مدرسه میدهند،
بوی کیفهای کوچکِ رنگی
که فرصتِ بازگشت پیدا نکردند.
آفتاب
هر صبح
روی عکسهایشان مینشیند
و انگار
میخواهد دوباره بیدارشان کند.
شهر
گاهی دلش میگیرد
اما
صدای خندههای آنها
از لابهلای درختها
هنوز میرسد؛
میگوید
«ما هستیم،
تا وقتی که کسی
ما را به یاد بیاورد.»
سهام نقیب
شاعران خراسان رضوی
8
از این پس به جای سلبریتی بگوییم
لالبریتی
…………………….
زین پس شده است نامشان لالبریتی
مفهوم همه کلامشان لالبریتی
میناب گواه حرفها و عمل است
دیدیم ته مرامشان لالبریتی
فرهادمرادی
شاعران زنجان
9
جواب افشین علا به تهدیدهای ترامپ:
◾️فتح خارک یا هرمز؟ وه چه خوشخیالیها!
افشین علا، در جدیدترین سرودهاش جواب تهدیدهای ترامپ را داد.
▪️به گزارش روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ سروده جدید افشین علا که پاسخی به تهدیدهای ترامپ است به شرح زیر است:
«فتح خارک یا هرمز؟ وه چه خوشخیالیها!
پوزهتان مگر دارد میل خاکمالیها؟
از هجوم کفتاران بیشه را نترسانید
دیده قرنها این شیر از شما، شغالیها
قبرتان مهیا شد در سواحل ایران
مثل انگلیسیها مثل پرتغالیها
در جنوب این خاک است بیشمار دلواری
بیشمار کوچکخان در صف شمالیها
ابلهان! بپرهیزید از قیاس ما با غیر
با شیوخ دوزاری با دوروزه والیها
شیخ را بگو باشد در پی شتربانی
در نبود نفت آمد فصل خشکسالیها
بر سر شما سجیل هم به کامتان زقوم
میشود خلیج فارس با همه زلالیها
پس چرا نمیآیید سوی ساحل ایران؟
مرگ، زیر پاهاتان پهن کرده قالی ها
افشین علا
شاعران تهران
10
بن سلمان…
زمین و آسمانش را به دشمن داده بن سلمان
که با موشک زند ما را به جرم یاری قرآن
اگر فرزند سلمانی چرا چون گاو می مانی
شدی مغفول آمریکا هم از ایمان و هم از جان
تامل کنکمی ، ما با تو در یک قبله همراهیم
حیا کن بی شرف،از چه تو می گیری از او فرمان
خیانت می کنی همسایه ی ما ، وای بر حالت
برو گمشو نزن دم دیگر از اسلام و از ایمان
از این دریوزگی هایی که آمریکاست درگیرش
حمایت کم بکن ، ماییم سر افراز این میدان
به جنگ شیر ایرانی نیا ورنه به یک حمله
شود خاک تو و کاخت چو اسرائیل بمباران
به حول قوه ی الله آمریکا شود مغلوب
تو را لِه می کند جمهوری اسلامی ایران
چنان ریزیم بر جدّه فراوان موشک خیبر
که از افلاک تا خاکت شود زین حجمه ها ویران
جهانی خوشدل از همراهی ایران و ایرانی است
کند آُف بر اِپستینی مآبان ِ کم از حیوان
بترس از دفتر تاریخ آنگونه که نفرین کرد
به صدام جنایتکار آن جلاد بی وجدان
محمد جعفر زارع خوشدل
شاعران فارس
11
“آرش، کمان بگیر و درین خانمان بمان
این خاک میهنست بر این بیکران بمان”
تا صبح ، روی دامن او بوسه می زند ،
رخشانترین ستاره در این آسمان بمان
روزی شدی منادی عشقی به جان خویش
محکم به روی عهد خودت،قهرمان بمان !
حتما بهار می رسد از پشت کوه درد
بلبل شود ز روی چمن ، نغمه خوان ، بمان
بی شک صدای جیغ زمستان شنیدنیست
وقتی که نیز بگذرد این امتحان ، بمان !
بغضی در این حوالی اگر پرسه می زند ،
روزی شکسته در تن ما استخوان ، بمان !
لبخند روی صورت گل ها مردد است
تا گل در این میانه بگیرد امان، بمان !
فروزنده مستوفی
شاعران البرز
12
همیشه در پناه اهل بیته
یه ایران، رو به راه اهل بیته
تمام اقتدار کشور ما
از الطاف و نگاه اهل بیته
زهرا نوروزی
شاعران اصفهان
13
اذان صبح، آغاز شب دلتنگی ما بود
اذان صبح، بغضی در گلوی خشک فردا بود
اذان صبح، زنگ گوشیام با گریه میلرزید
الو… لحن صدایی مضطرب در گوش دنیا بود
صدای مادرم از پشت خطّ بیپناهیها
صدای مادرم دنبال تکذیب خبرها بود
همان ساعت صدا، سیمای مردی را نشان میداد
که بغض رسمیاش میگفت غمگین نیست اما بود
کسی «انا الیه راجعون» میخواند با سختی
خبر در لحنِ راوی بیشتر از متن پیدا بود
زدم از خانه بیرون تا کمی تنها شوم اما
خیابان خلوتِ صدها پریشان حالِ تنها بود
به دستِ خشم مردم،موج پرچمهای بیداری
خیابان شاهد رزمایش گردان زهرا بود
مکرر موج پشت موج، مردم بود و موشک بود
چنان مواج میشد آسمان انگار دریا بود
خیابان در خیابان، شهر میدان را تصرف کرد
برای مردم غمگین همین میدان تسلی بود
زمان بعثت ما بود، با محکمترین آیات
و قرآنی که سرتاسر فقط «انا فتحنا» بود
گذشتم شب به شب از خانه، از خود، از غزلهایم
نباید شهر خلوت میشد و این کار با ما بود
نمیدانم قرار چندم ما بود در میدان
فقط میدانم این را پرچم ایثار بالا بود
دمی الله اکبر از لب مردم نمیافتاد
که هر الله اکبر دشنه بر قلب یهودا بود
اذان صبح را گفتند سمت خانه برگشتم
درون خانه با شلیک هر فتاح غوغا بود
صدا، سیمای مردی را نشان میداد در حالی
که روی صحبتش با ساکنان شهر حیفا بود
و ماالنصر…این صدای غیرت ایران و ایرانیست
و ماالنصر… این نخستین ضرب شمشیر تبری بود
و ماالنصر… از علیبنابیطالب به هرکس که
دلش در قلعهٔ خیبر میان جمع اعدا بود
و ماالنصر… این خروش موشکی که در تلاویو است
فقط یک دستگرمی بود، مِن باب تماشا بود
و ماالنصر… این برای انتقامِ ترسِ طفلی بود
اگر که ناگهان آمد اگر که بیمهابا بود
و ماالنصر… این برای مجتبای شیرخوار ما
و ماالنصر… این برای دختر میناب، لیلا بود
دوباره شب شد و کمکم به میدان باز میگردم
نباید شهر خلوت میشد و این کار با ما بود
مهیا میشوم با غیرت مشتی گرهکرده
همان مشتی که در آن عزت و ایمان و تقوا بود
عاطفهسادات موسوی
14
آورده نسیم سحر ایمان به خیابان
گل داده مگر خون شهیدان به خیابان؟
خوش باش که هر پنجره آغوش گشودهست
از ماتم هر خانه رجزخوان به خیابان
هر مشت گره کرده مگر آیهی وحی است؟
شرحیست هم از سورهی انسان به خیابان
انگار که یک شهر پیمبر شده باشد
نازل شده این مرتبه قرآن به خیابان
دیدیم که شبهای خیابان شب قدرند
گفتیم الهی به خیابان، به خیابان
هر کوچه شبستانی و هر کوی، مقامیست
پیچیده مگر نور خراسان به خیابان؟
ای نبض صمیمیّت ما از نفس تو!
بخشیده دم و بازدمت جان به خیابان
جنگ است و دفاع از حرم شهر بهانهست
دنبال تو هستیم خیابان به خیابان
حسن خسرویوقار
15
عید است ولی پرچمِ خون بر دوشیم
ما قلب شقایقیم، مشکیپوشیم
چون رود خروشان که به دریا برسد
هر شب به خیابان زده و میجوشیم
منیره عابدی
16
پوستری از نمادهای قدیم ایرانی برای دفاع وطن
کار مشترک هنرمندان و شاعران زنجانی ۵
……………….
