هنر در ترازوی تعهد
به بهانهی واکاوی تبارشناسی آثار نقاشی و شعر سهراب سپهری
«سکوتِ متعهد: بازخوانی تعهد هنری در آثار سهراب سپهری»
در تحلیل سنتی، تعهد هنری اغلب با مفاهیمی چون «مسئولیت اجتماعی، عدالتطلبی، و بیان مستقیم دردهای جمعی» تعریف میشود؛ چنانکه در شعر نیما، شاملو یا اخوانثالث شاهد آنیم.
اما سهراب سپهری، با ظاهری آرام، ذهنی رازآلود، و زبانی لطیف، گویا از این میدان فاصله دارد. آیا چنین است؟
واقعیت آن است که سهراب، بهگونهای دیگر متعهد است؛ نه در هیاهو، که در خلوت؛ نه در شعار، که در شعور.
او دغدغهمند است، اما دغدغهاش «بازگشت به جوهر گمشده انسان» است، نه صرفاً پرداختن به نشانههای بیرونی رنج.
در شعر و نقاشی سهراب، «تعهد» به شکل تازهای ظاهر میشود:
– تعهد به طبیعت: سهراب، هستی را همچون معبدی زنده مینگرد. طبیعت در نگاه او مقدس است؛ نه نماد، بلکه حقیقت.
– تعهد به معنا: او بهجای توصیف درد، در پی کشف معناست. در دنیای پرآشوب، صدای سهراب دعوت به درنگ است.
– تعهد به روح انسان: اگرچه او درباره سیاست یا فقر کمتر سخن گفته، اما بیش از بسیاری از شاعران، از «غربت انسان معاصر» گفته است.
در ترازوی تعهد، سهراب را نه باید در کفهی بیمسئولیتی نهاد، بلکه باید فهمید که او تعهد را در سکوت، شهود و سلوک هنری میجوید، نه در فریادهای روزمره.






