لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

گزین وزین ـ کارنمای زیباشناسی استاد شجریان (1)

کسی که موسیقی کار می کند به ویژه خوانندگی ، اگر با ادبیات کشورش پیوند نداشته باشد لاجرم سخن و پیامی که از کار هنری اش القا می شود بسیار ناگیرا خواهد بود و چندانکه باری به هرجهت روخوانی کرده است ، در دشت دلهای مردم بی پروانه می ماند ! جوهر موسیقی این است که حضورش موجب پدید آمدن نظم است . همین که هنگام پخش یک آهنگ شنوندگان بسته به کیفیت جمع نسبت به آهنگ واکنش نشان می دهند ، شوندی است برای راستی این نگاه . برای نمونه در یک جشن پدیده ای که شادمانی و رقص حاضران را آنکادره و پردازش می کند موسیقی است ، آنهایی که توانا به استفاده از ظرافت ها و حرکات زیبا و هماهنگ اندام خویش هستند بیشترین بهره را می گیرند و کمترین بهره را کسانی که هماهنگ با آن آهنگ دست می زنند و فرودست ترین بهره تکان دادن نرم و ملایم سر و گردن . در جمع عرفا موسیق هماهنگی سماع را به لحاظ دینامکی و تهیج و پرواز روح را به لحاط درونی پردازش می کند . نمونه ای دیگر که کمتر کسی بدان نگاه می کند ، حرکات موزون یک شاطر نانوایی است ! او در اثر تکرار یک رشته حرکات برای کار خود ریتمی تعریف کرده است چنانکه ریتم در موسیقی نیز توالی شدت و ضعف هاست . از برداشتن چانه ی خمیر که یک ضرب ضعیف است که در آغاز میزان آورده می شود ، شروغ و کوبیدن آن بر صفحه ی وردنه و ضربه هایی که برای پهن کردن آن با کف دست میزند و سرانجام به دیواره ی تنور می چسباند صداهایی ایجاد می شود که شاطر بنا به ذوق در آنها شدت و ضعف ایجاد می کند و یک رقص هماهنگ با آن ریتم نیز پدید می آورد تا کمتر فشار و تاب تنور سوزان را حس کند !

یک موسیقیدان خاصه یک آوازخوان _ البته آوازخوانی که به کارش عشق بورزد _ برای اجرای یک کار نگاه ویژه ای به شعر یا کلام آهنگ دارد و گاه دیرزمانی را صرف جستحوی کلامی شایسته و متناسب با کارش نماید . استاد شجریان در فرگاه خسروی آواز ایران ، به لطافت و ظرافت به این گزینه نگاه ژرف دارد و اگر بگویم که حافظ ، سعدی ، عطار و سایر شعرای ایران ، بخشی از آوازه ی خویش را مدیون جناب شجریان هستند حرف گزافی نیست !

ایشان در آلبوم رندان مست و در غزل چشم یاری ، فعلی را دیگرگونه می خواند . بدین گونه :

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت

ما ندانستیم و صلح انگاشتیم

غالب نسخه های موجود از دیوان حافظ اینگونه ضبط کرده اند :

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت

ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

و در برخی نسخه ها :

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت

ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

برای بررسی سازمانی این واژه و آمیغ ها ، من روش خودم را بکار می گیرم و به آن احترام می کنم اما دوستان و خوانندگان این نوشتار در پذیرش آن به نتیجه ی کار می نگرند و اکراهی در رد و قبول نیست . شایان گفتن است کاربرد این روش در گستره ی تلفیق شعر با موسیقی است .

این کمینه در بررسیدن سازمان دینامیکی واژه های کلام یک آهنگ ، نخست به جانمایه ی موسیقی نگاه می کنم تا آشکار شود که این قطعه از گزینه های حماسی ، عاشقانه ، فانتزی ، توصیفی ، عرفان عاشقانه ، سوگینه یا سورینه و … به کدام نزدیک تر است .البته دانسته است که بر پایه ی هرمنوتیک هرکسی می تواند برداشت و نگاه خویش را داشته باشد .

تصنیف چشم یاری

این کار در نگاه اول چنین می نماید که شکوه از معشوق است و اینکه عاشق به سبب برنیامدن کام با معشوق مجادله می کند ! اما از براین پایه که عشق به عرض نگاه ندارد و پشت سربینی در مرام عشق نیست ، چیزی به نام پشیمانی و مجادله در آن نمی گنجد ! در واقع کار به سمت عرفان عاشقانه گرایش دارد و نگاه نخستین بدین شوند است که انسان همواره با تضاد ها روبروست که بنا به شرایط حال یکی دیگری را ناصواب می داند تا زمانی که ایمان و یقین حاصل شود و به یک ختم شود . در این مسیر آدمیزاد از آنروکه هنوز به کمال نرسیده است برخی ناز و عتاب را بی مهری می انگارد و با خویش درددل می کند اما باز رای به بری بودن معشوق از هرگونه عیب می دهد و خویش را ملامت می کند که بی هیچ فراخوانی از سوی معشوق آغاز کرده است و هرچه هست از قامت ناساز عاشق است .