شیپور بزن٬لحظه ی جنگ است هنوز
بر خصم بتاز٬ وقت تنگ است هنوز
تا هرکه بر این خاک نظر کرد بداند
بر پیکره اش زخم پلنگ است هنوز
فرهاد مرادی
شاعران زنجان
17
ازما چوخشمگین است گوباش تابمیری
خودرابزن به آتش تاتنگه رابگیری
گرذره ای جسارت داری بیا به تنگه
تامنتظر نماند سردارتنگسیری
داود عجملو
شاعران زنجان
18
با عماد و قدر و با سجیل حمله می کنیم
چون ابابیلیم بر این فیل حمله می کنیم
فتحِ دهلی کرد نادرشاه افشار بزرگ
ما به اربیل و به اسرائیل حمله می کنیم
مثل سگ گر هفت جان دارد نتانیاهوی پست
ما به او مانند عزرائیل حمله می کنیم
نسلِ هابیلیم ، مظلومیم ، اما مقتدر
بر سپاه و لشگر قابیل حمله می کنیم
لشگری از لُر برای فتح آنجا کافی است
ما به اسرائیل با یک ایل حمله می کنیم
نسلِ کوچک خان ما زنده است این را گوش کن
با سپاه و لشگری از گیل حمله می کنیم
ترکتازی می کند هر تُرک در این سرزمین
با بسی شرح و بسی تفصیل حمله می کنیم
هر کجای این زمین در زیر پای ارتش است
گر شود لازم ز سمت نیل حمله می کنیم
بیخ گوش دشمنان باشد سپاه مقتدر
همچنان رعدیم با تعجیل حمله می کنیم
غده ی سرطانی است این کشور جعلیِ تان
بهر نابودی این زیگیل حمله می کنیم
بر امارات و کویت و بر قطر ، بحرین ، حجاز
تا شود این جنگ ما تکمیل حمله می کنیم
تا خفه گردد عدو این تنگه را کردیم تنگ
بر ترامپِ زردِ چون گوریل حمله می کنیم
علیرضا تیموری
19
«دقت کن رفیق»
نسلِ پاکت نسل ایرانیست، دقت کن رفیق
نیرویت نیروی ربانیست ،دقت کن رفیق
تو مسلمان زاده هستی ،وارث سلمانِ پاک
سرخطت آیات قرآنیست، دقت کن رفیق
یوسف روحِ تو صدیق وبصیراست وجمیل
عقل سرخت پیرکنعانیست، دقت کن رفیق
این برادرهای پرحقد و حسد گرگند گرگ
فکرشان درگیرقربانیست ،دقت کن رفیق
از زلیخایِ هوس در مصر جان غافل مشو
که سراپا فعلِ شیطانیست ،دقت کن رفیق
روزرسوائی برسمِ ابرِ پُربار از تگرگ
اوجِ مَکرش گوهرافشانیست ،دقت کن
زیر چترِ ظلم و ظلمت پیشه، فرعون زمان
غاصبِ تخت سلیمانیست، دقت کن رفیق
تو فرشته سیرت و اهریمن بیدادگر
ثانیِ دیو سَمَنگانیست ،دقت کن رفیق
پوپک گردیده خاکسترنشین است عقل او
گیج وگم دربحر حیرانیست دقت کن رفیق
روز و شب در جعبه جادو،سگ ولگرد غرب
عوعوش برشیر ایرانیست دقت کن رفیق
در جهان دزدان دریائی دم ازدین می زنند
کارشان تعزیه گردانیست دقت کن رفیق
جای مرغان هزار و قمری گلدسته خوان
کار قورباغه غزلخوانی ست دقت کن رفیق
فرق بین اعتراض و اغتشاش خودفروش
فرق دانائی ونادانیست ،دقت کن رفیق
گوشه عزلت گزیدن نیست رسم و راه ما
تا فضا از فتنه بُحرانیست ،دقت کن رفیق
می شود پیروز میدان آنکه در ملک وجود
با بصیرت های انسانیست ،دقت کن رفیق
وَ اَعدو مَستَطعتُم را بخوان وکن عمل
که عدویت وحشی و جانیست ،دقت کن رفیق
ما شهادت نوش های حسینی مشربیم
پیشهٔ ماحق و حق دانیست ،دقت کن رفیق
آن که کشتی وطن را نوح تدبیر است و،روح
پیرعرفان خراسانیست ،دقت کن رفیق
بهرخلق عاشق جان بر کف ما، چون «احد»
کار شاعر شعر درمانیست ،دقت کن رفیق
احد ده بزرگی
شاعران فارس
20
بزن که خوب میزنی
جدید
شاعر سادات پور زنجان
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
تو پوریای میهنی بزن که خوب میزنی
تو شاخ دیو بشکنی بزن که خوب میزنی
بنام نامی حسن بنام نامی حسین
به عشق مرتضی علی کنون نما ادای دِین
ز ضرب شستِتان رسد به قلب شیعه شور و شین
تو خار چشم دشمنی بزن که خوب میزنی
ز ضرب شَستِتان کنون کمر شکسته اشقیا
بزن به عشق مرتضی صاحب شأن لافتی
قسم به روح مصطفی به خون پاک شهدا
تو گل عُذار گلشنی بزن که خوب میزنی
سید باقر سادات پور
شاعران زنجان
21
آمد به میدان شیر شرزه یک تکاور
اوکراینیِ جنگی زلنسکیِ دلاور
فریاد کرده آمدم ای شیخ زائد
کوری عصا کش شد برای کور دیگر!
