پایگاه خبری شاعر در دفاع ازوطن در این جنگ تحمیلی هم صدا با شاعران و نویسندگان با سلاح قلم می کوشد تا در کنار مردم شریف ایران پای کار باشد و آثار ناب شاعران استان های کشور را از طریق کانال https://eitaa.com/shaernews و پایگاه خبری شاعر https://shaer.ir/ منتشر نماید
در این روزها روایت مردان و زنان اهل قلم روایتی شنیذنی است
پای اشعار هر کدام از شاعران این مرز بوم می نشینیم تا در بخش یازدهم این مجموعه اشعار درد جانسوز هم وطنانمان را در تراوش های شاعران و نویسندگان به دل و جان بخوانیم
در بخش یازدهم 18 شعر از شاعران ایرانی سراسر کشور را زمزمه می کنیم و می دانیم اهل قلم پای کار وطن هستند.
1
یه ایران استقامت، جان فداییم
نماد قدرت و جنگ آشناییم
به چشم دشمنان خاریم الحق
یکایک مرد و زن کوه دناییم
زهرا نوروزی
2
ما ملت عشقیم و همین حساس است
نابود شود هرآنکه بی احساس است
صد قُل هُو و اِن یِکاد باید که نوشت
ایرانِ حسین بیمهی عباس است
علیرضا ابراهیمپور گیلانی
شاعران گیلان
3
با جرات و پرامید؛ لاریجانی
تا نزد ولی رسید، لاریجانی
احراز صلاحیت تو نزد خداست
وقتی شده ای شهیدلاریجانی
میثم رنجبر
4
۱
رقصیدن پرچم و خیابان آری
ما را بکِشد به سمت میدان آری
گر تیغ ستم ببارد از هر سویی
پیروز شود لشکرِ ایران آری
۲
داغی که به جانِ عاشقان افتادهست
آتشکده ای که بی امان افتادهست
هر صبح که خورشید وطن میتابد
یک لاله به سمت آسمان افتاده ست
سارا بردبار
شاعران فارس
5
پای دفاع از ملت و دین در میان باشد
باید لهیبِ داغِ مان آتشفشان باشد
تا بر کَنیم از ریشه بنیانِ تجاوزگر
پیکان به پیکان تیر باید در کمان باشد
از ملت آزاده ی ایران همین بس که
تا هست چون خاری به چشم دشمنان باشد
تا در کُنام شیرها افتند کفتاران
باید که مرز و جبهه ی ما بی امان باشد
صهیون جلاد از همین الان مهیا باش
نام تو باید محو از لوح جهان باشد
کار شما بد سیرتان ِرذل آخر شد
تا کی نشان ظلمتان هر جا عیان باشد
اکرم نورانی
6
اینچنین
…………………..
پر زد به آسمان و کبوتر شد اینچنین
خاک وطن دوباره معطر شد اینچنین
هر قطره، لالهای شد و هر لاله، پرچمی
با این شهیدهاست که کشور شد اینچنین
از خشکی لب تو و نوزاد بیگناه
چشمان مادران وطن تر شد اینچنین
هر روز میرسد خبر کشتن یلی
این چندمین علیست که پرپر شد اینچنین!؟
موشک، سهشعبه شد، دل اهل حرم شکست
قد رشید او علیاصغر شد اینچنین
باید که در عبا ببرندش به آسمان
فرزند ارشدش، علیاکبر شد اینچنین
اینبار قتلِ صبر نشد این پدر ولی
آمد به خود بیاید بیسر شد اینچنین
تسبیح پارهپارهی تنها به روی خاک
حق داشت خواهر تو که مضطر شد اینچنین
محمد عابدی
شاعران قم
7
پرشورترین قیام شو، بسم الله
بر غصه ام التیام شو، بسم الله
ایران عزیز پرچمت را بردار
آماده انتقام شو، بسم الله
صدیقه کشتکار
شاعران گیلان
8
هنگامهی جنگ، مرد بیپروا بود
هنگام خروش لحن او شیوا بود
دستاوردِ شهید لاریجانی
خونآوردی شبیه عاشورا بود
محمد معروفی
شاعران زنجان
9
ما پیرو خطِ رهبرِ ایرانیم
آماده و جان بر کف و همپیمانیم
با حضرت سید علی خامنهای
پای قسم و بیعت خود میمانیم
علیرضا ابراهیمپور گیلانے
شاعران گیلان
10
آبراهام لینکن نگو،یک غولِ بی شاخ و دم است
قدرت نیشش که گفتی بیشتر از کژدم است
پرسشی دارم ولی از آن ترامپِ گنده بگ..
