باسلام ودرود بر همگان
در هفته ی گذشته ،شعری نیمایی در سایت درج شد ، از خانم حورالعین اوجاقی ،بانواوجاقی ،چندسالی ست که به گفته ی خود ِ ایشان ، پس از بازنشستگی ،بیشتر ِوقت خود را صرف شعر وشاعری می کند .
شاعر ، روحیه ای انسان دوستانه دارد ، سخت متعهد ، به ایران وفرهنگ این مرزوبوم شدیدا علاقمندست ، تمام شعرهایش که در سایت منتشر شده ،نشان از این تعهد و روحیه دارد – در سرتاسر ِتمام اشعارش یاءس راه ندارد – امید ، از ویژگی ِ بارز شعرهای اوست .
شعر “زرتشت “را با هم مرور می کنیم:
۱- واپسین دّمهای زرتشت است
زمین ، چون مادری فرزند مرده ، دست بر سر
اشکریزان است
آسمان هم، سر نهاده روی دوش سرزمین آریا،آرام میگرید
5 -ایزدان از شش جهت بابالهایی چون پّر ِقوهای دریایی
مسیررجعت نوراهورایی رازگیتی تابه مینو،پاک می روبند
فضا را عطر می پاشند
که زرتشت ِبهین دین ، سوی آنها باز می گردد
9 – روانها، غرق ِشادی ، در ره ِبرگشت او ، مستانه
می رقصند
10 – مرد نیک آیین ِاعصاروقرون ،ای پاکتراز پاک
نور لبخندت ، به هنگام تولد،ارمغان ِکودکان این
مهین میهن
کاش همواره فرامینت به گیتی جاودان می ماند
13 – بهین پندار بودن ،گفتن ِنیکو سخن ، کردار ِ نیکت
چون درخشنده درفشی رهنمای راه پاکان بود
15 – بیا آری …نگه کن خاک ِپاک ِ سرزمینت را
ببین نوباوگان ِ زادگاه تو،برای لقمه ی نانی
به روی ماسه های تفته می خوابند
و زنها ، بحر غم ، اسطوره های درد و تشویشند
و مردانت به زیر ِ بار ِ بد آیین زمان
20 – این بد سِگال ِ بد کُنش ، در بند وزنجیرند
و دخترها و گاهی نیز مادرها و…دریاو… بلم
لنج و دوبی …. یک تکه نان ….
دیگر نمی گویم ، مرا یارای گفتن نیست
24 – زبانم لال …
25 – رجعتی دیگر بکن زرتشت
قضا و تِم ِ این شعر ، تا حدی “قصه ی شهر سنگستان ” از سُروده های زنده یاد مهدی اخوان ثالث را یاد آورمان می شود.
وزن شعر، روان وقافیه ها نیز ، بر جای نشسته است .
محتوی شعر = برای بیان ِمحتوی شعر ،مجبوریم قبلا قدری زمینه سازی ،یا به تعبیری دگر ،خلاصه وار ، کلیاتی کوتاه از دین زرتشت را بیان کنیم:
تاریخ ِظهور زرتشت ، هنوز در بین محققان ، محل اختلاف ست ، بعضی ، ظهور اورا تا 5000 سال پیش به عقب می برند – وپاره ای دیگر ، از آن هم عقب تر – ولی آنچه که از متن های اوستایی که باقیمانده است بر می آید، محل ظهورش در سرزمین ایران و در آذربایجان بوده است .
دین زرتست ، مانند دین های دیگر ، دارای سازمان و مقررات خاص خود وجهان بینی ِاین دین ، بر اساس یکتا پرستی بوده – * اهورامزدا – مزدااهورا -هورمّزد – هُرمُزد -(دانای بزرگ وآفریننده ِ پاک )، آفریننده و راهبرنده ی جهان است (* نام ها و جمله هایی که در زیر خواهد آمد و علامت *دارد- به نقل ازکتاب – تداوم- نوشته ی نگارنده،چاپ به سال 1351 است )
* دین زرتشت ،دوران ِساختن وپرداختن جهان ، و مبارزه ی هُرمُزد با دیوان و شروع آسایش در جهان را به سه دوره ی سه هزارساله تقسیم می کند.