پدرام اکبری
شاعران فارس
22
مارا به جز از علی مدد دیگر نیست
فاتح به جهان جز پسرحیدر نیست
تکرار توان حیدر است در ایران
تکرار به جز واقعهی خیبر نیست
۲
مشت گره کرده ی او نشان پیروزیست
بغض فروخورده ی ما گمان پیروزیست
تمام حرف دل مردم مقاوم ماست
زمان زمانه ی ایران زمان پیروزیست
۳
به کف نشان دو پهلوی حیدری داریم
به سبقه جنگ شهنشاه نادری داریم
کنون زمانه ی مرگ است به دشمن ایران
میان معرکه ی رزم نوادری داریم
ابوالفضل جلالی
شاعران خراسان رضوی
23
بخوانم صبح و ظهر و عصر و شب هر لحظه “ای ایران”
که روح و جسم و جانم پر شود از باور و ایمان
منم آن شاخه ی کوچک که حالا پر گل و سبز است
برایم مادری کرده وطن چون خاک در گلدان
مرا از کودکی جا داده در آغوش پر مهرش
عصا در دست گیرم هم، هنوزم عاشقم در آن
همیشه حال و احوالم به حال این وطن وصل است
به وقت شادی اش شادم، به وقت غصه اش گریان
برای درد و دل کردن چه گوشی بهتر از گوشش
سرم را می گذارم بازهم بر روی این دامان
زمان دلهره در چرخش تسبیح میگویم :
بلا را از وطن، پروردگارا دورتر گردان
زنان کشورم این روزها گُردآفرینانند
و مردان دلیرش آرش اند و رستم دستان
زبانم لال باشد، چشم هایم کور، گوشم کر …
نبینم نشنوم دشمن شود از غصه ات خندان
خدا از من، تبارم، خاندانم دور دارد که
فروشم مشتی از خاک تو را روزی به مزدوران
مرا در پرچم سرخ وطن در قبر بگذارید
که جان من فدای یک وجب از خاک تو ایران
فرزانه شفیعی
شاعران اصفهان
24
پوستری از رضا نجفلو را برای دفاع وطن ببینید با شعری از فرهاد مرادی
کار مشترک هنرمندان و شاعران زنجانی ۶
……………….
این لشکر ابرهه چه بی تاب شده
صد نقشه کشیدند که بر آب شده
با حیله در اندیشه ی صلحند کنون
چون کشتییشان اسیر گرداب شده
فرهاد مرادی
شاعران زنجان
25
باد
آرام
از روی دفترهای نیمهنوشته میگذرد.
کفشهای کوچک
کنار در
جا ماندهاند،
بیصدا
مثل پرندههایی
که فرصت پرواز نیافتند.
در کوچه
نور
پشت دیوارها
گم شد،
اما نام شما
در دل هر مادر
مثل چراغی کوچک
میسوزد
و خاموش نمیشود.
ای کودکانی
که رؤیاهایتان
به آسمان پیوست،
زمین
هنوز
صدای خندهتان را
به یاد دارد.
سهام نقیب
شاعران خراسان رضوی







