نویسنده : فرهاد مرادی
مدیر مسئول پایگاه خبری شاعر
چندیست که فضای مجازی آلوده به الفاظ منزجر کننده ای شده است که برخی افراد برای آنکه خودی نشان بدهند و خود را معروف کنند دست به کارهایی می زنند که باعث تحریک احساسات ادب دوستان و آحاد مردم می شود که نباید به آنها بها داد چرا که باعث رسیدن آنها به اهدافشان می شود.در این مطلب می خواهم بگویم چرا قد و قواره بسیاری از آدم ها در اندازه این نیست که به فردوسی و شاهنامه او توهین کنند؟
شاهنامه، حماسهای منظوم و نوشتهشده توسط حکیم ابوالقاسم فردوسی در سده چهارم هجری قمری (دهه ۳۷۰ تا ۴۰۰ ه.ق) است. این اثر سترگ، با بیش از ۵۰٬۰۰۰ بیت (برخی نسخهها تا ۶۰٬۰۰۰ بیت)، به زبان فارسی دری سروده شده و یکی از پایههای اصلی زبان و هویت فارسی محسوب میشود.
شاهنامه را میتوان به سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی تقسیم کرد:
1. دوره اساطیری (از آغاز تا پادشاهی فریدون):
* آفرینش جهان، نخستین پادشاهان اسطورهای مانند کیومرث، هوشنگ و تهمورث.
* معرفی پهلوانان اولیه مانند کاوه آهنگر و قیام او علیه ضحاک و به پادشاهی رسیدن فریدون.
* این بخش سرشار از نمادها و کهنالگوهاست.
2. دوره پهلوانی (از پادشاهی منوچهر تا پایان پادشاهی گشتاسب):
* قلب تپنده شاهنامه. این بخش به داستانهای پرشور و پهلوانان بزرگ ایران، به ویژه رستم و خاندانش (زال، سهراب، فرامرز و…) میپردازد.
* داستانهای معروفی مانند رستم و سهراب، هفتخوان رستم، رستم و اسفندیار، سیاوش و اکوان دیو در این بخش جای دارند.
* این بخش ترکیبی از نبردهای خیر و شر، عشق، حسادت، سرنوشت و غرور است.
3. دوره تاریخی (از پادشاهی بهمن تا پایان کار ساسانیان):
* این بخش به پادشاهان تاریخی ایران مانند اسکندر، اشکانیان و به ویژه ساسانیان میپردازد.
* داستانهایی مانند خسرو پرویز، شیرین و فرهاد و رزمهای ایران و روم در این بخش آمده است.
* این بخش با حمله اعراب به ایران و پایان کار ساسانیان به پایان میرسد.
اهمیت و تأثیر شاهنامه
شاهنامه تنها یک کتاب شعر نیست؛ بلکه یک گنجینه ملی و فرهنگی است. فردوسی با سرودن شاهنامه، زبان فارسی را از خطر نابودی و فراموشی نجات داد. او عمداً از به کار بردن واژههای عربی پرهیز کرد و زبان فارسی را در اوج فصاحت و زیبایی احیا کرد. و دیگر اینکه او اسطورهها، افسانهها و تاریخ کهن ایران را که در خطر از بین رفتن بود، گردآوری و برای همیشه جاودان کرد. شاهنامه کتابی است که شالوده هویت ملی: شاهنامه به نماد هویت، وحدت و ملیت ایرانیان تبدیل شده است. پهلوانان شاهنامه، به ویژه رستم، قهرمانان ملی هستند که ارزشهایی مانند شجاعت، میهنپرستی، جوانمردی و وفاداری را تجسم میبخشند. شاهنامه الهامبخش هنرمندان در زمینههای مختلف از جمله نقاشی (مینیاتورهای مکتب هرات و تبریز)، مجسمهسازی، تئاتر، فیلم و موسیقی بوده است. و به راستی فردوسی در سراسر شاهنامه به مسائل عمیق انسانی مانند عدالت، خرد، سرنوشت، انتخاب و نتایج اعمال انسان میپردازد.
از نگاه ادبی وزن: شاهنامه در وزن متقارب (فعولن فعولن فعولن فعل) سروده شده که وزن مناسبی برای حماسهسرایی و نقل داستانهای پهلوانی است. و از حیث زبانی زبانی فخیم، استوار و پرصلابت دارد. فردوسی در انتخاب واژهها نهایت دقت را به خرج داده است. حکمت: بسیاری از ابیات شاهنامه به صورت ضربالمثل درآمده و در زندگی روزمره فارسیزبانان استفاده میشود. (مانند: “توانا بود هر که دانا بود” یا “چو نیکونگری نیکی آیدت پیش”
و اما یه نکته حائز اهمیت است فردوسی حدود ۳۰ سال از عمر خود را صرف سرودن شاهنامه کرد. داستان معروفی وجود دارد که سلطان محمود غزنوی به او وعده پاداش بزرگی (به ازای هر بیت یک سکه طلا) داده بود، اما در پایان به او پاداش ناچیزی (به ازای هر بیت یک سکه نقره) داد. فردوسی از او رنجیده شد و هدیه را بخشید یا رد کرد. این داستان نمادین، نشاندهنده عشق فردوسی به فرهنگ و میهنش است، نه ثروت که خیلی ها در عصر او در عصر امروز به هر قیمت می خواهند و می خواستند صاحب ثروت شوند در یک کلام، شاهنامه تنها یک کتاب نیست؛ یک جهان است. جهانی پر از قهرمانانی است که عشق، خرد و شکوه که هویت یک ملت را برای همیشه شکل داده است. البته! ادیبان، شرقشناسان و هنرمندان بزرگ جهان، همواره شاهنامه فردوسی را به عنوان یکی از برجستهترین آثار ادبی جهان ستودهاند. در ادامه نظر برخی از این بزرگان را با ذکر نمونه میآورم:
۱. یوهان ولفگانگ فون گوته (شاعر و ادیب بزرگ آلمانی)
گوته، که خود از حافظ بسیار الهام گرفته بود، به شاهنامه و فردوسی نیز علاقهمند بود. او در اثر مشهور خود، «دیوان غربی-شرقی»، به صراحت از فردوسی یاد میکند و او را میستاید. این بیت از گوته به خوبی نشاندهنده احترام اوست:
«فردوسی تاج سراست در سرای سخن،
که از برای وطن خود جان و تن داد برون.»
او در جایی دیگر میگوید:
«فردوسی در شاهنامه، جهانی از حکمت و حماسه آفریده که همواره زنده و پویا خواهد ماند.»
۲- سر ویلیام جونز (خاورشناس و فیلسوف انگلیسی، قرن ۱۸)
وی که از پیشگامان مطالعات شرقی در اروپا بود، درباره فردوسی میگوید:
«حکیم فردوسی، شاعری است که به تنهایی همپایه تمامی شاعران حماسهسرای یونان است. اگر او تنها داستان رستم و سهراب را سروده بود، برای جاودانه شدن نامش کافی بود.»
۳- رالف والدو امرسون (فیلسوف و نویسنده آمریکایی، قرن ۱۹)
امرسون در مقالهای با عنوان «فردوسی» مینویسد:
«فردوسی تاریخ ملی ایران را به زیباترین شکل ممکن به نظم کشید. او شاعری است که به جای تکیه بر تخیل محض، بر حقیقت و تاریخ تکیه زد و اثری آفرید که برای تمام ملل جهان قابل درک و ستایش است. او را میتوان در کنار هومر و شکسپیر قرار داد.»
۴- ژوکوفسکی (شاعر و مترجم روس، قرن ۱۹)
واسیلی آندریویچ ژوکوفسکی، که بخشهایی از شاهنامه را به روسی ترجمه کرد، میگفت:
«شاهنامه فردوسی، دریایی از حکمت و شجاعت است. ترجمه آن برای من نه یک کار ادبی، بلکه یک سفر روحانی به قلب فرهنگ شرق بود.»
۵- آن ماری شیمل (خاورشناس و ایرانشناس بزرگ آلمانی)
شیمل که تحقیقات گستردهای درباره عرفان و ادبیات فارسی داشت، در کتابهایش بارها به عظمت شاهنامه اشاره کرده است. او معتقد بود: «شاهنامه فردوسی تنها یک حماسه ملی نیست؛ کتابی است که به اساسیترین پرسشهای بشری درباره مرگ، زندگی، تقدیر و آزادی میپردازد. فردوسی موفق شد اسطوره را به سطح فلسفه ارتقا دهد.»
۶- تی.اس. الیوت (شاعر و منتقد ادبی برجسته آمریکایی-بریتانیایی)
اگرچه اشاره مستقیم او به فردوسی کمتر نوشته شده است، اما بسیاری از منتقدان معتقدند که آشنایی الیوت با ادبیات شرق (از جمله شاهنامه) بر درک او از «اسطوره» و استفاده از آن در شاهکارش «سرزمین هرز» تأثیر گذاشته بود. او ادبیات را یک کل یکپارچه میدانست و فردوسی را بخشی از این سنت جهانی ادبیات میشناخت.
۷- ویکتور هوگو (شاعر و نویسنده بزرگ فرانسوی)
هوگو در یکی از اشعارش به طور مستقیم از فردوسی نام میبرد و او را در کنار بزرگان ادب جهان قرار میدهد:
«جهان به سه شاعر بزرگ بر خود میبالد:
هومر یونانی، فردوسی ایرانی و شکسپیر انگلیسی.»
نظر بزرگان جهان درباره شاهنامه را خواندیم به طور کلی میتوان گفت که فردوسی در کنار Homer (ایلیاد و ادیسه) و Virgil (انئید) به عنوان یکی از سه حماسهسرای بزرگ جهان. است و این کتاب پیوند عمیق با فرهنگ، تاریخ و هویت یک ملت دارد همچنین تأکید بر غنای فلسفی و اخلاقی شاهنامه فراتر از یک داستان حماسی صرف است و نکته آخر اعتراف به نقش فردوسی در حفظ زبان و میراث فرهنگی ایران است که همگی به آن اشاره دارند.
این نظرات که در این مطلب بدان اشاره شد نشان میدهد که شاهنامه تنها به ایران تعلق ندارد، بلکه یک میراث فرهنگی جهانی است که هر فرد علاقهمند به ادبیات و فلسفه میتواند از آن بهره ببرد. و کسانی هم هستند که هویت برایشان معنا ندارد و با کج فهمی و عدم دانش و هویت شخصیتی نامعلوم دست به تخریب این میراث جهانی می زنند که در گذشته نیز بارها شاهد چنین اعمالی بوده ایم .