* از روزی که اّهریمن ِ بد نهاد، نخستین بار به جهان ِ هُرمُزد حمله برد، هُرمُزد، تا سه هزارسال به ساختن وپرداختن جهان مشغول بود ، و اّهریمن از بیم پیروزی ِ هُرمُزد و شکست خویش ، در قعر دوزخ مدهوش افتاده بود .
* در سه هزارسال ِدوم ، اّهریمن با دیوان ، به جهان هجوم آورد،آفریدگان ِ هُرمُزد را به آفت های اّهریمنی آلود، وتاریکی، بیماری ،نیاز ، خشم و دروغ ،و جانوران ِزیانکار را به این جهان آورد وآب و خاک و گیاه وحیوان و انسان را آزار کرد .
* در آغاز سه هزارسال سوم ، هُرمُزد ، برای رهایی ِزمین از آفت ها،زرتشت را به این زمین فرستادو آیین خود رابه او سپردتامردمان را به نیکی راهبر باشد وجهان را از شر ِ اّهریمن برهاند و راستی ، پاکی ،و آبادانی را حاکم کند .
* چون این سه هزارسال نیز به پایان آید، رستاخیز خواهد شد،بدی وزشتی و ناپاکی از میان بر خواهد خاست و دست اّهریمن تا ابد از دامن ِ آفریدگان ِ هُرمُزد کوتاه خواهد شد و جهان ، پاکی و فّر خواهد یافت .
* رستاخیز، توسط شش تن دلیر ِ ورجاوند که در خواب ِ دیرینه سال هستند وبا فریاد ” سّراوشا “(دشمن ِ سر سخت اژدهاها و آنانی که کوشش در راه گمراه کردن مردم دارند) ،از خواب گران سال بیدار می شوندو به رهبری “سوشیانت “( فرزند زرتشت ) به انجام می رسد .
* سوشیانت ، به معنی رهاننده است ،
نطفه ی زرتشت در آب ِ دریاچه ی “کیانسی ” (هامون ) است ، و فّرّوهّرها از آن نگاهبانی می کنند، و در هزاره ی زرتشت ،در دختری که در دریاچه تن شویی می کند نفوذ و او را باردار می سازد و از او پسری به جهان می آیدکه نخستین موعود ، یا همان “سوشیانت ” است و هموست که به رهبری ِ ورجاوندان ِ رستاخیز گر گُماشته می شود.
اشاره ی شاعر درقسمت اول شعر (سطرهای 1 تا 9 )، به تجلیل از زرتشت وبه نوعی مرثیه سُرایی ویادبودی شورانگیز وبرانگیزاننده است که با به کارگیری ِ واژگانی پارسی وفاخر برغنای شعر ومحتوی می افزاید ،
واژه هایی چون واپسین ،ایزدان ،رجعت نور ،اهورا،گیتی ،مینو،بهین دین ،نیک آیین ،مهین ،بهین دین ،بد کُنش ،بد سِگال ، ،واژگانی که فضا ومحتوی ِچنین شعری آن را طلب می کند.
شاعر ، در سطر 5 می گوید :
– ایزدان از شش جهت با بالهایی چون پّر ِقوهای دریایی –
اشاره ی شاعر به “ایزدان از شش جهت ” به شش اّمشاسپنداست .
* اّمشاسپندان را در سازمان دین زرتشتی ، می توانیم فرشتگان ،دستیاران ِاهورامزدا ، نگاهبانان و وجودهای مطلق و درحقیقت ، روحانی ومظهر ِ مبانی اخلاقی بنامیم ، آنان ،هریک نگهبان ِ یک یا چند یک ازعناصر خوب وزیبای این جهان اند.