گفت خود دادی به ما دل حافظا / ما محصل بر کسی نگماشتیم (حافظ)

اورا خود التفات نبودش به صید من / من خویشتن اسیر کمند نظر شدم (سعدی)

اما سازمان واژه های غلط کردیم ، خطا کردیم و ندانستیم

غلط کردیم : حروف (غ ، ک ، ر) از دسته ی حروفی هستند که از نرمی برخوردار نیستند و با اصطکاک تولید می شوند و حرف (ط ) ساکن که ضمن اینکه ایجاد سکته و گرفت می نماید پیش از حرف ک آمده است که دشواری آن دوجندان شده و در یک کار عاشقانه و لطیف پسندیده تر است که از حروف نوک تیز و زبر بهره گیری نکنیم .

خطا کردیم : حروف ( خ ، ک ، ر) نیز همان داستان پیش گفته را دارند با این تفاوت که ( ط ) ساکن نیست و یک مصوت بلند تشکیل داده است .

ندانستیم : حروف (د ، ت ) تنها حروفی هستند که می توانند زبر باشند و در دو گزینه ی پیشین نیز وجود داشتند اما در این گزینه زیری این حروف کاملا از میان رفته است چراکه حرف (د )پس از حرف خیشومی و کاملا نرم (ن) و پیش از (الف) آورده شده و مصوت بلندی را تشکیل داده است چنانکه گرفتگی و سایش و زبری در ان پدیدار نیست . حرف ( ت ) نیز به شوند قرار گیری پس از( س) که مخارج نزدیک دارند و پیش از (ی ) و تشکیل مصوت بلند ، خویش را اراسته و لطیف می نماید .

شایستگی و مراعات ادب

غلط کردیم و خطا کردیم در تراز با ندانستیم لحن تندتری دارند و ندانستیم مهربان تر و محترمانه تر می نماید .

غلط کردیم و خطا کردیم : لحن این آمیغ ها چنین است که ما راه را به غلط رفته ایم و اکنون پشیمانیم ! یا ما اکنون دریافته ایم که در انتخاب راه خطا کرده ایم و پشیمانیم .

نکته : از آنجا که پشیمانی در مرام عشق نمی گنجد ، این آمیغ پسندیده است برای معشوق به کار برده نشود مگر برای پوزش و اقرار بر گناه در پشیگاه معشوق .

مولانا :

خود پشیمانی نروید از عدم

چون ببیند گرمی صاحب قدم

ندانستیم : در این واژه لحن بدین گونه است که ما ندانسته و بی اختیار چنین کردیم و هرچه باشد می پذیریم . در این لحن اشاره ای به درستی یا نادرستی آنچه نادانسته روی داده است نمی شود و بدین شوند اصل بر رضایت است و پشیمانی عاشق نمودی ندارد .

نمودار نسخه ها و عدم توجه به کمیت از سوی استاد شجریان
بیشینه ضبط : فعل آمیغی (غلط کردیم) در 8 نسخه ی خطی ضبط گردیده است .

1. نسخه ی مورخ 821 / کتابخانه ی دکتر اصغر مهدوی / تهران

2 . نسخه ی مورخ 822 / کتابخانه ی طوپقاپوسرای استانبول

3. نسخه ی مورخ 824 / کتابخانه ی سبزپوش / گور کهپور هند

4. نسخه ی مورخ 825 / کتابخانه ی نور عثمانیه / استانبول

5. نسخه ی مورخ 827 / کتابخانه ی سید عبدالرحیم خلخالی

6. نسخه ی مورخ 836 / کتابخانه ی دکتر اصغر مهدوی

7. نسخه ی علامه قزوینی و دکتر قاسم غنی

8. نسخه ی نیمه ی اول قرن نهم / کتابخانه ی ملی ایران

کمینه ی ضبط : فعل (ندانستیم) تنها در یک نسخه آورده شده است :

نسخه ی مورخ نیمه ی اول قرن نهم / کتابخانه ی عزت قویون اغلو ، ترکیه

استاد شجریان زیبایی کلام و دریافت شخصی را در نظر گرفته ، از نگاه کمیت گرایانه پرهیز می کند وبا جسارت بهترین گزینه را برای ارایه ی یک تصنیف عاشقانه بر می گزیند . هرچه َآن خسرو کند شیرین بود …

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات