به نام خدا
ــــــــــــــــــــــــ
نام مقاله : 100 خصوصیت بارز یک شعر خوب
ــــــــــــــــــــــــ
تحقیق و تالیف : عماد بهاری
ــــــــــــــــــــــــ
سلام عرض میکنم خدمت شاعران گرامی ، اولا لازم میدانم بابت فاصله ای که بین
قسمت اول و دوم مقاله انداختم از عزیزان عذر خواهی کنم،علت این وقفه این بود که
عزیزانِ علاقه مند به چنین مقاله هائی بخش اول را ببینند و بخوانند ، و کمی هم
خبر انتشار این مقاله در سایت فراگیر شود تا با همراهان بیشتری به سراغ قسمت
دوّم برویم . قسمت دوم مقاله را با هم می خوانیم و به ادامۀ ویژگی های یک شعر
خوب می پردازیم .
خصوصیات بارز یک شعر خوب ( بخش دوم ) :
6 – یک شعر خوب شعری ست که فضاهای زندگیِ عادی را درنوردد و پا را فراتر
از عادتهای روزانه و روزمرگی ها بگذارد و به گونه ای تصاویر را در خود بپروراند که
مخاطب را با خود به دنیائی تازه ببرد ، دنیائی که برای مخاطب ناشناخته است
و طبیعت هر انسانی مایل به دست یافتن به ناشناخته هاست ، پس چنین
پردازشی در شعر برای مخاطب جذاب جلو داده می شود و برایش تجسم
چنین تصاویری لذت بخش خواهد بود .
7 – در شعر تعقید لفظی وجود نداشته باشد :
اولا تعقید لفظی چیست ؟ اگر در عبارت ، مصرع یا جمله ای کلمات در جایِ خود
قرار نگیرند به گونه ای که این ترتیب بر خلاف نظم معنای عبارت باشد و باعث شود
مخاطب در فهمیدن معنا دچار مشکل شود ، میگوئیم عبارت دچار تعقید لفظی شده ..
به عنوانِ مثال در بیت زیر :
پسنده است با زهد عمار و بوذر/ کند مدح محمود مر عنصری را؟
یعنی عنصری را پسندیده است که با زهد عمار و بوذر مدح محمود کند؟
وچنانکه دیده میشود در این بیت ترتیب کلمات برخلاف ترتیب معانی چیده شده است .
نتیجه : سعی کنید در اشعارتان جای کلمات را به هر دلیل (مثلا رعایت وزن شعر)
پس و پیش نکنید و ترتیب معمول را در ابیات و مصرع های شعرتان لحاظ کنید .
8 – شعر خوب شعری ست که در گزینش واژه هایش دقت نظر و ذوق به خرج دهیم
واژه ها در شعر مانند استخوان بندی در بدن انسان هستند هر چه استخوان ها
مستحکم تر و قوی تر شکل بگیرند بدن را در برابر ضربات،بیشتر حفاظت می کنند
پس به هنگام انتخاب واژه ها در اشعار دقت خود را دو چندان کنید ، گاهی ممکن
است برای معنائی که در ذهن دارید چند واژه وجود داشته باشد ، لطیف ترین و
بهترین واژه را بر گزینید ، اگر به همین نکتۀ کوچک در سرودن شعر و ویرایش آن
دقت کنید بدون شک در پایان شعر به بالا رفتن سطح ادبیِ شعرتان به صورت
کاملا مشهود پی خواهید برد .
9 – شعر خوب در جامعۀ ادبی امروز نباید زبان فرسوده و کهن داشته
باشد ، گاهی می بینیم شاعری میگوید من میخواهم با سبک حافظ
شعر بسرایم یعنی میخواهم زبان امروزم را رها کنم و بروم سراغ زبانِ
شعریِ شخصی که چندصد سال پیش در زمان خودش خوب رسالتش
را ادا کرد ، و این یعنی عدم سرمایه گذاری بر زبان امروزمان در اشعار !
لذا شعر خوب شعریست که با زبانِ زمان خود پیش برود و توشه ای
برای شاعران نسل های بعد شود .
10 – در الفاظِ شعر تنافر حروف نباشد ( ؟!! )
ابتدا تعریفی از تنافر حروف را برای عزیزان به زبان ساده بیان میکنم ، تنافر حروف
به معنای این است که حروف در یک کلمه (یا دو کلمه که کنار هم هستند) به
گونه ای به هم متصل شوند که تلفظ را برای خواننده مشکل کند، به عبارت دیگر
هرگاه ” حروف از یکدیگر گریزان باشند ” عبارت دچار تنافر حروف گردیده است
مثال :
مانند کلمۀ (( پنهانست )) در صورتی که (ن) ، (س) ، (ت) را بدون حرکت یا به
اصطلاح ادبی با سکون بخوانیم در این حالت تلفظ بسیار مشکل بوده و استفاده
از چنین الفاظی در شعر نشانۀ ضعف شعر است لذا اگر بنا شد از الفاظی که
تنافر حروف دارند در شعر استفاده شود باید به گونه ای این تنافر را محو نمایند
همانگونه که مولانا در یکی از اشعارش آورده است :
دو دهان داریم گویا همچو نی/ یک دهان پنهاست در لبهای وی
مشاهده می کنید که شاعر به این نکته توجه داشته و با حذف (ن) تنافر
حروف را از بین برده است .
پایان بخش دوم مقاله
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