* وّهومینو – به معنی خِرّدِ نیک ، نگهدارنده ی گله ها ورمه ها ونگاهبان ِاحوال موجودات زنده ی زمین ست ، او نخستین امشاسپند وسر آمدِ امشاسپندان نیز هست .
* اّشا -اّشاوّهیشته – دومین امشاسپند است ،
پرهیزگارترین و پاکترین ، فرشته ی نگهبان آتش .
*خّشترا – پادشاهی ِ مطلوب وباقدرت ،سومین امشاسپند است که نگهداری ِ فلزات و سنگ ها ،به وی سپرده شده .
* آرمیتی – فکر میانه رو ومعتدل – فکری که همیشه انسان را در مرز راستی و نیکی نگه داشته و ازلغزش مصون می دارد – آرمیتی ، نگهبان زمین است .
* اّو ِرتات
* اّمِرتات
پنجمین وششمین امشاسپند ، یک زوج جدا ناشدنی،
به معنای شکست ناپذیر ،نگهبان ِتندرستی و زندگی ِ لایزال و فنا ناپذیرهستند، آنان برآب ها وگیاهان فرمانروایی و نگاهبانی می کنند .
شاعر در سطر 13 – بهین پنداربودن ، گفتن ِنیکو سخن ، کِردار نیکت -رااشاره دارد،این اشاره ، همان آموزه ی
معروف وماندگار ِ زرتشت است ،
پندار ِنیک (هومِت )
گفتار ِ نیک (هوخِت )
کِردار ِ نیک (هّوّر ِشت )
این آموزه را با جراءت وقاطعانه می توان چکیده ی همه ی دستورها وآموزهش های همه ی ادیان و ایده ئولوژی های از آغاز تاریخ تا کنون دانست ،از بودا و کنفسیوس وارسطو و افلاطون وموسی وعیسی و…گرفته تا نیچه وهِگِل وکانت ومارکس و اِنگِلس و نو فیلسوفان کنونی وپندارگرایان ِدیگر، آموزه ای موجز و درعین حال گسترده – آموزه ای که نه تنها هنوز هم در میان زرتشیان ایران وجهان اجرا می شود ،بل به گونه ای نا آگاهانه در ضمیرایرانیان و پارسی زبانان ، جاری ست
در قسمت دوم شعر (از سطر 10 تا 24 )، شاعر ، با ذکر نمونه هایی از درد ورنج و تشویش ِزمینیان ، ذهن مخاطب را آماده ی طرح ظهور موعود – به گفته ی شاعر – رجعتی دیر بکن زرتشت – می کند.
در حقیقت می توان به گونه ای دیگر گفت که به تعبیر شاعر وبا توجه به سازمان دین زرتشتی ، در پایان هزاره ی سوم و درهنگام رستاخیز قرارداریم ،در آستانه ی ظهور ِ – سوشیانت – فرزند زرتشت ، نه خود ِ زرتشت که شاعر از آن نام می برد .
ضمن تقدیر از شاعر ِمتعهد وانسان وایران دوست مان ، بانو حورالعین اوجاقی ، یادآور می شویم که بی نقص شدن ِاین شعر ، چند ویراستاری دیگر را نیز نیاز دارد، از جمله در پایان ،شاعر گفته – رجعتی دیگر بکن زرتشت –
می دانیم که رجعت یعنی بازگشت ، رجعتی دیگر ، یعنی بازگشتی دگر ، زرتشت آمده و رفته ، بازگشتی هم نداشته که اکنون خواستار بازگشت ( فیزیکی یا روحانی) دوباره ی او شویم ،
شاید اگر گفته می شد – رجعتی باید تورا زرتشت – مناسب تر می بود ، صرفنظر از اینکه این بازگشت برعهده ی – سوشیانت – فرزند زرتشت و یاران او نهاده شده ، سوشیانت ی که پس از رستاخیز وکشتن اّهریمن ِ بد کُنشت ، باید که بر اساس دانش و اقتضای زمان ،به نوسازی ِ جهان و هرچه در اوهست بپردازد.
ممنون از توجه اتان
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