این چنین ناوی چرا در تنگهٔ هرمز گُم است؟!
پدرام اکبری
شاعران فارس
11
ای آنکه با ما در خیابان ها نمی آیی…!!
موشک که می بارد نمی پرسد ز افکارت
از مذهبت ، دینت ، مرامت ، نوع گفتارت
موشک که می بارد فقط با خشم می بارد
هرگز نمی پرسد ز رنگ و روی و رخسارت
ای آنکه با ما در خیابان ها نمی آیی
من می دهم اینگونه با این شعر اخطارت
دشمن فقط قصدش تسلط روی ایران است
گر خواب باشی می کند با خشم بیدارت
تو با رقیبان تو را یکباره می بلعد
با قتل و کشتار و ستم آید به دیدارت
کاری ندارد راست باشی یا که چپ باشی
کاری ندارد کیست همراه و هوا دارت
پس بهتر آن باشد که باشی با رقیبان دوست
با وحدتی محکم که حق باشد نگهدارت
مشت گره کرده ، ندای مرگ بر دشمن
آسان کند با قدرت حق راه ِ دشوارت
باید بگویی قاطع و محکم به آمریکا
نفرین به اقدام تو و بر آن سگ هارت
میدان به ما و وحدت ما می شود پیروز
گر شُل بِجُنبی می کند زار و عزادارت
از اختلاف بین ما دشمن به وجد آید
زنهار زیرا می کند در غم گرفتارت
امروز روز اختلاف و خود زنی ها نیست
خیلی مواظب باش یاد آید به مختارت
دیدی چگونه خصم او نازک دلان را کشت
عبرت بگیر و در خیابان آی با یارت
خوشدل به پیروزی بگو نفرین به آمریکا
اُف بر ترامپَت و آن نتانیابوی کفتارت
ایران برای من ، برای تو ، برای ماست
با ما بمان پای وطن با کار و کردارت
محمد جعفر زارع خوشدل
شاعران فارس
12
باز گُسترده بساط هفت سینش را بهار
هست در ابن سفره ی نوروز هشتم سین شهید
سد پریشان نظم عشق و آخرش تفطیع شد
عین عطشان است و قافش قاف عرفان شین شهید
ناصر دوستی
شاعران زنجان
13
ساعت صبح دهم هرچه دگرگون میشد
بیشتر جان زمان، قلب زمین خون میشد
بغض در باور سرخط خبرها پر بود
واژه واژه خبر از خون جگرها پر بود
نور این قافله به صبح سپیدش پیوست
یار ما رفت و به یاران شهیدش پیوست
مهر و انگشتر و تسبیح و عبایش باقیست
رفت و پشت سر این ایل دعایش باقیست
راه عشق است که از هرچه بلا عاری نیست
تیغ بردار که هنگام عزاداری نیست
خون ما در رگ تاریخ به جوش آمده است
از عزای تو حماسه به خروش آمده است
چه کسی گفت که در فکر فرارت بودی؟
همه دیدند که در دفتر کارت بودی
همه دیدند شب از جلوهی نور تو پر است
همهی شهر من از عطر حضور تو پر است
کار داریم از امروز دگر با دشمن
متحیر شود از بهت تماشا دشمن
فکر کردید دگر آب گذشت از سرمان؟
تیزتر شد پی پیکار شما خنجرمان
خون ما از لبهی تیغ تو برندهتر است
به همین صبح قسم خامنهای زندهتر است
مهدی حنیفه
شاعران زنجان
14
تقدیم به دانش آموزان میناب
زنگ، زنگ دشمنی که خورد
آسمان دوباره گریه کرد
شاهدم که در کلاستان
بمب با شکوفه ها چه کرد
با زبان روزه پر زدید
ای شکوفه های پر امید
خون سرختان مداد شد
روی خط تیره خط کشید
ای ستاره های نو نهال
ای شکوفه های باغ ما
مثل زخم کهنه تازه است
با شما همیشه داغ ما
شور و حال و خنده پر زده
از دل و نگاه مدرسه
مثل ما عزا گرفته است
پرچم سیاه مدرسه
حسین سلیمی
شاعران زنجان
15
خیابان در خیابان غیرت مردانه میجوشد
شرف، بر قامت میهن لباس رزم میپوشد
هراسی نیست از طوفان, ز تاریکیِ دژخیمان
خوشا آن کس که از جام شهادت نور می نوشد
آرزو ولیپور
شاعران مازندران
16
بی تو حالم خراب کشور من
چشمهایم پر آب کشور من
نام تو یادگار دورانها
قلب من همچو قاب کشور من
جز تو در رنگ رنگ این عالم
نکنم انتخاب، کشور من
پرچمت سایهبان عزت و جاه
بر سر شیخ و شاب کشور من
بوی خاک تو بر دلم دارد
حکم عطر گلاب، کشور من
من به تاب و تبم ز تو همه عمر
که نباشی به تاب کشور من
نرسد دست دشمنان بر تو
با هر آن چه شتاب کشور من
دشمنانت به پیش رستمها
همچو افراسیاب، کشور من
بیوطنها فقط تو را خواهند
غرق در التهاب کشور من
غاصبان تاختند بر خاکت
تو ندادی رکاب کشور من
آب و تاب همه تمدنها
پیش تو چون سراب کشور من
از تو جز فصل سرفرازی نیست
هرچه خواندم کتاب کشور من
حرز امن تو بر لبم این است
ذکر یا بوتراب کشور من
نیست ما را بضاعتی در خور
به تو جز شعر ناب کشور من
دکتر عبدالرضا مدرس زاده
شاعران اصفهان
17
“حافظه خیابانها”
جنگیدیم
معبرها
ما را میخواندند…
من
و همرزمِ رنگینم
شقایق بر دوش
جاری شدیم زیرِ پوستِ خاک…
گلوله
سربندم را
بوسه باران کرد،
بارانی از جنسِ ماندن…
تابیدیم
از میانِ سیم و خار و خاک
تکه
تکه
بر اسارتِ وجدانها…
غرقند
خاکریزها
در پلاکهای بیسر
خیره ماندهاند
آیینهها به روزِ واقعه…
ما
رگهای شهر،
نفَس برای کوچهها شدیم
ماندیم
پایِ حرفهای سپیدمان…
خوب به یاد دارند
دیوارهای نجیب شهر
شعرِ آزادی را…
ماندهاند
قولهای مردانه
در حافظه خیابانها…
از شما میپرسم
که همخانه فردایید؛
آیا هنوز
گلها،
عاشق باغبان میشوند…؟
جنگیدیم…
کسی ما را یادش هست…؟
سپیدی از مجموعه پیش از مرثیه گندمزار
تالیف: دکتر ملیحه پیران کاشانی-همای
دکتر ملیحه پیران کاشانی
زنده باد ایران🇮🇷
اشعار پایداری
شاعران کاشان
18
ای هم وطن آواز شهید آمده است
از معرکه سرباز شهید آمده است
ما مرد شهادتیم این مکتب ماست
برخیز بیا باز شهید آمده است
فرهاد مرادی
شاعران زنجان







