لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

نقد و بررسی غزلی از خانم مرضیه خدیر

باز صحبت از غزل است.
عالمی ناتمام از حضور و دنیائی از تشابه و تصویر.
جهانی پر از نظم و انضباط و مقامی پر از نغمه و موسیقی…
و هکذا،دریایی مملوّ از امواج متلاطم احساس و شور و شعور.
… چه می گویم؟!
از خودم نیست، وقتی که بوی غزل به مشامم می خورد،کلّ وجودم مست معنا شده و اختیار سخن از سلیقه ی طبع بیانم خارج می گردد و لابد هر آنچه از قلمم جاری باشد،عین حقیقت است.
غزل بعنوان شاه شعرها ،عالمش عمیق و تمام نشدنی است.
از خصوصیات یک غزل استخواندار و پر مغز این است که هرچه برایش نزدیک می شوی بزرگتر می شود .
در خصوص عالم بی منتهای غزل، قلمها رانده اند و احساسها دوانده اند و هنوز هم که هست می بینیم قلیل نوشته شده است. مقام غزل بسیار بالاتر از این حرفهاست که ما به افاده ی سخن به استقبالش می نشینیم.
من از آن جمله شعرهایی که بیشتر دوستش دارم یکی غزل است، و بدین خاطر نیز بر غزلسرایان عزیز، احترام بخصوصی قائل هستم. زیرا که غزل نوشتن کار هر شاعر نیست. زور می برد،مطالعه و ظرافت می خواهد و از همه مهمتر اینکه استعدادی خدادادی می طلبد.
خانه ی غزل ، دارای شکلی می باشد به ظاهر کوچک اما اندرونش دنیایی برپاست. ستونهایی دارد بسیار محکم و استوار و اسکلتی دارد مزیّن و عالم زا.
اگر از درب یکی از ابیاتش وارد بشوی خارج شدنت بدان سادگی ها هم نیست . برای اینکه در هر قدمی از مسیر احساست با خویشتن جهانی را حمل خواهی کرد.
سرکار خانم مرضیه خدیر، از جمله غزلسرایانی هستند که قدرت تصویر سازی شان در شعر، قوی و عالم تخیّلشان پاک و هنرمندانه است. روحشان لطیف و احساسشان جوشان می باشد . خیلی وقت است که اینجانب از کلام گهربارشان در عالم اینترنت بهره می برم. از ایشان غزلی زیبا و دل انگیز خواندم و حیفم آمد که از رویش بی تفاوت بگذرم . لذا مصمم بر آن شدم که قلیلی هرچند ناقابل در خصوصش قلم دوانی کنم. ابتدا شعر را مرور می کنیم:

اصلاً هرآنچه عشق بگوید…

افتادم از نگاه تو ، حاشا نمی کنم
از ماجرای عشق تو پروا نمی کنم

از معبد دلی که به من حس عشق داد
حتی سفر به آخر دنیا نمی کنم

برگرد و باز هم به نگاهم زمان بده
دائم نگو كه توي دلت جا نمي كنم

اصلاً هر آنچه عشق بگويد ، بيا بمان
من دل براي حادثه دريا نمي كنم ؟

بي تو بهانه هاي دلم را كجا بَرم ؟
وقتي كه ساده با دل خود تا نمي كنم

من با تو؟ بي تو؟ آخر اين قصه را بگو
اما نگو كه :”با تو مدارا نمي كنم”

بیدار و بی قرار به پایت نشسته ام
جز روی چشم های تو در وا نمی کنم . . .

غزل را خواندیم، خودجوش و پر از احساس و دارای عاطفه ای تمام نشدنی می باشد. جهت سهولت تشریح ، شعر را از چند جنبه بطور جداگانه مورد نقد و بررسی قرار می دهم :

الف- نقد و بررسی از لحاظ وزن و ریتم موسیقیائی:

وزن شعر در نماد : (U-U-UUU-U- ) و در وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) بوده و دارای موسیقی روان می باشد.
در هیچ کدام از بیت ها شکستگی وزن ندیدم.

ب- نقد و بررسی از لحاظ تکنیک و قوافی:

قوافی عبارتند از : حاشا،پروا،دنیا،جا،دریا،تا،مدارا،وا

همه ی این عبارات ، جا افتاده بوده و قافیه ای که بکر بوده و یا نشانی از تازگی داشته باشد نیست. قافیه هایی هستند بسیار تکراری . اما تکراری بودن قوافی به هیچ عنوان نشانه ی امروزی نبودن یک غزل نیست. بلکه بیشتر تصاویر و تعابیر داخلی شعر مطرح می باشد. لیکن شاید کسی در غزلی از قوافی مصطلح در دیوان حافظ کمک بگیرد اما زبان و بیانش متفاوت از حافظ باشد.
این شعر، با توجه بر بافت ردیف و قوافی تکنیک ، متوسط می باشد و آنطوری که باید روی تکنیک شعر دقت ماهرانه ای نشده است.
گاهاً جوش خوردنهای تحمیلی حروف پایانی و آغازین عباراتی در یک مصراع از اقتدار و زیبائی مضمون می کاهد! مثال:
در مصرع ( وقتي كه ساده با دل خود تا نمي كنم )
اگر جوش بین عبارات (خود) و (تا) را از لحاظ وزن زیر ذرّه بین هم نکاویم ، به راحتی ضعف تکنیک مجسم است و این ضعف باعث شده از زیبائی مصرع بالاتر از این که بسیار هم شیرین سروده شده است،کاسته شود.
در غزل ، گاهی اوقات تکرار عباراتی موجب کثرت زیبائی بیرونی شعر گشته و موسیقی دل انگیزی را موجب می شود اما گاهی نیز بر عکس این عمل می شود و فکر می کنم که اینگونه سهوهایی از نشانه های شتاب شاعر برای ظهور هر چه زودتر اثرش می باشد . بعنوان مثال بر بیت زیر توجه فرمایید:

من با تو؟ بي تو؟ آخر اين قصه را بگو
اما نگو كه :”با تو مدارا نمي كنم”

اینجا تکرار عبارات از کیفیت و اقتدار بیان می کاهد. شاعر می توانست همین احساس ساده را کمی سنگین و با عباراتی پخته تر بیان نماید.
گاهی اوقات حقیقتاً یک شعر ی وزین و دلنشین را بیتی سبـُک جلوه می نماید.

ج- نقد و بررسی از لحاظ آرایه های ادبی:

از آرایه هایی که بیشتر بهره برده شده است عبارتند از : ایجاز،کنایه،استعاره،شفافیت…
از استعاره های مهمی که چون « معبد دل » به چشم خورد نیافتم. لذا تصاویر در طول ابیات شناورند.
ای کاش شاعر عزیز از ترکیبهای تازه ی امروزی و استعاره های زلال بر این مضمون شفاف و ساده تدارک می دیدند.

د- نقد و بررسی از لحاظ زبان و برداشت معانی:

زبان شعر بسیار ساده و شفاف و صمیمانه و خالی از افاده های پیچیده و بی مورد ادبی است. حقیر چنین احساس هایی را دوست دارم و از خواندن هر تک تک عباراتش لذتی وافر می برم.
در این شعر نا امیدی جایگاهی ندارد. و شاعر هر چند در عمق حسرت بسر می برد اما بازهم بر ادامه ی عشقش امیدوار است:

شاعر می گوید: هر چند تو مرا از خود هم برانی من از این محبت دست بر نخواهم داشت و هر ماجرا و خطری را در این راه خریدارم. بیت دوم نشانی از استقامت دارد و دوام عشق که به وصل منجر شود و همینطور تصویر افقی خوب پیش می رود:

برگرد و باز هم به نگاهم زمان بده
دائم نگو كه توي دلت جا نمي كنم

شاعر اینجا اقتدار بیرونی اش را قربانی حسّ لطیف و بی غلّ و غش درونی خود می کند و این خود نشانه ی صداقت است.
و همچنان احساس عمیقش، زلالتر می گردد:

اصلاً هر آنچه عشق بگويد ، بيا بمان
من دل براي حادثه دريا نمي كنم ؟

از همان ابتدا که سخن با عشق آغازیده و گفته از ماجرای عشق پروا نمی کنم، مؤکداً و جسورانه روی حرف خودش ایستاده و هیچ سستی به دل راه نمی دهد. سئوال می کند که : آیا در صورتی که عشق وارد میدان باشد من دلم را برای هرگونه پیش آمدی آماده نمی کنم؟! جواب مثبت است. یعنی البته که آماده می کنم!
اول و آخر هر چیزی عشق است.
شفافیت معنا در مصرع دهم کمتر است.
و اما عشق چنان دل عاشق را وابسته به خود کرده است که حتی با وجود خطا نیز طلب مدارا دارد و گویا در تردید است که معشوق با هر بهانه ای دل از او کنده و برای همیشه حدیث جدایی بخواند شاعر در آخر شعر، اتمام حجت نموده و کلامش را شفافتر از قبل بیان می دارد و این خود،علامتی از اعتماد و خلوصیت در عشق می باشد:

بیدار و بی قرار به پایت نشسته ام
جز روی چشم های تو در وا نمی کنم . . .

دیگر محبّت درونی را از این هم واضحتر نمی توان بیان کرد:
هم از عشق تو بیدارم
هم از عشق تو بیقرارم
هم برایت التماس می کنم ( خودم را بخاطر تو و عشق تو شکسته ام )
و هم اینکه اعلام می دارم به غیر از تو کسی دیگر را دوست ندارم.

به این می گویند « غزل حسرت » که شاعر عزیز، تمام فکر و غمش این است که از بهترین و سهل ترین راه به آرزویش برسد.
خانم مرضیه خدیر از جمله شاعران با احساس جوششی هستند که دلشان می خواهد در حین سادگی ، مطلب خویش را بطور هنرمندانه بیان فرمایند. ایشان دارای قلبی صاف و احساسی آتشین بوده و در شعر زلال نیز دستی دارند . امیدوارم در آینده از غزل های زیبای ایشان با استعاره ها و تصاویر بکری بخوانیم و لذت ببریم.

موفق و مستدام باشید

خادم اهل قلم

دادا بیلوردی

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات